تبلیغات
قبله تهران (راه عاشقی)

قبله تهران (راه عاشقی)
ری قبله تهران است (مقام معظم رهبری)


آیه قرآن

هرکس حضرت عبدالظیم را در شهرری زیارت کند گویا امام حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است

واردات ذهنمان را کنترل و مراقبت کنیم/ذهن آدمی از هر دزدی دزدتر است/ذهنی که آلوده است در نماز جمع نمی شود

ذهن آدم مثل حوضی است که پنج راه ورود آب دارد

آقایان علمای اخلاق یک مثال زده اند. ذهن آدمی را به یک حوض آب [تشبیه کردند]. قدیم ها خانه ها حوض داشت. مثلا می خواستند وضو بگیرند، می خواستند دست شان را آب بکشند، میخواستند رخت بشورند، در حوض می شستند. یعنی وقتی می خواستند آب بکشند. رخت را جدا می شستند و تمیزش می کردند که رنگ نداشته باشد و در حوض آب می کشیدند. الان دیگر از خانه ها رفته. ما اصلا نمی توانستیم سر شیر وضو بگیریم و صورت مان را بشوییم. حتما باید در حوض باشد. اما خب بعد عوض شد و شد. این حوضی که ذهن آدمی را به آن مثال می زنند، دقت کنید؛ حوضی که ذهن آدمی را به آن مثال می زنند حوضی است که پنج تا راه ورود آب دارد. حوض های قدیم یک دانه راه ورود آب داشت. راه خروج آب هم نداشت. لذا یک کسانی بودند که آب حوض کش بودند و می آمدند آب حوض را خالی می کردند و بعد تمیز می کردند و برای آب جدیدی که بخواهند درونش بریزند آماده می شد. ذهن آدمی پنج تا راه آب دارد. آن حوض قدیمی ها یک راه آب داشت. این پنج تا راه ورود آب، یکی چشم است. یکی گوش است. یکی زبان است. با اینکه ما با زبان حرف می زنیم. اما همین که داری حرف می زنی، یک آبی دارد به آن حوض وارد می شود. پنج حس. یکی هم حس لامسه است. باز از این هم یک پیامی دارد به اندرون آدمی می رود. آن پیام در اندرون ثبت می شود و می ماند. در این مثال در آن حوض. خب اگر از این پنج راه، آب آلوده وارد آن حوض شود، اگر از این پنج راه، آب آلوده به آن حوض وارد شود چه می شود؟ همه سرمایه آدم آلوده می شود. همه واردات آلوده است. همه واردات. پس همه آنچه که در آن حوض یعنی در ذهن شما موجود است، آلوده است. حالا دوستانی مکرر آمدند که مثلا توبه کردند و گذشته شان را کنار گذاشتند. اما می گوید رها نمی کند. عکس ها. خاطرات. خیالات بد. این آن چیزهایی است که در آن حوض مانده. خب اگر آدم بخواهند این حوض را، یعنی ذهن خودش را [پاک کند].


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 21 بهمن 1394 ] [ 02:52 ب.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]

Image result for ‫آیت الله حق شناس‬‎
حدیثی که ملازم آیت‌‌الله حق‌شناس بود
آقایی اظهار می‌کرد: «آن احادیث منتخبی را که برای خودت ذخیره کردی، برای ما هم بخوان!» من هم گفتم: «یک دور احادیث را می‌خوانم»، اما واقعاً آن حدیثی که همیشه مانند ترازو همراه من است و من همیشه خود را با آن می‌کشم، این است که فرمود: «یابن آدم تفرغ لعبادتی املا قلبک غنی»؛ ای پسر آدم! اگر به من توجه کامل داشته باشی، اگر همه کارهایت بندگی باشد، من قلب تو را پر از بی‌نیازی می‌کنم! یعنی کاری می‌کنم که تنها کسی که به وجود آورنده‌ کائنات است را مؤثر در وجود بدانی و به هیچ‌ کس دیگر توجه نکنی!»، «وَ لَا أَکِلْکَ إِلَى طَلَبِکَ وَ عَلَیَّ أَنْ أَسُدَّ فَاقَتَکَ»؛ و من خودم بیچارگی‌های تو را برطرف می‌کنم.

اصلاح نفسی پیش از تصلب اخلاق بد

«بادروا إلی تحصیل السعادت قبل أن تستحکم فیکم الملکات المهلکة و العادات المفسدة» اگر یک صفت بد در تو جوانه زده، مثل غیبت کردن، اهانت کردن، زبان‌ را رها کردن و هر چیزی را به زبان آوردن، هرچه دل خواست را انجام دادن و... زود با آن مقابله کن و نگذار رشد کند و ریشه بدواند.

عصری که داشتیم می‌آمدیم، دیدم جمعیتی از این جوان‌ها در کوچه جمعند. به رفیقم گفتم: «چه شده که این همه آدم اینجا جمع شده‌اند؟!» او گفت: «این‌ها جمع شدند که بازی کنند.» بازی؟! آقا بعد از بیست، سی‌سال می‌خواهد بازی کند؟! وقتی بچه‌ها، حضرت یحیی(ع) را برای بازی دعوت کردند، فرمود: «والله ما للعب خلقنا»؛ ما برای بازی خلق نشده‌ایم. باید مبادرت کرد تا این عادات مفسده و بد، قوی نشود و به سنین بالاتر نرسد.

«فإن إزالة الرذائل بعد استحکامها فی غایة الصعوبة»؛ ازاله رذائل یعنی برطرف کردن صفت‌های زشت و بد. این کار بعد از آنکه اوصاف ناشایست استحکام یافت، بسیار مشکل است. شیطان هست، نفس هم هست، حوادث روز هم هست، جوانی و غرایز تو هم هست که مدام به سیر سفلی دعوت می‌کند! آیا این کار آسان است؟! زود باید این خلقیات را ریشه‌کن کرد که این کار راحت‌تر از مقابله و درمان بعد از استحکام آن‌هاست.

«و المجاهده مع احزاب الشیاطین بعد الکبر فلا یفید الأثر»؛‌ مبارزه با شیطان در پیری، خیلی کم اثر دارد. «والغلبة على النفس الامارة بعد ضعف الهرم فى غایة الاشکال»؛ سن و سالت هم که بالا برود، تصمیمت هم کم‌قوت می‌شود. لذا باید همین الان که دوران دوران دم است و جوان هستی، خودت را بسازی و درمان کنی. اما وقتی که مزاجت بلغمی شد، تصمیمت هم بلغمی می‌شود و دیگر رمق ندارد بابا‌جان! برای همین است که دکتری نوشته بود: «عقل سالم، در بدن سالم است».

«إلا أنه فی أی حال لا ینبغی أن تیأسوا من روح الله، فاجتهدوا بقدر القوة والاستطاعة»؛ هر چه می‌توانید، اجتهاد و تلاش کنید! زحمت بکشید، تصمیم بگیرد و از رحمت خدا ناامید نشوید! «فإنه خیر من التمادی فی الباطل، فلعل اللّه یدرککم بعظیم رحمته»؛ کاری بکن و بی‌خودی در جا نزن! ای داد بی‌داد! تو حرکت کن تا شاید مورد رحمت الهی قرار بگیری و نجات یابی. در جا نزن و ساکن نباش!

ادامه مطلب....



ادامه مطلب

برچسب ها: توجه کامل به خدا،
[ یکشنبه 10 آبان 1394 ] [ 01:40 ب.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]
ارزش واقعی انسان به چیست؟


خاطره ایی از علامه جعفری

این کلام از جناب علامه نقل به مضمون است
علامه محمد تقی جعفری (رحمه­ الله ­علیه) می­ گفتند:
عده ­ای از جامعه ­شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست».
 
برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصی داریم. مثلا معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیت آن است. معیار ارزش پول پشتوانه­ ی آن است. اما معیار ارزش انسان­ها در چیست.
هر کدام از جامعه شناسان صحبت­هایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند.
بعد  وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر می­خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می­ورزد.
کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است.
اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه­ ی خداست.
علامه فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان صحبت­های مرا شنیدند برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.
وقتی تشویق آن­ها تمام شد من دوباره بلند شدم و گفتم: عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی (علیه­ السلام) است. آن حضرت در نهج البلاغه می­فرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ» / «ارزش هر انسانی به اندازه­ی چیزی است که دوست می­دارد».
وقتی این کلام را گفتم دوباره به نشانه­ ی احترام به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیه­ السلام) از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاری کردند . . .
حضرت علامه در ادامه می­ گفتند: عشق حلال به این است که انسان (مثلا) عاشق 50 میلیون تومان پول باشد. حال اگر به انسان بگویند: «آی!!! پنجاه میلیونی!!!» . چقدر بدش می­آید؟ در واقع می­فهمد که این حرف توهین در حق اوست. حالا که تکلیف عشق حلال اما دنیوی معلوم شد ببینید اگر کسی عشق به گناه و معصیت داشته باشد چقدر پست و بی­ ارزش است! 
اینجاست که ارزش و مفهوم «ثار الله» معلوم می­شود. ثار الله اضافه­ ی تشریفی است . خونی که در واقع آنقدر شرافت و ارزش پیدا کرده که فقط با معیارهای الهی قابل ارزش گذاری است و ارزش آن به اندازه­ ی خدای متعال است.

به نقل از سایت http://hdavodi.com




برچسب ها: ارزش واقعی انسان به چیست؟،
[ یکشنبه 12 مهر 1394 ] [ 01:26 ب.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]

واقعیت مرگ چیست؟

مرگ,فرشته مرگ,برخورد با مرگ

مرگ در انتظار همه ماست و راه فراری از آن، هرگز وجود ندارد. ما پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، عمه‌ها و عموها، والدین، دوستان، معلمان و همسایه‌هایمان را از دست می‌دهیم و با هر از دست دادنی، بخشی از ما می‌میرد...

 

مرگ چیست ؟

مرگ پایان زندگی است ؛ اَلْمَوْت ُ غایَتُه ُ دنیا با مرگ پایان می پذیرد؛بِالموت ِ تَخْتِم ُ الدُّنیا.این تعریف در عین سادگی، واقعی ترین تعریف مرگ است. به هر سان زندگی دنیوی با مرگ به پایان می رسد. مرگ بر همه مسئولیت ها، تلاش ها، آرزوها و هدف های دنیوی انسان خط پایان می كشد.

