تبلیغات
قبله تهران (راه عاشقی)

قبله تهران (راه عاشقی)
ری قبله تهران است (مقام معظم رهبری)


آیه قرآن

هرکس حضرت عبدالظیم را در شهرری زیارت کند گویا امام حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است

 

نماز و شیطان

از فرمایشات پیامبر گرامی اسلام كه در اصول كافی جلد سوم صفحه 269  اینگونه برداشت می شود كه شیطان به انسان می گوید :

آنقدر به دست و پایت می پیچم ، آنقدر وسوسه ات می کنم ، تا نمازت را کنار بگذاری ، تا وقتی که تو نماز می خوانی ، از تو می ترسم ؛ اگر فقط این نمازت را از تو بگیرم به راحتی تورا به هر گناه بزرگی که بخواهم می کشانم

آنچه انسان را مستقیماً در مسیر تقرب الى الله به پیش مى‌برد، نماز است. نماز، رابطه مستقیم بنده با خالق است. از مسایلى که باعث مى‌شود انسان نتواند به درستى از نمازش استفاده کند، زیاد خوابیدن، دیر خوابیدن و بد خوابیدن است. وقتى انسان دیگر اهتمامى به خواندن نماز اول وقت نداشته باشد، به مسایل دین نیز بى اعتنا مى‌شود و کم‌کم کارش به جایى مى‌رسد که با دیده تمسخر به مناسک دینى مى‌نگرد:

ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّواى أَنْ کَذَّبُوا بِایاتِ اللّهِ وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُنَ؛

سرانجام کار آنان که به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که کافر شده و ایات خدا را تکذیب
 و تمسخر کردند
.

اگر ـ خداى ناکرده ـ انسان در این مسیر خطرناک قرار گرفت و به نماز بى اهمیت شد، در واقع با این کار، مقدمات کافر‌شدن خود را فراهم ساخته است

یكی از عوامل بی رغبتی به نماز، تنبلی و بی حالی است كه این عامل از عوامل دیگر شایع‏تر است. متأسفانه افرادی با این كه به خدا اعتقاد دارند و نماز را قبول دارند ، صرفاً به دلیل كسل بودن، نماز را ترك می كنند كه چه بسا عدم مراقبت در ایام نوجوانی از سوی والدین و تبدیل نشدن نماز به عادت باعث شده است در دوران جوانی انجام نماز برای آن‏ها سنگین و دشوار به نظر آید

 

بعضی دیگر چون با فلسفه نماز آشنایی ندارند، در انجام آن سستی می ورزند. وقتی به آن‏ها می گوییم چرا نماز نمی خوانی، می‏گوید: برای چه بخوانم؟ در این صورت لازم است به این افراد تفهیم شود كه نماز، تنها یك عبادت ساده و معمولی نیست كه جنبه الزامی و اجباری یا تعبّدی محض داشته باشد، بلكه وسیله مطمئنی برای سازندگی روح و تحصیل آرامش روان می باشد.

بعضی دیگر نیز به تصوّر این كه نماز را اگر یك روز بخواند و یك روز نخواند، مشكلی ندارد، به سرانجام این كار آگاهی ندارند. اگر چنین است ، لازم است آیات و روایات معصومین را كه در این باره وارد شده بیان نماییم .

در مواردی هم انسان به خدا ایمان ندارد تا بخواهد او را پرستش كند. این افراد مشكل زیربنایی دارند .

شیطان هم مانند آدمیان ، هم جنس هایى دارد كه با آنها نشست و برخاست مى كند. هم جنس شیطان "تارك الصلوه " است . كسانى كه براى نماز ارزشى قائل نیستند و آن را ترك مى كنند.

 

بعد از این که مشغول نماز شد او را وسوسه مى کنند و توجه او را از نماز و اطاعت منصرف مى نمایند. و به چیز دیگرى مشغول مى دارند، فکر انسان را به همه جا مى برند به جز نماز .