مرگ از دیدگاه اسلام
از دیدگاه اندیشه اسلامی مرگ تنها گذرگاه جهان غیب است. پیامبر گرامی اسلام (ص)، زندگی دنیا را خواب و مرگ را بیداری نامیده است. یعنی مرگ دریچه ‏ای است برای خروج از عالم خیال و ورود به جهان حقیقت و واقعیّت.


مفهوم مرگ
مرگ در مفهوم قرآنی به معنای انتقال از مقامی به مقام دیگر است. این بدان معناست كه انسان با مرگ خویش چیزی را از دست نمی دهد و یا اگر چیزی را از دست بدهد نسبت به آن چه به دست می آورد چیز باارزشی را از دست نداده است. به تعبیری می توان مرگ را همانند دگردیسی كه در پروانه رخ می دهد همانند كرد. كرمی بر شاخه ای و سپس در پیله و در نهایت پروانه ای می شود كه پر پرواز دارد در حالی كه پیش از این نه تنها از زیبایی پروانه برخوردار نبود بلكه حتی نمی توانسته پرواز داشته باشد.
 
هر بخش از زندگی و مرگ آدمی در جهان زهدان و دنیا و برزخ و آخرت این گونه است. البته با این تفاوت كه پروانه به شكل طبیعی و روندی تكوینی در یك فرآیند تكاملی صعودی حركت می كند ولی انسان با توجه به تلاش ها و برون داد ظرفیت ها و توانمندی های استعدادی و ذاتی خویش این حركت را تنظیم می كند. او هرچه در این راه بتواند ظرفیت های مثبت را بروز دهد در جهان دیگر از بهره بیش تری برخوردار می شود.


خواب نوعی از مرگ است:

                                                                                                                      

مردن انسان,مرگ چیست,مفهوم مرگ

انسان ها در تحلیل قرآنی با هر خفتنی، مرگ را تجربه می كنند


در تبیین و تحلیل قرآنی، انسان نیز این گونه است با این تفاوت كه انسان در طول شبانه روز به هنگام خفتن، مرگ را در آغوش می گیرد و توفی انجام می شود و جان را به خدا و یا فرشته مرگ تسلیم می كند. در این زمان تنها رشته ای نازك كالبد را به جان متصل می كند كه اگر این نیز بریده شود مرگ او كامل می شود و دیگر به كالبد خویش بازنمی گردد. این گونه است كه انسان ها در تحلیل قرآنی با هر خفتنی، مرگ را تجربه می كنند و دوباره باز می گردند تا به این شكل مفهوم رستاخیز به ایشان نموده شود و بدانند كه رستاخیز آدمیان چگونه پدیدار می شود.


ادامه مطلب

[ یکشنبه 8 شهریور 1394 ] [ 10:56 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]

ورود امام زمان(عج) اکیداً ممنوع

http://www.adamohavva.com/uploads/AH%200074com.jpg

یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند، هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی دعوت کند. . .لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود . . .

برای عروس مهم بودکه چه کسانی حتما در عروسیش باشند. . .
از اینکه داییش سفر بود و نمیتوانست بیایددلخور بود کاش می آمد. . . خیلی از کارتها مخصوص بودند ، مثلا فلان دوست وفلان رییس. . . خودش کارتها را میبرد با همسرش!سفارش هم میکرد حتما بیایند اگر نیایید دلخور میشوم
دلش میخواست عروسی اش بهترین باشد،همه باشند وخوش بگذرانند تدارک هم دیده بود ارکست واهنگ هم حتما باید باشد خوش نمیگذرد بدون انها!!!!؟
بهترین تالار شهر را آذین بسته ام و چندتا از دوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس گرم شود آخر شوخی نبود که شب عروسی بود.

همان شبی که هزار شب نمیشود . . . همان شبی که همه به هم محرمند. . .
همان شبی که وقتی عروس بلــه میگوید به تمام مردان شهر محرم میشود این را از فیلمایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم !!!

همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست . . .

آهان یادم اومد این تالار محضر خدا نیست تا میتوانید معصیت کنید!!همان شبی که داماد هم آرایش میکند و همه امدند حتی دایی هم امد

و اما . . .

کاش امام زمان (عج) بودحق پدری دارد برگردن ما . . .

عروس برایش کارت دعوت نداده بود اما آقا آآمده بود به تالار که رسید سر در تالار نوشته بود :ورود امام زمان (عج) اکیدا ممنوع!!!

دورتر ها ایستاد گفت دخترم عروسیت مبارک ولی ای کاش کاری میکردی که ماهم میتوانستیم بیاییم
مگر میشود شب عروسی دختر پدر نباشد!!!!
!




برچسب ها: ورود امام زمان (عج) اکیدا ممنوع!!!،
[ شنبه 16 خرداد 1394 ] [ 11:36 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]

از چیزهای بی فایده بپرهیز

آیت الله جاودان

بین اعمال و صفات آدمی حالت علیت و معلولیت وجود دارد. یعنی وقتی اعمال تکرار شوند، باعث ایجاد صفات می شوند. اعمال علت هستند و صفاتی که در آدمی هست نتیجه اعمال آدمی است. البته گاهی در روایات داریم. بعضی از صفات جبلّی است. بعضی از صفات جبلّی نیست. به زبان خودمان به این معناست که کسی یک صفات خوبی را ارث دارد. بنابراین این آدم زودتر به آن صفت خوب می رسد. این یک فرض است. یک فرض دیگر این است که آدم در یک خانه ای بزرگ شده که همه شان به یک کار خوبی عادت دارند. بنابراین این فرزند این عادت را می آموزد. این وقتی به رشد می رسد و خودش مستقل می شود و عهده دار یک وظایفی می شود، به آن کار عادت دارد. تمام عمرش در خانواده اش این کار انجام شده است. مانند شماها که در یک خانواده ای بزرگ شده اید که پدر و مادر و خواهر و برادر همه نماز می خواندند. نماز خواندن اصلا برایتان سخت نیست. کسی که در یک خانواده ای بزرگ شده باشد که با هیچ چیز آشنا نبوده اند و حالا خودش می خواهد برای اولین بار شروع کند فرق می کند. حالا اینها مثال بود. پس گاهی جبلّی است و گاهی نیست. اگر جبلّی باشد، بدست آوردن آن صفت خوب نسبت به کسی که هیچ آشنایی قبلی با آن ندارد و می خواهد یک صفت خوبی را درون خودش ایجاد کند، سهل تر است. در هر صورت با عمل خوب صفات خوب در آدم ایجاد می شود و خدایی نکرده با اعمال بد صفات بد ایجاد می شود. البته آن هم همان جبلّی است و شبانه روز در خانه یک چیزهای بدی را دیده و وقتی بزرگ و مستقل شد آن بدی برایش خیلی سهل است و اصلا از بس آن را دیده به آن عادت دارد. یا اینکه نه.

شیطان در وجود آدمی دستگیره دارد. یعنی می تواند به سوی من چنگ بیندازد و به وسیله آن دستگیره مرا بگیرد. اگر گرفت، در من حکومت خواهد کرد...

n00249476-b

یک مطلب دیگر هم هست و آن اینکه انسان بدی را سهل تر و زودتر می آموزد تا خوبی را. این مسلم است که انسان یا به سوی آسمان می رود یا به سوی زمین. یعنی یا به سوی عمق زمین فرو می رود یا به سوی اوج آسمان. انسان با صفات خوب آسمانی می شود و به سوی آسمان می رود. با صفات بد و اعمال بد درون زمین فرو می رود. حالا تمام اینها مبنا و دلیل و استدلال دارد که نمی خواهیم آن را عرض کنیم. به دنبال بحث دو هفته گذشته می خواهیم این را عرض کنیم که اگر انسان صفات بدی دارد و این صفات بد را در اثر یک دوره دراز اعمال بد این صفات بد را کسب کرده است، این صفات مثلا مانند این صفحاتی است که مگس و پشه ها را می گیرد. این صفات بد هم همانطور فکر و خیال را به خودش جلب می کند. انسان نماز می خواند و صد جور فکر پرت و پلا می کند که به طور عادی وقتی قبل از نماز داشتی کار دیگری می کردی، این افکار اصلا به ذهنت نمی آمد. یک افکار بیهوده و دور افتاده و پرت و نامربوطی به ذهن انسان می آید. اینها هم مانند همان پشه ها و مگس هایی هستند که آن صفحه مگس گیر و پشه گیر، مگس ها و پشه ها را به خود می گیرد. سابقا این صفحه ها یک چسبی برای گرفتن پشه ها و مگس ها داشت. آن خیالات بیهوده مانند آن پشه ها و مگس هایی هستند که به ذهن چسبناک آدمی می چسبند. چرا ذهن انسان چسبناک است؟ به خاطر آن صفات بدش. مثال است ها. نه اینکه ذهن واقعا چسبناک باشد. اگر ذهن پاک شود، دیگر هیچ خیالی نمی آید. شما می توانید دو رکعت یا چهار رکعت نماز بخوانید بدون اینکه هیچ خیالی جز نماز به خاطرتان خطور نکرده باشد. یک روز بگذرد و هیچ فکر بدی از ذهن انسان عبور نکرده باشد. ممکن است من هیچ بدی ای انجام ندهم. اما از صبح تا شب صدجور فکر بد به سراغم می آید. چرا؟ یک ریشه در درون من دارد. آن ریشه در درون من عبارت از همان اخلاقی است که هنوز پاک نشده است.

 خب. برویم سراغ بحث های گذشته. من یک خلق بد و یک اخلاق بدی دارم و می خواهم آن را معالجه کنم. چکار کنم؟ اول باید درست عمل ضد آن را انجام دهم. دوم بر این عملی که ضد آن است مداومت و پیگیری کنم. باید پیگیری باشد. مثلا خدایی نکرده خدایی نکرده من بی حیا هستم و می خواهم این بی حیایی معالجه شود. بی حیایی یعنی چه؟ یعنی هیچ باکی ندارم که به چه نگاه می کنم. من هیچ باکی نداشته باشم. مثلا این حسینیه سه طبقه است. وقتی ما در طبقه بالا هستیم آنجا مشرف به خانه های اطراف است. خب اجازه ندارم در خانه مردم نگاه کنم. می خواهد چیزی باشد و می خواهد چیزی نباشد. یک وقت نامحرم است که اصلا نگاه کردن به آن حرام است. یک وقت خانه مردم است. من نمی توانم خانه مردم را نگاه کنم. یک نوع تجاوز به حق و حریم مردم است. خب. من باید چشمم را کنترل کنم. اگر به طور دقیق و پیگیر چشمم را کنترل کردم، آن وقت آن حیا می آید. یعنی آن وقت دیگر خجالت می کشد که به خانه مردم نگاه کند. یا نه. باکی ندارد. هرچه دید هم دید. این مثال با حیایی و بی حیایی است. من باکی نداشته باشم چه می بینیم و کجا را نگاه می کنم. چه فیلمی می بینم. چه عکسی می بینم. یا نه باک دارم. تا چشمم افتاد، چشمم را می بندم. تا یک منظره آمد جلوی چشمم، چشمم را می بندم. به طور طبیعی می بندم. عادت دارم. اصلا ناراحت می شوم که چرا پیش آمد. یا نه باکی ندارم. ببینید این که خجالت می کشم، یعنی باک دارم و سختم است و نمی توانم خانه مردم یا یک منظره بدی را نگاه کنم، یک صفت خوب است که در اثر مراقبت مداوم من از نگاه کردن به هرجا به وجود می آید. یعنی نگاهم به هرجایی نباشد. من آدم متواضعی هستم یا متکبرم؟ اگر عمل متواضعانه را تکرار می کنم و تکرار می کنم و تکرار می کنم، خب حالت صفت تواضع در من ایجاد می شود. ناگزیر اولش هم سخت است. مثلا فرض کنید من اینجا دم در نشسته باشم و جلوی پای همه بلند شوم. اوایل من دم در می نشستم و جلوی پای همه بلند می شدم. اما از وقتی کمر و پایم مشکل پیدا کرد دیگر این بهره مندی و ثواب از دستم رفت. خب جلوی هرکس. هرکس. نه فقط صاحب شخصیت مالی یا اجتماعی. نه هرکس. آمده به روضه دیگر. هر کس باشد احترام دارد. اینگونه. یا اینجا روضه است و کمی حسابش جداست اما به کل احترام کردن به مردم و جلوی پایشان بلند شدن و پیش سلام شدن برایم راحت باشد. از این موارد بشمارید. یا سختم است؟ اگر برایم سخت است، اگر مدام تکرار کنم، برایم سهل می شود و این عمل خوب من که تکرار شده به یک صفت خوب که نامش تواضع است تبدیل می شود. اگر آدم این را به آخر برساند، یک اتفاق مهم می افتد.

یک مطلب مهم این است که شیطان در وجود آدمی دستگیره دارد. یعنی می تواند به سوی من چنگ بیندازد و به وسیله آن دستگیره مرا بگیرد. اگر گرفت، در من حکومت خواهد کرد. صفات بد ما آن چیزی است که دستگیره و دست آوزیر شیطان است. اگر من صفت بدی نداشته باشم، به هیچ وجه زورش به من نمی رسد. بزرگان علمای اخلاق یک عبارتی را مثال زده اند و فرموده اند اگر یک کسی یک تکه گوشت همراهش باشد، سگ های گرسنه او را رها نمی کنند. تا این در دسترس آنهاست او را رها نمی کنند و همینطور پار می کنند و دنبالش می آیند. اما اگر گوشت را دور بیندازد، دیگر هیچ سگی دنبالش نمی آید. سگ مثال شیطان است و آن گوشتی که به دست دارد مثال صفات بد آدم است که دستگیره شیطان است. شیطان به آنها چنگ می اندازد. عرض کردم. این خیلی مهم است. مثلا من با ده تا صفت بد دارم از دنیا می روم. ما این را نمی دانیم. وقتی شیطان می آید و می خواهد بر گرده آدم سوار شود، اگر انسان از این صفت بد هیچ چیز نداشته باشد، شیطان نمی تواند.

 یک مطلب مهم تر خیالات و افکار آدم است. مهم تر است دیگر. جای افکار در حد اعلای وجود آدمی است. جای صفات در حد متوسط وجود آدمی و جای اعمال در طبق همکف وجود آدمی است. البته این هم مثال است. خب اگر من افکار نادرستی دارم یا اعتقادات نادرستی دارم، این از همه بیشتر دست آویز شیطان خواهد بود. عرض کردم. حالا انسان دنیا را می گذراند دیگر. امروز یک گناهی می کند و فردا هم توبه می کند یا نمی کند. طوری نمی شود. در چهره اش چیزی تغییر نمی کند و از چهره اش پیدا نمی شود که گناه کرده است. اما مردنش را چکار کند؟ آن مهم است. آخرین لحظات یک لحظه است. یک لحظه است. من می گویم خدا یا می گویم شیطان؟ اگر بگویم شیطان به حزب شیطان می روم و داخل جهنم می شوم. اگر بگویم خدا جزء حزب خدا می شوم و به بهشت می روم. یک لحظه است. در یک لحظه سرنوشت تعیین می شود. حالا باز یک نکته عرض کنم. ببینید تمام عمر شما را خلاصه می کنند و عصاره می گیرند و می شود یک لحظه. آن لحظه، لحظه آخر است. دقت کنید. تمام عمر آدم را خلاصه می کنند و عصاره می گیرند و می شود لحظه آخر عمر آدمی. حالا در هر صورت آن یک لحظه است. شما هفتاد سال نماز خواندی. خب خوانده ای که خوانده ای. با ایمان از دنیا می روی یا بی ایمان از دنیا می روی؟ مرحوم امام در چهل حدیث شان یک داستان نقل می کنند. به نظرم از استادشان نقل می کنند که ایشان فرمودند من با پدرم یا با استادمان به عیادت یک کسی رفتیم. این شخص حالش بد بود. مریض بود دیگر. به عیادتش رفته بودیم. گفت من یک عمر زحمت کشیدم. این حرف به زبانش آمد. بعد هم ما فهمیدیم که چگونه است. گفت من یک عمر زحمت کشیدم و حالا که وقت بهره بردن از زحماتم است، دارد مرا می برد. با حالت بغض و کینه می گفت. طوری که حال ما به هم خورد و رفتیم بیرون. وقتی رفتیم بیرون صدای شیون اهل خانه بلند شد. این آدم با بغض به خدا از دنیا رفت. خیلی بد است ها. خدا پیش نیاورد. یک وقت خدایی نکرده انسان با یک فکر بد و یک اعتقاد نادرستی از دنیا می رود. لظه آخر عمر آدم تعیین کننده تمام خوشبختی ها یا خدایی نکرده بدبختی های آینده انسان است. آن افکار مهم است. لذا در داستان ها هست و از بزرگان هم نقل شده است. می دانید که حضرت عبدالعظیم علیه السلام خدمت امام زمان خودش حضرت هادی علیه السلام آمده و دین خودش را عرضه کرده است. گفته اقا من اینگونه فکر می کنم. شما بفرمایید اینگونه فکر کردن من درست است. از مرحوم حاج اقا حسین قمی نقل می کنند. ایشان بعد از فوت مرحوم آقا سید ابولحسن مرجع شد. آقا سید ابوالحسن مرجع اعلا بود و مرجعیتش عالم گیر بود. بعد از وفات ایشان آقای آقا حاج اقا حسین قمی که هنوز هم بچه هایش هستند مرجع شد. به خدمت امیرالمومنین پناهنده شد که آقا اگر مرجعیت برای دین من ضرر دارد، مرا ببرید. این را ما نمی دانیم. اما از رفتار بعدشان خبر داریم. قاعدتا برای ایشان معلوم شد که تا شش ماه دیگر از دنیا می روی. ایشان شش ماه بیشتر مرجعیت نکرد. بعد آیت الله بروجردی آمد که می دانیم و ممکن است بعضی از بزرگ تر های مجلس ما هم از ایشان تقلید کرده باشند. ایشان در این شش ماه هر بزرگی از علما را که پیدا می کرد، افکارش را عرضه می کرد و می گفت من اینگونه فکر می کنم و اینگونه اعتقاد دارم. به نظرتان درست است؟ من می توانم این را جواب بدهم.