مؤمنى كه مشغول نماز مى شود، شیطان مى آید و او را وادار مى كند تا فراموش كند كه در حال نماز است و از یاد ا مى برد چند ركعت خواند. شخص بى نماز هم هنگام نماز خواندن مؤ من ، وسوسه اش مى كند كه حالا كارهاى دیگر را انجام بده ، براى نماز وقت زیاد است ، بعدا نماز را مى خوانى !؟

زمانى که انسان مى خواهد نماز بخواند، شیاطین دور او را مى گیرند تا نگذارند نماز برگزار شود. وعده مى دهند که هنوز زود است و براى نماز وقت زیادى مانده ، فعلا خسته اى قدرى استراحت کن ، الان گرسنه اى قدرى غذا بخور، بعدا نماز را خواهى خواند

حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم فرموند: وقتى بنده اى مشغول نماز و ذکر خدا مى شود: شیطان مى آید و به او مى گوید: به یاد فلان چیز باش ، فکر فلان کار را بکن ، این قدر وسوسه مى کند تا انسان را از فکر نماز بیرون ببرد و به شک اندازد، به طورى که نداند چند رکعت نماز خوانده است .

وقتی که نماز ما حضور قلب لازم را نداشته باشد و جنبهء صوری و ظاهری پیدا کند، آن گاه دل ، جولانگه شیطان می شود

                      

  

شیطان ، براى گمراه كردن انسان از یك شیوه ثابت استفاده نمى كند، بلكه براى هر كسى شیوه مخصوص به خود آن را به كار مى برد تا موفق شود. براى هر كسى راه و روشى جداگانه دارد. یكى از راههاى مؤ ثر و موفق ابلیس، عبادت نمودن و نماز خواندن او است

از امام صادق علیه السلام نقل شده : در بنى اسرائیل ، عابدى بود كه در غار كوه مدت ها خدا را عبادت كرده و همیشه مشغول نماز بود. شیطان هر چه خواست او را فریب دهد، نتوانست . از هر راهى كه وارد شد مؤ ثر نیفتاد، تا آن كه روزى بالاى بلندى رفت و با صداى بلند فریاد كشید به طورى كه همه لشكریانش دورش جمع شدند و گفتند: اى سید و بزرگ ما! چه روى داده كه این قدر ناراحتى و فریاد مى كشى .

گفت : از دست این عابد. او مرا بیچاره و حیران نموده ، از هر راهى خواستم او را فریب دهم نتوانستم . آیا كسى هست كه او را فریب دهد؟

یكى از آن میان برخاست و گفت : من او را فریب مى دهم . شیطان گفت : از چه راهى ؟ جواب داد: از راه دنیا، و سرخوشى هاى آن . آنها را براى او زینت مى دهم . گفت : بنشین تو مرد میدان او نیستى ؛ زیرا او علاقه به دنیا ندارد و لذت دنیا را نچشیده است .

دیگرى برخاست و گفت : من مى روم و او را فریب مى دهم . گفت : از چه راهى ؟ گفت : از راه شهوت و زنان ، گفت : تو هم بنشین كه مرد میدان او نیستى ؛ زیرا او از شهوت به زنان آگاهى ندارد و تا حال لذتى از زن ها نبرده است كه به این وسیله فریب بخورد.

سومى برخاست و گفت : اگر اجازه دهى من مى روم و او را فریب مى دهم . گفت : از چه راهى ؟ جواب داد، از راه عبادت و نماز. گفت : برو، چون تو مرد میدان او هستى . آن ملعون صبر كرد تا شب فرا رسید و هوا تاریك شد، خود را به صورت یكى از عابدان درآورد. آمد صومعه آن عابد و گفت : اى عابد! من غریبم منزلى ندارم ، حیرانم ، مرا امشب میهمان كن و در صومعه خود پناهم بده . عابد هم او را پذیرفت . شیطان از اول شب تا صبح عبادت كرد و روز هم پیوسته مشغول نماز بود. نه غذا مى خورد، نه استراحت مى نمود و نه مى خوابید؛ در حالى كه عابد گاهى خسته مى شد ولى ابلیس خسته نمى شد. او مى خوابید و غذا مى خورد ولى شیطان مدام نماز مى خواند.

عابد پیش او رفت و گفت : اجازه مى دهى سؤالى از تو بكنم . گفت : فعلا وقت ندارم ، بگذار نماز بخوانم ، با اصرار زیاد اجازه گرفت و گفت : اى بنده خدا! من عابدى مثل تو ندیده ام كه این قدر عبادت كند، و نماز بخواند. تو چه كرده اى كه این قدر عاشق عبادتى ؟ به طورى كه نه مى خورى نه مى خوابى و نه آرام دارى و خسته نمى شوى ؛ در حالى كه من چنین نیستم .