 ما اصلا به این فکرها هستیم؟ این مهم ترین مساله است. از آن مساله گذشته ما به صفات می رسیم و عرض کردیم صفات می تواند دست آویز شیطان باشد. اگر من زحمت کشیدم و صفات خوب تحصیل کردم، مانند حیا که یک صفت خوب است، یا مانند تواضع یا خیرخواهی برای مردم، که صفات خوب هستند آن وقت دست آویزهای شیطان از بین خواهد رفت. وقتی من نسبت به شما حسادت داشته باشم، خیر شما را نمی خواهم. حسادت این است دیگر. می خواهد طرف مقابلش نابود شود. آن چیز خوبی که طرف مقابل دارد از بین برود. نه اینکه از خدا بخواهد که خودش هم داشته باشد. مثلا آن طرف یک چیز خوبی دارد و بخواهد که او هم داشته باشد. دست خدا که تنگ نیست. خدا می تواند هم به او بدهد و هم به من بدهد و هم به همه بدهد. دستش تنگ نیست. اما فرد حسود نمی خواهد او داشته باشد. این خیرخواهی مردم نیست و درست برعکس برای مردم شر می خواهد. حالا اگر خیرخواه مردم باشد از صفات بسیار خوب است که نشانه این هم هست که آدمیزاد آدم است. ما آدمیزاده هستیم و انسان زاده هستیم و با این صفات خوب آدم هستیم. فرزند انسان هستیم و اگر صفات خوب داشته باشیم انسان هستیم. مرحله بعد این است که شخص انسان کامل است یا نه انسان است. انسانیت خیلی مهم است. در روایات ائمه علیهم السلام فرمودند که شما به شکل آدمیزاد به برزخ بیایید. اگر به شکل آدم بیایید ما را ملاقات می کنید. اگر به شکل آدم نیایید دیدار ما اصلا به قیامت می افتد. با محبت هم رفته ای و خدا را هم قبول داشتی. امیرالمومنین و امام حسین را قبول داشتی و دوستشان داشتی و از دنیا رفتی اما چون تربیت شده نبودی... خیلی عظیم است ها. یعنی شما یک دوره که نمی دانیم چند ساله است یک بار هم امیرالمومنین را زیارت نمی کنی. ما نمی دانیم دوره برزخ چقدر است. در این مدت یک بار هم امیرالمومنین را زیارت نمی کنی. یک بار هم امام حسین را نمی بینی. حالا. حرف اصلی این بود که اگر آدم صفات بد داشته باشد، عامل به وجود آمدن خاطرات شیطانی است. اگر انسان صفات خوب داشته باشد، عامل به وجود آمدن خاطرات خوب است. خاطرات و یاد خدا. عرض این است. من چه وقتی در نماز می توانم نماز بخوانم و همه اش به یاد خدا باشم؟ آدم معمولی نمی تواند. نمی تواند. من به دوستان مان عرض می کنم. مثلا به من می گویند حواس من خیلی پرت است و من عرض می کنم که مراقب چشمت باش. البته این موثر است. اگر آدم خیلی دقیق و جدی مراقب چشمش باشد، خیلی در نماز حواسش جمع تر خواهد بود. اما تا صفات آدم درست نشده و تا اخلاق آدم درست نشده نمی تواند درست نماز بخواند. چرا؟ عرض کردم که این عامل به وجود آمدن خاطرات شیطانی است. خاطراتی که خدا دوست ندارد. خاطرات بیهوده. حداقلش بیهوده است دیگر.

 یک مطلبی در ابتدای سوره مومنون هست. در آیه 1 تا 3 سوره مومنون می فرماید: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ * وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ این عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ یک معجزه است. آدم باید معجزه کند تا بتواند از لغو پرهیز کند. مُعْرِضُونَ یعنی از لغو روگردان است. ببینید من در طول روز چند نگاه لغو می کنم؟ جندتا حرف لغو می زنم؟ چندتا کار لغو می کنم؟ لغو یعنی چه؟ یعنی سودی ندارد. من دارم یک معامله می کنم. داریم صحبت می کنیم. صحبت در حد لازم برای انجام یک معامله لغو نسیت. این سخنی که دارم می گویم یا باید برای دنیایم سود داشته باشد یا برای آخرتم. غیر از این باشد لغو است. من می توانم تمام روزم را حرف بزنم و یک ذره اش لغو نباشد؟ می شود. ما ها نمی توانیم. اما می شود. در هرصورت تا آدم لغو انجام می دهد، یعنی کار بی معنا و بیهوده، (هوده یعنی سود. یعنی کار بدون سود انجام می دهد) یعنی یک حرفی می زند، یک کاری می کند، یک نگاهی می کند، یک قدمی برمی دارد که نه برای دنیایش و نه برای آخرتش سودی ندارد، ثمره این کارهای بیهوده بلافاصله در نماز دیده می شود. من عرض کردم مراقب چشم تان باشید. یعنی مراقب برخورد چشم تان با نامحرم باشید. هرچه بیشتر از این مراقبت کنید نمازتان جمع تر می شود. اما این یک بخشی از بیهوده یا باهوده بودن نگاه ماست. اگر تمام نگاه های شما باهوده است، یعنی سود دارد و روی فکر و حساب انجام شده است، نمازتان جمع می شود. تمام نگاه هایتان فرض دیگری نداردها. هیچ فرض دیگری ندارد. چه عرض می کردیم؟ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ * الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ خشوع در نماز شوخی نیست. وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ این عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ اگر آدم از لغو اعراض کند و رو بگرداند، نمازش با خشوع می شود. حالات نماز در اختیار شما نیست. به اعمالتان مربوط می شود. اگر اعمالتان اعمال درستی باشد، نمازتان با خشوع می شود. حرف اصلی ماند که ان شاء الله به فضل خدا هسته آینده عرض می کنم. تقریبا تمام مقدماتش را عرض کردم.

درس اخلاق آیت الله جاودان




[ سه شنبه 8 مهر 1393 ] [ 11:18 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]

به فكر نمازت باش، نماز دعایت می کند

نشانه رسیدن به درجه اعلای یاد خدا از زبان آیت‌الله جاودان

نماز برای کسی که حق نمازش را ادا کند، دعا می‌کند. حق نمازش چیست؟ خیلی ساده است. یک نماز صحیح بخواند. این هم مکرر به جمع دوستان و غیر دوستان، عرض می‌کنم.

یک نماز صحیح بخواند، نماز صحیح چقدر زحمت دارد؟ شما حمد و سوره را صحیح کن، مسئله‌هایت را هم یاد بگیر. آدم چند تا مسئله بلد باشد نمازش صحیح می‌شود؟ چهل تا، پنجاه تا مسئله، که می‌شود مثلاً ده صفحه یک رساله. آدم ده صفحه یک رساله را مسئله بلد باشد، نمازش صحیح می‌شود. خیلی سخت نیست. ده صفحه، پانزده صفحه رساله را آدم بخواند، نمازش می‌شود درست.

یک حمد و سوره هم پیش یک معلم قرآن یا مثلاً کسی که تجوید بلد باشد، یاد بگیرد. به خصوص برای نوجوان‌ها به سرعت درست می‌شود، اگر سنش گذشته باشد، یک کم سخت می‌شود، اما برای نوجوان و جوان، خیلی زود حمد و سوره‌اش درست می‌شود. آنقدر هم که سخت نیست. خوب می‌شود نماز صحیح.
اگر کسی نماز درست بخواند، نماز صحیح بخواند، اول وقت بخواند، نماز دعایش می‌کند. دعای نماز قبول است. یک کسی که دعایش قبول است، روزی پنج بار شما را دارد دعا می‌کند.

یک وضو و غسل هم آدم یاد می‌گیرد. آن هم می‌شود پنج دقیقه. آدم دو تا پنج دقیقه مسئله‌های وضو و غسل را یاد می‌گیرد، بعدش نمازش صحیح می‌شود. دو تا پنچ دقیقه، آن هم ده یا پانزده صفحه، مثلاً یک ده دقیقه یا نیم ساعت هم پیش معلم، حمد و سوره می‌خواند، می‌شود نماز صحیح.

نماز صحیح هم همان اول وقت بخوان. این می‌شود نماز چی؟ نماز خوب، نماز درست. اگر کسی نماز درست بخواند، نماز صحیح بخواند، اول وقت بخواند، نماز دعایش می‌کند. دعای نماز قبول است. یک کسی که دعایش قبول است، روزی پنج بار شما را دارد دعا می‌کند. خدای نکرده اگر آدم، نمازش خراب باشد، نماز نفرین می‌کند. می‌گوید من را ضایع کردی، خدا ضایعت کند. خدا پیش نیاورد. اگر آدم نمازش را بی‌بند و بار بخواند، نماز می‌خواند، اما بی‌بند و بار می‌خواند. ارزش برای نمازش قائل نیست، سبک می‌شمارد. دیر می‌خواند، بد می‌خواند، آخر وقت می‌خواند.

دیشب با یک جوانی صحبت می‌کردیم، گفت: خوب، یک ساعت به آخر وقت می‌خوانیم. چه عیبی دارد؟

من گفتم: خوب، نماز اول وقت رضای خداست. دعای مستجاب هم که عرض کردیم در آن هست. آن وقت آخر وقتش، ممکن است خدای نکرده، خدای نکرده، نماز نفرین کند. گاهی فرد هم نماز را خراب می‌کند، هم آخر وقت ‌می‌خواند، بد می‌خواند، تند تند می‌خواند، به قدری تند که خراب می‌شود، یعنی آیات را به هم می‌چسباند، بعضی از آقایان مراجع اجازه نمی‌دهند. یک نفس بین دو تا آیه بکشید. چقدر فرقش است؟ نمازی که آن طوری تند و تند بخوانی، با این که یک کم بین دو تا آیه مکث کنی، فرقش چند ثانیه می‌شود؟ این می‌شود نماز خوب، نماز صحیح. اگر تند تند بخوانی، ممکن است مرجع تقلیدتان اجازه ندهد. خیلی از دوستان ما از آقای بهجت تقلید می‌کردند، ایشان می‌گویند: این فاصله را بدهید. بین دو تا آیه فاصله بدهید.

چه بسا بنده‌ای نماز می‌خواند ولی آن نماز را به صورتش می‌کوبند. می‌گویند: وَ اَحجُبُ اَنّی صوته، برای صدایش مانع می‌گذارم که به گوش من نرسد، اینکه صدا به گوش خدا نرسد که نیست، خدا هر صدایی را می‌شنود، می‌داند. یعنی به صدایش گوش نمی‌دهم. به حرفش اعتنا نمی‌کنم. در این روایت، خدای متعال با داوود(ع) صحبت می‌کرده است: ای داوود، می‌دانی چرا برای صدای آن فرد مانع می‌گذارم؟ برای اینکه این فرد به چشم خیانت، به چشم خیانت به ناموس مردمان، زیاد نگاه می‌کرده است. ذلک الَذی یُکِثرُ الالتفاتِ الی حُرم المُومِنین به عین الفِسق، به چشم خیانت، به ناموس مردم زیاد نگاه می‌کرده است. دوم: این فرد نقشه برای مردم داشته، برای مردم، برای مسلمان‌ها نقشه داشته، نقشه ظلم می‌کشیده. نماز هم بخواند، نمازش را می‌زنیم تو سرش. حالا اینجا فرمودند تو صورتش. این حدیث خیلی بلند است، حالا این قسمت به همه ما مربوط می‌شود، آن دو تا انشاء الله به ماها مربوط نیست. بعد فرمود: یا داود نُح عَلی خَطیئَتِکَ کَالمَرئَة الثَکلی عَلی وَلَدِها ای داود نوحه کن. ببینید، نوحه یعنی گریه با صدا، وقتی که آدم در خانه خدا می‌رود با صدا بر گناهانش گریه کند، مثل مادری که بچه‌اش را از دست داده، آن طور در خانه خدا برای گناهانت گریه کن.
عمل خوبی که جلوی عمل بد را نمی‌گیرد، معلوم می‌شود كه آن عمل، قوت و قدرت ندارد. نماز، نماز نیست. که جلوی عمل بد را نمی‌گیرد. وگرنه عمل خوب، نماز خوب، جلوی عمل بد را می‌گیرد.

یک دومی را هم عرض کنیم. سلیمان بن خالد می‌گوید که من از حضرت صادق (ع) سوال کردم این آیه را: وَقَدِمنَا إِلَی مَا عَمِلوا مِنْ عَمَل فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا خدای متعال می‌فرمایند ما به نزد اعمالی که این‌ها کرده‌اند می‌آییم. قدرت ما بالاسر عمل این‌هاست. مأموران ما بالاسر عمل این‌ها هستند و این اعمال را گردی می‌کنیم که به باد رفته است.

چه جوری می‌شود؟ آدم عمل خیر کرده است، عملش به درگاه خدا می‌رود و عمل به باد فنا می‌نشیند! امام فرمودند که: «أما والله اِن کانَت اَعمالهُم اَشَدُ بَیاضا منَ القَباطی» این‌ها عمل زیاد دارند. مثلاً سالی دو بار کربلا رفته، حج و عمره می‌رود، خمس می‌دهد، کار خوب خیلی می‌کند، نماز جماعت می‌رود، این اعمال چطور می‌شود كه به باد فنا برود؟
نماز

می‌گویند این مال آدمی است که، اعمال خوب دارد، هزار طور عمل خوب دارد، اما وقتی گناه پیش می‌آید، چهار دست و پا می‌افتد، نمی‌توانم توضیح بدهم. اصلاً گناه را رد نمی‌کند، از گناه نمی‌گذرد. آخر یک گناهانی هست که آدم را می‌سوزاند. آقا چطور می‌شود من حج می‌روم، عمره که بیش‌تر می‌شود رفت. حالا مثلاً کربلا که می‌شود رفت. صد جور کارهای خوب، چطور می‌شود كه این كارها، هیچ‌گاه جلوی هیچ کار بد من را نمی‌گیرد، چطور می‌شود؟ من نماز جماعت می‌روم، هر روز نماز جماعت، مثلاً بعضی‌ها هستند كه صبح هم نماز جماعت می‌روند، نماز اول وقت می‌خوانند، نماز جماعت می‌خوانند. چطور این نماز من، جلوی بدی اعمال من را نمی‌گیرد؟ عمل خوبی که جلوی عمل بد را نمی‌گیرد، معلوم می‌شود كه آن عمل، قوت و قدرت ندارد. نماز، نماز نیست. که جلوی عمل بد را نمی‌گیرد. وگرنه عمل خوب، نماز خوب، جلوی عمل بد را می‌گیرد. پس این‌ها یک ظاهر خوب داشتند. اما یک جایی از کار خراب بوده. نماز جلوی کارهای بد را می‌گیرد.

مثالی که برای شما در مورد نماز خوب عرض کردم، نماز خوب را آنقدر سخت نگرفتیم. عرض کردم یک نماز صحیح اول وقت. باور کنید جلوی بدی را می‌گیرد، جلوی گناهان را می‌گیرد. این نماز خاصیت دارد. من اگر یک ذره نماز را احترام کنم، نماز خاصیت دارد. خاصیتش جلوی بدی را می‌گیرد. جلوی دهان من را می‌بندد، هر حرفی از دهان من در نمی‌آید. هر گناهی از دست من برنمی‌آید. نماز خاصیت دارد. اگر می‌بیند هیچ خاصیتی ندارد، نگاه کنیم، بررسی کنیم، بررسی کنیم كه كجای كارمان خرابی دارد. خرابی اصلی دارد. آن وقت این نمازها را روز قیامت می‌آورند، كه خیلی هم زرق و برق دارد. باز که می‌کنی آن را، می‌بینی خاکستر است. به باد فنا می‌رود.

درس اخلاق آیت الله جاودان حفظه الله




برچسب ها: به فكر نمازت باش، نماز دعایت می کند،
[ چهارشنبه 5 شهریور 1393 ] [ 11:08 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]

جلوگیری از حواس پرتی در نماز

راهکارهای هشت گانه توجه در نماز

یكی از دردآورترین مسائلی كه برای ما مسلمانان وجود دارد و همیشه باعث رنجش خاطر ما شده این است كه در حال نماز خواندن حضور ذهن نداریم و در آن چند دقیقه نمی‌توانیم افكار خود را متمركز كنیم و بهتر و بیشتر در عالم ملكوتی و روحانی دیدار و لقاء‌ محبوب به پرواز در آییم . توصیه امام خمینی رحمت الله جهت جلوگیری از حواس پرتی در نماز

الف) مراقبت و مواظبت

 

 

بدان که اوّل شرط از برای مجاهد که می تواند منشأ غلبه بر شیطان و جنودش شود، حفظ پرنده خیال است؛ چون که این خیال، مرغی است بس پرواز کن که در هر آنی به شاخی خود را می آویزد، و این، موجب بسی از بدبختی هاست. و خیال، یکی از دستاویزهای شیطان است که انسان را به واسطة آن، بیچاره کرده به شقاوت دعوت می کند.

 

 

انسان مجاهد که در صدد اصلاح خود برآمده و می خواهد باطن را صفایی دهد و از جنود ابلیس آن را خالی کند، باید زمام خیال را در دست گیرد و نگذارد هر جا می خواهد پرواز کند، و مانع شود از این که خیال های فاسد باطل برای او پیش آید؛ از قبیل خیال معاصی و شیطنت. همیشه خیال خود را متوجه امور شریفه کند.

 

 

و این اگر چه در اوّل امر قدری مشکل به نظر می رسد و شیطان و جنودش آن را به نظر بزرگ جلوه می دهند؛ ولی با قدری مراقبت و مواظبت، امر سهل می شود. ممکن است برای تجربه، تو نیز چندی در صدد جمع خیال باشی و مواظبت کامل از آن کنی؛ هر وقت می خواهد متوجه امر پستی و خسیسی شود، آن را منصرف کنی و متوجه کنی به امور دیگر؛ از قبیل مباحات یا امور راجحه شریفه. اگر دیدی نتیجه گرفتی، شکر خدای تعالی کن بر این توفیق، و این مطلب را تعقیب کن؛ شاید خدای تو- به رحمت خود- راهی برای تو باز کند از ملکوت که هدایت شوی به صراط مستقیم انسانیت و کار سلوک الی اللّه تعالی برای تو آسان شود.

 

 

ب) التفات

 

 

و ملتفت باش که خیالات فاسده قبیحه و تصورات باطله، از القائات شیطان است که می خواهد جنود خود را در مملکت باطن تو برقرار کند، و تو که مجاهدی با شیطان و جنودش و می خواهی صفحه نفس را مملکت الهی [و] رحمانی کنی، باید مواظب کید آن لعین باشی و این اوهام بر خلاف رضای حق تعالی را از خود دور نمایی تا- إن شاء اللّه- در این جنگ داخلی، این سنگر را که خیلی مهم است از دست شیطان و جنودش بگیری که این سنگر، به منزله سر حدّ است؛ اگر اینجا غالب شدی، امیدوار باش.

 

 

 

ج) استعانت

 

 

و ای عزیز! از خدای تبارک و تعالی در هر آن، استعانت بجوی و استغاثه کن در درگاه معبود خود، و با عجز و الحاح عرض کن:

 

 

بار الها! شیطان، دشمن بزرگی است که طمع بر انبیا و اولیای بزرگ تو داشته و دارد؛ تو خودت با این بندة ضعیفِ گرفتارِ امانی و اوهام باطله و خیالات و خرافات عاطله همراهی کن که بتواند از عهده این دشمن قوی برآید، و در این میدان جنگ با این دشمن قوی که سعادت و انسانیت مرا تهدید می کند، تو خودت با من همراهی فرما که بتوانم جنود او را از مملکت خاص تو خارج کنم و دست این غاصب را از خانه مختص به تو کوتاه نمایم.

 

 

اربعین حدیث، حضرت امام خمینی، ص۱۷٫




برچسب ها: حواپرتی در نماز،
[ سه شنبه 28 مرداد 1393 ] [ 10:53 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]

شیطان بر چه کسانی سلطه ندارد؟

شیطان

امام صادق (ع) فرمودند: کسی که به فکر گناه افتاد انجام ندهد؛ زیرا چه بسا بنده‌ای در حضور خدا مرتکب گناهی می‌شود و خدای بزرگ می‌فرماید: به عزت و جلالم قسم از این پس تو را نمی‌آمرزم.

رهایی از فکر گناه نیازمند شناخت عواملی است که در ذیل به آنها اشاره می شود:
هر گاه فکر گناه بر کسی هجوم ببرد، نباید آن را انجام دهد بلکه باید با پناه بردن به خدا و توکل بر او از دام شیطان رهایی یابد. امام صادق (ع) فرمودند: کسی که به فکر گناه افتاد انجام ندهد؛ زیرا چه بسا بنده ای در حضور خدا مرتکب گناهی می شود و خدای بزرگ می فرماید: به عزت و جلالم قسم از این پس تو را نمی آمرزم.(1)


ذکر خدا راه رهایی از گناه: کسی که از خود غافل شود، شیطان از او غافل نیست. پس انسان باید حسابگر خویش باشد و از سرمایه خود به خوبی بهره گیرد.