گفت : علتش این است كه من مرتكب گناهى شده ام و هر وقت به فكر آن گناه مى افتم از ترس خدا بر خود مى لرزم ، خورد و خواب از من سلب مى شود و مشغول نماز و عبادت مى گردم ، ولى تو تا به حال گناه و معصیتى انجام ندادى و ترس از خدا در دل تو نیست از این رو، در عبادت سست هستى و از آن خسته مى شوى و گاهى استراحت مى كنى و مى خوابى .

عابد گفت : چه كرده اى و گناه تو چه بوده كه این قدر از خدا مى ترسى و عبادت مى كنى ؟ گفت : من زنا كرده ام وقتى به فكر آن مى افتم ، قدرت عبادتم بیشتر مى شود. تو هم اگر مى خواهى مانند من حال عبادت پیدا كنى ، باید ولو یك مرتبه زنا كنى .

عابد گفت : من كسى را نمى شناسم كه با او زنا كنم وانگهى ، این كار خرج دارد و احتیاج به پول است ؛ در حالى كه من ندارم و كسى به من پول نمى دهد. شیطان گفت : من به تو كمك مى كنم و راهنمایى ات مى نمایم . دست برد زیر سجاده و چهار درهم بیرون آورد به عابد داد و گفت : این پولها را بگیر و داخل شهر شو. سراغ خانه فلان زن فاحشه را بگیر و با او زنا كن ، بعد از آن دیگر از نماز خسته نمى شوى  .

عابد پول را گرفت و روانه شهر شد و سراغ خانه فلان زن فاحشه را گرفت . مردم خوشحال شدند و گفتند: عابد آمده كه او را توبه دهد و از گناه منع كند. خانه را به او نشان دادند. با همان لباس وقیافه اى كه داشت داخل شد و گفت : اى زن ! این پول را بگیر و زود آماده شو كه وقت نماز نگذرد.
زن نگاهى به او كرد و لباس و قیافه او را كه دید دریافت وى از مشتریان او نیست والا سر و وضع خود را تغییر مى داد و این قدر عجله نداشت . او اهل فسق و فجور نیست . ماجرا را از عابد پرسید: او هم تمام سرگذشت آن كسى كه میهمان او شده و عبادت او را تا آخر براى زن نقل كرد.
زن فهمید كه آن شخص شیطان بوده است . گفت : اى بنده خدا! او شیطان بوده و با نماز مى خواسته تو را فریب دهد! برگرد و از این عمل منصرف شو كه گناه نكردن بهتر از گناه كردن و بعد توبه نمودن است ؛ زیرا شاید توبه قبول نشود یا عمر تمام شود؛ و در حالى بمیرى كه توبه نكرده باشى . اى عابد برگرد، اگر آن شخص هنوز مشغول نماز است بدان او انسانى بوده و اگر رفته بدان شیطان بوده ، عابد وقتى برگشت كسى را ندید.

اتفاقا آن زن همان شب از دنیا رفت . صبح كه شد، دیدند بر در خانه او نوشته شده ، اى مردم ! جمع شوید فلان زن را دفع كنید كه از اهل بهشت است ! مردم به شك افتادند، در كفن و دفن او حیران شدند! و سه روز دفن او را به تاءخیر انداختند. خداوند به حضرت موسى علیه السلام خطاب كرد كه : برو و مردم را خبر كن ، جنازه اش را غسل دهند و بر وى نماز بخوانند و در قبرستان مومنان دفن كنند. من به خاطر این كه یكى از بندگان ما را از گناه منصرف كرد، او را بخشیدم و از گناهان او صرف نظر كردم و او را از اهل بهشت قرار دادم .

امید است خداوند تبارك و تعالی ما را جزء برپا كنندگان نماز قراردهد  التماس دعا




[ سه شنبه 29 شهریور 1390 ] [ 10:16 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


روزی روزگاری اهالی دهكده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا كنند ، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان
بار خدایا چنین ایمانی بمن عطا فرما و من ایمانم را به تو می سپارم

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


امکانات وب

فال امروز
 پخش قرآن صوتی و تصویری