امام صادق (ع) می فرمایند: شیطان توان وسوسه کردن بنده ای را ندارد جز آنکه او از یاد خدا اعراض کند و فرمانش را سبک بشمارد و به نافرمانیش روی آورد و آگاهی خدا از اسرارش را فراموش کند (2) و نیز فرمودند: هر گاه شیطان وسوسه ات می کند تا از راه حق گمراهت کند، و خدا را از یادت ببرد، پس از او به خدا پناه ببر (و بر خدا توکل کن) که او به کمک حق بر باطل آید و مظلوم را یاری رساند، چرا که خود فرمود: شیطان بر مومنان و بر کسانی که بر خدا توکل کنند، سلطه ای ندارد.(3)


به فرموده امام علی (ع): مطمئن ترین فرصت برای تهاجم شیطان، زمانی است که کسی گرفتار وسوسه گناهانی مانند عُجب و خودپسندی و خودبسندی شده و مدح ثناگویی و تملق دیگران را درباره خود دوست بدارد ( و ازاین حالت ها به خدا پناه نبرد).


نکته: یاد خدا و پناهندگی به او بهترین راهکار رهایی از دام شیطان است؛ چون هیچ زمان و زمینی خالی از حضور خدا نیست، هیچ زبانی هم نباید ساکت و خاموش از یاد خدا باشد زیرا نیاز بشر دائمی است و بهترین عامل رفع نیاز، یاد خدای بی نیاز است که همواره درصدد رفع حاحت نیازمندان است، از این رو اگر در زمان یا مکان یا با زبانی از این فرصت استفاده نشد، جز حسرت محصولی نخواهد داشت.


مصداق ذکر: امام صادق (ع) می فرمایند: ذکر خدا تنها گفتن "سبحان الله و الحمدلله و لااله الا الله و الله اکبر" نیست، بلکه ذکر خدا به این است هر گاه به چیزی فرمان دهد پیروی کنی و از چیزی نهی کند، ترکش کنی.


همان طور که اصل ذکر در اسلام توصیه شده است، کیفیت آن نیز بیان شده است که ذاکر باید از ذکر ماثور از شارع مقدس بهره گیرد و هرگز به دنبال ذکر اختراعی نرود، چنان که سفارش بزرگان اهل معرفت نیز همین است. ذکر ماثور هر چند با قلم یا زبان باشد، عملی صالح است ولی هرگز سید اعمال صالح نخواهد بود بلکه ذکر قلبی که بر همه اعضا اشراف دارد و ذاکر بدون رضای الهی، قبض و بسط، اخذ و اعطا و بطش و نشط ندارد سیادت همه کارهای صالح حتی ذکر زبان یا قلب را عهده دار خواهد بود؛ یعنی درسیرت و روش خود انصاف و مواسات دارد و حیثیتی غیر از حیثیت دینی ندارد پس ذکر آنها ذکر خداست.(4)


امام صادق (ع) می فرمایند: کسی که زیاد به یاد خدا باشد، خدا او را در سایه بهشتش جای دهد.(5)

                                                5 عمل مستحب با اثرگذاری عمیق


نکته: کثرت ذکر خدا، دشمن او را دفع و منع می کند زیرا ابلیس با همه سپاه و ستاد داخلی و خارجی خود درصدد وسوسه و نفوذ درحریم دل است که با ذکر مداوم می توان او را رجم کرد و مانع نفوذ او شد، چنانکه از آسیب های او نیز رافع است؛ زیرا اگر در اثر سستی خاص، شیطان در او نفوذ کرد می توان اثر تلخ پدید آمده را با کثرت ذکر رفع کرد، همچمنین وسیله جذب است؛ زیرا جذب یاد خدا نسبت به بنده مرهون یاد خدا بودن است، بنابراین باید دائما به یاد پروردگار بود تا از این برکات فراوان بهره مند شد(6). اگر چنین شد، خوف الهی سراسر وجودش را فرا گیرد و دلش نرم و درونش آرام گردد و اشک شوقش از دیده فرو ریزد.


هر که دریاهای اشکش حاصل است

گو بیا کو در خور این منزل است

وانکه او را دیده خون بار نیست

گو برو کو را بر ما کار نیست(7)

پی نوشت ها:
1. الکافی، جلد 2، ص 272
2. مصباح الشریعه، ص 79، بحارالانوار، ج 69، ص 124
3. مصباح الشریعه، ص 80-79، بحارالانوار، ج 69، ص 125
4. نهج البلاغه، نامه 53، بند 145
5. ر.ک: تسنیم، ج 7 ، ص 554
6. الکافی، ج 2، ص 144
7. ر.ک: تسنیم، ج 7 ، ص 555
 

برگرفته از کتاب مفاتیح الحیات آیت الله جوادی آملی




برچسب ها: شیطان بر چه کسانی سلطه ندارد؟،
[ شنبه 11 مرداد 1393 ] [ 11:10 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]

مدینه فاضله امام زمان(عج)

نیمه شعبان میلاد قائم آل محمد حضرت مهدی (عج) مبارك باد

مقدمه‏

تشكیل حكومت جهانى، هدف انبیا و جانشینان آنان بوده است كه فقط مدت كمى توانستند به آن دست یابند و در آن مدت كوتاه هم با انواع توطئه‏هاى دشمنان خارجى و مقاومت داخلى روبه‏رو بودند. اما قیام حضرت مهدى(ع) هنگامى محقق مى‏شود كه آمادگى پذیرش داخلى به وجود آید و دشمنان خارجى نیز منكوب شوند و شرایط برپایى حكومتى بر مبناى توحید در سراسر جهان فراهم شود و نابودى كفر و شرك و نفاق را در سراسر گیتى در پى داشته باشد. خداوند در قرآن فرموده است: «و قاتلوهم حتّى لا تكون فتنة و یكون الدین كلّه للّه؛(1) با آن‏ها بجنگید تا فتنه‏اى نباشد و دین تمام براى خدا باشد.»

امام باقر(ع) در تفسیر این آیه فرموده: «تأویل و تفسیر نهایى این آیه هنوز نیامده است و اگر قائم ما بعداً قیام كند، هر كس او را درك كند، خواهد دید كه دین محمد(ص) تا آن‏جا كه شب آن را مى‏پوشاند، خواهد رسید، تا این‏كه بر روى زمین مشركى باقى نماند.»(2)

بشارت‏هاى دیگرى نیز هست؛ از جمله این آیه كه در سه جاى قرآن تكرار شده است: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدین كله؛(3) اوست كسى كه رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر تمام ادیان پیروز سازد.»

در حكومت جهانى مهدى(عج)، یكتاپرستى تمام جهان را فرا مى‏گیرد و توحید از تجاوز به حریم حق جلوگیرى مى‏كند. از مشخصات بارز حكومت مهدى(ع) این است كه قدرت به دست آمده، به سستى نمى‏گراید و به بغى و ستم و ناحق كشیده نمى‏شود، زیرا حكومت دین محور است.

حكومت الهى‏

اسلام، فقط یك مالكیت اصیل و حقیقى براى جهان قائل است و آن، مالكیت خداست: «و للّه ملك السّموات و الارض و اللّه على كلّ شى‏ءٍ قدیر؛(4) و براى خداست پادشاهى آسمان‏ها و زمین، و خداوند بر هر چیز قادر است.»
از این‏رو حكومت و زمام‏دارى نیز در اصل از آن خداست و حكومت دیگران در صورتى مشروعیت پیدا مى‏كند كه از سوى خداوند تفویض شده باشد. همه پیامبران الهى از آدم تا خاتم، جانشینان خدا بر روى زمین بوده‏اند و وظیفه اجراى عدالت و احكام الهى را بر عهده داشته‏اند، اما به علت مواجهه با مشكلاتى، نتوانستند دین حق را به‏طور كامل برقرار كنند.

بنا به تصریح آیات قرآن و روایات، روزى خواهد آمد كه حكومت حق و عدل به‏طور كامل برقرار خواهد شد و آن حكومت امام مهدى(ع) است. سیماى حكومت ایشان، گسترش عدل به‏طور كامل، نعمت فراوان و حاكمیت عقل و دین خواهد بود. آن زمان، روزگار شادمانى انسان‏ها و به شور و وجد آمدن همه اهل حق است و چنان‏كه در روایات آمده است، زمان چنان از شادى و خرمى سرشار گردد كه مردگان نیز در عالم ارواح به شادمانى مى‏پردازند و از خرّمى به وجد مى‏آیند. آرى، این است سیماى آن حكومت بى‏نظیر! 

قرآن، حكم و فرمان‏روایى تمام هستى را فقط از آن خدا مى‏داند: «ان الحكم الّا للّه امر الّا تعبدوا الّا ایّاه ذلك الدّین القیّم؛(5) بدانید حكومت جز براى خدا نیست. خداوند فرمان داده است كه جز او را نپرستید». ولى خداوند این حاكمیت را به برخى از بندگان خاص خود یعنى انبیاى الهى واگذاشته است. حكومت این بزرگواران چون از طرف خداوند تفویض شده، براساس حق و عدل و دورى از هوا و هوس است. خداوند خطاب به حضرت داوود(ع) فرمود: «یا داود انّا جعلناك خلیفةً فى الارض فاحكم بین النّاس بالحقّ و لا تتّبع الهوى فیضلّك عن سبیل اللّه؛(6) اى داوود! ما تو را جانشین خود در زمین قرار دادیم. پس بین مردم به حق داورى كن و از هوا و هوس پیروى مكن كه تو را از راه خدا گمراه مى‏سازد». «و ان احكم بینهم بما انزل اللّه و لا تتّبع اهواءهم؛(7) و در بین ایشان طبق دستور خدا داورى كن و از هوا و هوس‏هاى ایشان پیروى مكن.»

بنابر عقیده شیعه، حاكمان پس از پیامبر اسلام(ص)، ائمه اطهار(علیهم السلام) مى‏باشند كه یكى پس از دیگرى به ایفاى نقش سازنده خویش در این امر مهم پرداخته‏اند، تا این‏كه خداوند دوازدهمین پیشوا را بنا به مصلحت‏هایى از نظرها غایب كرد. در دوران غیبت ایشان، رفته رفته، جهان به سوى ظلم و ستم بیش‏تر پیش مى‏رود و در نهایت، زمانى‏كه خداوند اراده فرماید امام از پس پرده غیبت ظهور مى‏كند و با حكومت جهانى خویش جهان را پر از عدل مى‏نماید. (ادامه مطلب)


ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 تیر 1393 ] [ 11:49 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]

آمادگی ورود به ماه خدا

 

ماه شعبان , آخرین فرصت آماده شدن برای ماه رمضان است ، کم و کاستی های ماه های گذشته باید در این ماه جبران شود.»

“اللهم صل على محمد وآل محمد والهمنا معرفه فضله واجلال حرمته...” خدایا بر محمد و آل او درود فرست و شناخت فضیلت ماه رمضان و بزرگداشت حرمتش را به ما الهام فرما.

شناخت ماه رمضان تعیین كننده نحوه برخورد با آن پى بردن به ماهیت و موقعیت ماه مبارك رمضان و آگاهى از چیستى آن، ضمن آنكه خود نعمتى بزرگ و موهبتى سترگ است، راه گشاى كیفیت برخورد و چگونگى رفتار با آن نیز مى باشد. در پرتو شناسایى موقعیت و شناخت جایگاه ماه خدا است كه انسان مومن هنگام حلول و تشریف فرمایى آن، مى تواند استقبال شایسته از آن به عمل آورد. در حقیقت با این شناسایى و شناخت، راه چگونگى برخورد با این ماه و نوع رفتار با آن هموار مى گردد.

در این باره این گزارش “انس بن مالك” شنیدنى است: “لما حضر شهر رمضان قال النبى (ص): سبحان الله، ماذا تستقبلون وماذا یستقبلكم قالها ثلاث مرات.” هنگامى كه ماه رمضان فرا مى رسید پیامبر (ص) مى فرمود: منزه است خد، بنگرید كه به استقبال چه مى روید و چه به شما روى می آورد و این جمله را سه بار تكرار فرمود.

در سایه ى این شناخت و شناسایى است كه نقش بى بدیل، تاثیر شگرف و آثار و فواید ارجمند آن، هویدا مى گردد و تلاش و تقلا ى انسان مومن براى شرف یابى به محضر آن، رعایت وظایف و آداب، بهره مندى از بركات و كوشش براى نگهدارى و از دست نرفتن لحظات و ساعت آن را برمى انگیزد. چنانچه در روایت “ابى مسعود انصارى” از پیامبر اكرم (ص) مى خوانیم: “لو یعلم العبد ما فى رمضان لود ان یكون رمضان السنه” اگر بنده، از آنچه كه در ماه رمضان قرار داده شده آگاهى داشت، با تمام وجود دوست مى داشت كه همه ى سال، ماه رمضان باشد.

 برخوردارى از درك درست از ماه مبارك رمضان، زمینه و موجبات به دست آوردن مواهب و بركات الهى و هدایا و عطایاى ربانى در این ماه را فراهم مى نماید.

        توصیه‌های اخلاقی امام خمینی (رض) درباره آمادگی برای ورود به ماه مبارك

                                      برگزاری همایش تبیین اندیشه های سیاسی و اجتماعی امام خمینی(ره)در کرمان

كتاب جهاد اكبر، تقریر بیانات اخلاقی امام خمینی در نجف اشرف است كه در آستانه ماه مبارك رمضان و ایام دیگر خطاب به حوزه‏های علمیه ایراد فرمودند و به همّت یاران امام تنظیم و منتشر گردید. هشدارهای دردمندانه و رهنمودهای اخلاقی حضرت امام در آن ایام سخت و توانفرسا، شور ایمان و انگیزه‏های الهی را در طلاب و دانشجویان متعهد برمی‏انگیخت و بذر اخلاص و ایمان را در قلوب جویندگان حقیقت می‏كاشت؛ اینك در آستانه ماه مبارك رمضان بخشی از این رهنمودها ارائه می‌گردد به امید آن كه به مدد روح قدسی حضرت امام، از فیوضات این ماه با بركت بهره‌مند گردیم:

دعوت به ضیافت الهی

شما در این ماه شریف به ضیافت حق تعالی دعوت شده ‏اید: دعیتم فیه إلی ضیافة‌‌الله خود را برای مهمانی باشكوه حضرت حق آماده سازید. لا اقل به آداب صوری و ظاهری روزه پایبند باشید. (آداب حقیقی باب دیگری است كه به زحمت و مراقبت دایم نیاز دارد.) معنای روزه فقط خودداری و امساك از خوردن و آشامیدن نمی‏ باشد؛ از معاصی هم باید خودداری كرد. این از آداب اولیه روزه می ‏باشد كه برای مبتدی هاست. (آداب روزه برای مردان الهی كه می‏ خواهند به معدن عظمت برسند غیر از این می‏باشد.) شما اقلا به آداب اولیه روزه عمل نمایید؛ و همان‌طور كه‏ شكم را از خوردن و آشامیدن نگه می‏ دارید، چشم و گوش و زبان را هم از معاصی باز دارید. از هم اكنون بنا بگذارید كه زبان را از غیبت، تهمت، بدگویی و دروغ نگه داشته، كینه، حسد، و دیگر صفات زشت شیطانی را از دل بیرون كنید. اگر توانستید، انقطاع إلی‌الله حاصل نمایید؛ اعمال خود را خالص و بی‏ریا انجام دهید؛ از شیاطین انس و جن منقطع شوید؛ لیكن به حسب ظاهر از رسیدن و دست یافتن به چنین سعادت ارزنده‏ ای مأیوس می ‏باشیم؛ اقلا سعی كنید روزه شما مشفوع به محرمات نباشد.

در غیر این صورت اگر روزه شما صحیح شرعی باشد، مقبول الهی نبوده بالا نمی‏رود. بالا رفتن عمل و مقبولیت آن، با صحت شرعی خیلی تفاوت دارد. اگر با پایان یافتن ماه مبارك رمضان، در اعمال و كردار شما هیچ گونه تغییری پدید نیامد و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقی نكرد، معلوم می‏ شود روزه‏ای كه از شما خواسته‏ اند محقق نشده است؛ آنچه انجام داده‏ اید روزه عامه حیوانی بوده است.

در این ماه شریف، كه به مهمان سرای الهی دعوت شده‏ اید، اگر به حق تعالی معرفت پیدا نكردید یا معرفت شما زیادتر نشد، بدانید در ضیافة‌‌الله درست وارد نشدید و حق ضیافت را به جا نیاوردید. نباید فراموش كنید كه در ماه مبارك، كه "شهر اللّه" می‏ باشد و درهای رحمت الهی به روی بندگان باز است و شیاطین و اهریمنان- به حسب روایت- در غل و زنجیر به سر می‏ برند، اگر شما نتوانید خود را اصلاح و مهذب نمایید، نفس اماره را تحت مراقبت و كنترل خود درآورید، هواهای نفسانیه را زیر پا گذاشته علاقه و ارتباط خویش را با دنیا و مادیت قطع كنید، بعد از پایان یافتن شهر صیام مشكل است بتوانید این مسائل را به مرحله عمل درآورید. بنابراین، از فرصت استفاده كنید و پیش از آنكه این فیض عظمی سپری گردد، در مقام اصلاح، تزكیه و تصفیه امور خود برآیید؛ خود را برای انجام وظایف ماه صیام آماده و مهیا سازید. طوری نباشد كه پیش از فرارسیدن شهر رمضان همانند ساعت به دست شیطان كوك شده در این یك ماه كه شیاطین در زنجیرند شما به طور خودكار به معاصی و اعمال خلاف دستورات اسلام مشغول گردید! گاهی انسان عاصی و گناهكار بر اثر دوری از حق و كثرت معصیت آنچنان در تاریكی و نادانی فرو می‏ رود كه دیگر نیازی به وسوسه شیطان ندارد، خود به رنگ شیطان در می‏ آید.

صبغة‌‌الله مقابل صبغه شیطان است. و كسی كه دنبال هوای نفس رفت و از شیطان متابعت كرد، بتدریج به صبغه او درمی‏ آید. شما تصمیم بگیرید لااقل در این یك ماه از خود مراقبت به عمل آورید؛ از گفتار و كرداری كه خداوند تبارك و تعالی راضی نیست اجتناب ورزید. از هم اكنون در همین مجلس با خدای خود عهد ببندید كه در ماه مبارك رمضان از غیبت، تهمت، و بدگویی نسبت به دیگران، خودداری كنید. زبان، چشم، دست، گوش، و سایر اعضا و جوارح، را تحت اراده خود درآورید.

ادامه مطلب .....


ادامه مطلب

طبقه بندی: كوتاه سخنی از اخلاص، قبر ، خانه آخرت، عنایت خدا به سید الشهدا (ع)، عنصر «امر به معروف و نهی از منكر» در حادثه عاشورا، آقا سید كریم پینه دوز، توسل به امام حسین، سلوك عاشورائی (2)، فراربسوی خدا، نماز با روح، ملك الموت، نماز و شیطان، خدایا مرا ببخش، امان از عصبانیت و خشم، دقیقه ای برای خدا، آیا می شود تا آخر عمر حتی به یك نامحرم هم نگاه نكینم، شب قدر، در فضیلت سحرخیزی، همین سحر توبه كن، 90 فایده دعا برای امام زمان (عج)، اصرار آیت‌الله بهجت به زیارت حرم حضرت عبدالعظیم،
[ شنبه 24 خرداد 1393 ] [ 10:37 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]

شب نیمه شعبان , شب قدر ثانی

نیمه شعبان اگر چه شرافتش را وامدار مولود خجسته‏اى است كه در این روز زمین را با قدوم خویش متبرك ساخته است، اما همه عظمت آن در این خلاصه نشده و در تقویم عبادى اهل ایمان نیز از جایگاه و مرتبه والایى برخوردار است .

با توجه به اهمیت فراوانى که در روایات به شب نیمه ‏شعبان‏ داده ‏شده و حتى آن را هم پایه شب قدر شمرده‏اند، برخى از روایت هایى را که در بیان مقام و منزلت این شب روحانى وارد شده‏اند در ذیل قرار داده ایم . باشد تا خداوند ما را به عظمت این شب مقدس واقف گرداند و توفیق بهره‏ بردارى از برکات آن را عطا فرماید:

از پیامبر گرامى اسلام صلى‏الله ‏علیه ‏و آله، در زمینه موضوع محل بحث روایت هاى بسیارى نقل شده که یکى از آنها به این شرح است:

« شب نیمه شعبان در خواب بودم که جبرییل به بالین من آمد و گفت: اى محمد! چگونه در این شب خوابیده‏اى؟ پرسیدم: اى جبرییل! مگر امشب چه شبى است؟ گفت: شب نیمه شعبان است. برخیز اى محمد! پس مرا از جایم بلند کرد و به سوى بقیع برد، در آن حال گفت: سرت را بلند کن! امشب درهاى آسمان گشوده مى‏شوند، درهاى رحمت‏ باز مى‏گردند و همه درهاى خشنودى، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزى، نیکى و بخشایش نیز گشوده مى‏شوند. خداوند در این شب به تعداد موها و پشم هاى چارپایان - بندگانش را از آتش جهنم-  آزاد مى‏کند. امشب خداوند زمان هاى مرگ را ثبت و روزی هاى یک سال را تقسیم مى‏کند و همه آنچه را که در طول سال واقع مى‏شود نازل مى‏سازد. اى محمد! هر کس امشب را با منزه داشتن خداوند (تسبیح)، ذکر یگانگى او (تهلیل)، یاد بزرگى او ( تکبیر)، راز و نیاز با او ( دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهاى مستحبی (تطوع) و آمرزش خواهى (استغفار) صبح کند، بهشت جایگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را که پیش از این انجام داده و یا بعد از این انجام مى‏دهد، خواهد بخشید ... »

 

رسول گرامی اسلام خطاب به یکی از زنان خود می فرماید :

آیا مى‏دانى امشب چه شبى است؟! امشب شب نیمه شعبان است، در این شب اعمال ثبت مى‏گردند، روزی ها قسمت مى‏شوند، زمانهاى مرگ نوشته مى‏شوند و خداوند تعالى همه را مى‏بخشد مگر آن كه به خدا شرك ورزیده یا به قمار نشسته است. یا قطع رحم كرده یا برخوردن شراب مداومت ورزیده یا برانجام گناه اصرار ورزیده است ... »

ادامه مطلب....

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه 19 خرداد 1393 ] [ 11:38 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]

درس‌هایی از مناجات شعبانیه

پروردگارا! بر محمد و آل‏محمد درود فرست، و دعایم را بشنو و وقتى صدایت کردم، صدایم را بشنو، و آن‏گاه که با تو نجوا نمودم، به من رو کن. پس همانا که من، از دیگران به سوى تو گریختم، و در پیشگاه تو قرار گرفتم در حالى که درمانده تو هستم و به سوى تو در حال تضرّع و زارى هستم، و به آنچه نزد تو از ثواب مى‏باشد، امیدوار مى‏باشم.

مناجات شعبانیه یکی از دلنشنین ترین دعاهای مأثوره ماست ،هر کس در هر حد فکری آن را بخواند حتما تحت تأثیر قرار خواهد گرفت ،به گونه ایست که روح و جان مخاطب را عمیقا تحت تأثیر قرار میدهد، والاترین مضامین عرفانی را در خود دارد، خلاصه قالبی است که عمق احساس ما را نسبت به حضرت حق بر زبانمان جاری می سازد ، که هرگز به تنهایی قادر به بیانشان در این شکل زیبا و جامع نمی بودیم،این هنر معصوم است،این نفس حقی است که یک صفحه دعا را یک کلاس درس سازنده می کند.

در مناجات شعبانیه درسهای فراوانی برای اهل تامل وجود دارد و این حقیقت دارد که امامان معصوم ما در قالب اینچنین دعاهایی والاترین معارف دینی را به شیعیانشان تعلیم می داده اند.

در اینجا تأملی می کنیم در قسمت اول این مناجات :

«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اسْمَعْ دُعائى اِذا دَعَوْتُک، وَ اسْمَعْ نِدائى اِذانادَیْتُک. وَ اَقْبِلْ عَلَىَّ اِذا ناجَیْتُک، فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْک وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکمُسْتَکینا لَک، مُتَضَرِّعا اِلَیْک، راجِیا لِما لَدَیْک ثَوابى.»


پروردگارا! بر محمد و آل ‏محمد درود فرست، و دعایم را بشنو و وقتى صدایت کردم، صدایم را بشنو، و آن‏گاه که با تو نجوا نمودم، به من رو کن. پس همانا که من، از دیگران به سوى تو گریختم، و در پیشگاه تو قرار گرفتم در حالى که درمانده تو هستم و به سوى تو در حال تضرّع و زارى هستم، و به آنچه نزد تو از ثواب مى‏باشد، امیدوار مى‏باشم.

(ادامه مطلب)


ادامه مطلب

[ شنبه 10 خرداد 1393 ] [ 12:14 ب.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]

ابتلا به روزمرگی

روز مَرِّگی , مرگی است دوست داشتنی که آرام آرام روح را

از درون می خورد!

بدتر از هر مخدر و محرکی

 

روزمرگی یعنی  تثبیت رفتارها، گفتارها و پندارهای انسان دریک وضعیت عادی و معمولی یا وضعیتی که اگر هم معمولی نیست باری آن انسان بدان عادت کرده است و یک یک زندگی بدون فراز و فرو د و ماجرا , زندگی ای است که همه چیز در آن سر جایش است و اگر هم نیست ما این را پذیرفته ایم و بدان گردن نهاده ایم .

همه ما کم و بیش دچار روزمرگی شده ایم و از آن به تنگ آمده ایم. با خود فکر می کنیم کاش زندگی کمی از این بهتر بود، کاش لحظات شاد بیشتری را تجربه می کردیم، کاش از زندگی بیشتر لذت می بردیم، کاش... این جملات را می توان تا بی نهایت ادامه داد. اما اگر خوب به دور و برمان نگاه کنیم می بینیم که زندگی جریان دارد و اگر با آن همراه نشویم این ما هستیم که عقب می مانیم، نه زندگی .

 

ما حصل روزمرگی با نشانه هایی همراه است که در ذیل به آن اشاره می شود .

مرک خلاقیت

انسان گرفتار روزمرگی با مرگ خلاقیت مواجه است. تکرار مکررات و پیاده سازی کارهای هر روزه مانعی برای بروز ایده‌های نو خواهد شد و کسی که توانایی آفرینش را از دست بدهد به افسردگی و تنهایی دچار می‌شود

نداشتن شوق و انگیزه

یکی از نشانه های روزمرگی , کاهش توانایی داشتن شوق و انگیزه و لذت نبردن از زندگی و نداشتن شادی در زندگی است . به عنوان مثال در دوره نوجوانی اگر فرد در پیدا کردن هویت انسانی خود با مشکل روبه رو شود، انگیزه خود را از دست می دهد. او که برای یافتن هویت و شخصیت اجتماعی خود دچار سردرگمی شده است، هدفی ندارد، با همسالان خود نمی تواند ارتباط برقرار کند و نتیجه این رفتارها این است که نوجوان نمی تواند درس بخواند یا گاهی دچار نابهنجاری های اجتماعی و رفتاری می‌شود.

تنوع طلبی

انسان گرفتار روزمرگی به صورتی شدید به دنبال تنوع طلبی است. یعنی برای معنی دهی به زندگی از بیرون دست به اقدام می‌زند. زندگی شخصی را به امید درمان مورد هجمه قرار می‌دهد غافل از اینکه این تغییر، موقتی بوده و ضربه‌های این تصمیم سنگین و سهمگین خواهد بود

ناامیدی و کسالت

ازدیگرنشانه‌های روزمرگی , نا امیدی و کسالت است . فرد دچار روزمرگی، برای آینده چندان برنامه‌ای ندارد چرا که معتقد است زندگی تکراری امروز اهمیت آینده نگری را ندارد .


ادامه مطلب

[ یکشنبه 4 خرداد 1393 ] [ 11:45 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]

خداوند به بهشت و سعادت چوب حراج زده است

 سیر و سلوک در عرفان اسلامی

سخن اینجانب

عزیزان! به فکر خود باشید و در این روزهای خجسته، از عذاب دردناک و خشم خدا به او پناه ببرید و کاری نکنید که به جای درهای بهشت، درهای دوزخ بر روی شما گشوده شود . اینک ماه های رحمت و مغفرت فرا رسیده و خداوند درهای بهشت را بر رویتان گشوده، هشدارتان باد، عملی از شما سر نزند که این درها بسته شود و به جای آن ها، درهای جهنم گشوده شود . برحذر باشید که به جای مغفرت، مستوجب عذاب نگردید، به خدا لحظه ای تحمل عذاب الهی را نداریم; گو این که هیچ عذابی سخت تر و دردناک تر از غضب خدا و روی برگردانیش از ما نیست، به او پناه می بریم و از او درخواست مغفرت و آمرزش می کنیم و امیدواریم از ما راضی گردد .

جا دارد که در اعمال و رفتار و کردار و گفتار خود تجدید نظر کنیم و هیچ کاری را جز برای کسب اجر و پاداش معنوی انجام ندهیم و خدا را مد نظر قرار دهیم و به یاد او و به نام او، به کارهای خیر روی آوریم و از بدی ها، زشتی ها، پلشتی ها، کدورتها ، نفرتها ، بدگمانی ها، مادیگری ها، هواپرستی ها و خودخواهی ها که مایه بدبختی و شقاوت و آلودگی و بدفرجامی و سیه روزی و بدنامی و سرانجام خشم خداوندی است دوری جوئیم . جدا بدبخت و ناکام است کسی که این ماه های ارزشمند را دریابد و به مغفرت الهی دست نیابد   

             

 

خداوند در برابر انجام اعمالی مثل : دعا- صله رحم – صلوات – روزه – شب زنده داری _ صدقه – انس با قرآن – نیایش – انجام اعمال سفارش شده در ماه های رجب , شعبان و رمضان  - گفتن اذکار الهی و ........ وعده داده است و انسان را مستحق :

(ادامه مطلب)


ادامه مطلب

برچسب ها: چوب حراج به بهشت،
[ سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 ] [ 10:07 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره وبلاگ


روزی روزگاری اهالی دهكده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا كنند ، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان
بار خدایا چنین ایمانی بمن عطا فرما و من ایمانم را به تو می سپارم

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


امکانات وب

فال امروز
 پخش قرآن صوتی و تصویری