تبلیغات
قبله تهران (راه عاشقی)

قبله تهران (راه عاشقی)
ری قبله تهران است (مقام معظم رهبری)


آیه قرآن

هرکس حضرت عبدالظیم را در شهرری زیارت کند گویا امام حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است

به این فكر كرده ایم كه عضو مفیدی برای جامعه هستیم یا نه ؟

 

 

خمَسُ خِصالٍ، مَن لَم تَکنُ فیهِ خصلَةٌ مِنها , فَلَیسَ فیهِ کثیرُ مُستَمتَعٍ : أوّلُها الوَفاء ، وَ الثّانیةُ التّدبیر ، و الثّالثةُ الحَیاء ، وَ الرّابعةُ حسنُ الخلق ، و الخامسة ـ وَ هِیَ تَجمَعُ هذِهِ الخِصال ـ الحُریَّة .

امام صادق (ع) فرمود: پنج خوی و سرشت است که هر کس یکی از آنها را نداشته باشد ، در جامعه ، عضوی مفید نیست . 1. وفا 2. تدبیر (برنامه ریزی در زندگی) 3. حیا 4. اخلاق خوش 5. آزادگی، که شامل آن چهار خصلت نیز هست .

(ادامه مطلب )

(1)آیا ما سرمشقی برای دوستانمان در انجام وفای به عهد هستیم كه با نبودنما ن از ما بعنوان كسی  كه پایبند به عهد خود بوده یاد شود

پیمان شکنی علاوه بر زیان فردی، زیان اجتماعی نیز دارد. اثر فردی آن این است که خشم خدا را برای پیمان‌شکن در بر دارد و او را از رحمت حق دور می‌کند و از نظر اجتماعی پیمان‌شکن در چشم مردم بی‌ارزش و از احترام او کاسته می‌شود

پیمان‌شکنی مایه‌ی سلب اعتماد از یکدیگر شده و اتحاد و یگانگی را از بین می‌برد.

در جامعه ای که مردم وفای به عهد را وظیفه‌ی انسانی، اخلاقی و دینی خود بدانند و در مراعات آن کوشا باشند تعهدات مالی و قراردادهای اقتصادی بر پایه‌ی اعتماد و اطمینان کامل شکل می‌گیرد و باعث رشد اقتصادی آن کشور و مایه‌ی سعادت مردم آن می‌گردد زیرا بدهکار در وقت معین و مقرر بدهی خود را می‌پردازد و فروشنده نیز کالا را برابر تعهدات خود تسلیم خریدار می‌کند و چرخ اقتصاد منظم حرکت می‌کند اما اگر هر یک از طرفین به تعهد خویش بی‌اعتنایی نشان دهند و تخلف کنند به همان مقدار سلب اعتماد پدید آمده، باعث کندی گردش چرخ اقتصاد می‌گردد.

 

 

(2)آیا نمی توانیم با داشتن برنامه روزانه به تمامی کارهای فردی و  خانوادگی امان ، طراوت خاصی را ببخشیم و از سردرگمی نجات پیدا كنیم.

 

انسان موفق سعی می كند با ابزاری به نام «برنامه ریزی» كه هوشیارانه، مستمر و پایدار تدوین شده است، زمانِ محدود و ارزشمند را در اختیار بگیرد و در دستیابی به اهداف شخصی،‌ حرفه ای و اجتماعی خود، پیشرفت لازم را داشته باشد و بهره بیشتری از تلاش خود ببرد ..

                                                

یکی

یکی از اصول اساسی بهداشت روانی و روان درمانی که می‌توان از مکتب اسلام استنباط نمود، اصل لزوم برنامه‌ریزی بر اساس تفکر و تعقل می‌باشد. در معیارهای اسلامی برای اراده ، اصالت قائل گردیده و دستور می‌دهند که هر کاری که فرد بخواهد انجام دهد، حتی در کارهایی مانند خوردن و آشامیدن ، باید هدفی مشخص را دنبال نماید. اصولا رفتار هر فرد ناشی از اراده اوست. برحسب آنکه فرد در مسیر دستیابی به لذات دنیوی برنامه‌ریزی نماید یا برای امور اخروی ، خداوند نیز به صورت متناسبی وسایل را برایش فراهم می‌آورد.برنامه‌ریزی براساس عقل و علم ، بهترین وسیله برای نزدیکی به خدا و ربودن گوی سبقت ، در میدان زندگی ذکر شده است

 

(3) اگر حیا از میان افراد اجتماع رخت بربندد، ایمان آنها نیز دستخوش دگرگونی و بی ثباتی می گردد و نه تنها اثرات سوء آن، حلقه اتصال بنده با خدا را می ساید بلکه زشتی ها و رذیلت های بی حیایی چونان تبری روابط سالم اجتماعی را می گسلد

انسان باید همواره نسبت به خودش و وجود نفس زکیه و پاک الهی خودش معرفت داشته باشد تا بتواند از خودش حیا کند. وقت به ما می گویند از خودت حیا کن منظور معرفت پیدا کردن به وجود و حضور همین نفس الهی در صحنه وجود خود است. حیا، پرهیزها و رفتارهای ما را معنا می دهد. ادب ورزی ها، ترک کردن ها و رعایت کردن هایی که محصول حیا باشند انسان را رشد می دهند و باعث قدرتش می شوند.

بزرگ ترین حیا محصول معرفت به حضور حضرت حق است. انسانی که همواره خداوند تبارک و تعالی را در صحنه می بیند همواره به خاطر درک حضور او ادب خواهد داشت. این که می گویند حیا نیمی از عقل است به معنای معرفت به حضور خداست. عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنیم: همان داشتن حیا است.

صاحب حیا وجودش خیر و نیکی است زیرا در اثر شرم از پروردگار، نفس خویش را به معصیت آلوده نمی کند و به واسطه حیا از خدا به انسان ها شر و بدی نمی رساند و به حقوق شان تجاوز نمی کند. مسلح شدن به سلاح حیا، مصونیت از امراض روحی و روانی را برای آدمی به ارمغان می آورد و او را در پیمودن پله های سعادت و رستگاری یاری می رساند .  تمرین کنیم منشأ پرهیز هایمان حیا باشت نه ترس و خجالت.

 

 

(4) كسیكه خوش اخلاق باشد،با مردم خوشرفتارى كند،با لب خندان‏سخن بگوید،در مقابل حوادث و مشكلات بردبار باشد،محبوب همه است،دوستانش زیادند،همه دوست دارند با او معاشرت و رفت و آمد كنند

كسیكه بد اخلاق باشد،با صورت درهم كشیده با مردم ملاقات‏كند،در مقابل حوادث و ناملایمات داد و فریادش بلند شود،بیخود داد وقال راه بیندازد،تند خو و بد زبان باشد زندگى تلخ و ناگوارى خواهدداشت،خودش همیشه ناراحت و معاشرینش در عذابند،مردم از او متنفر واز معاشرتش گریزانند،آب خوش از گلوى خودش و معاشرانش پائین‏نمیرود،خواب و خوراك درستى ندارد.براى انواع بیماریها مخصوصاضعف اعصاب كاملا آمادگى دارد،همیشه اوقاتش تلخ و آه و ناله‏اش بلند است،دوستانش كم‏اند،محبوب كسى نیست

امیر المومنین على(علیه السلام) میفرماید : چه بسیار انسان هاى عزیزى كه اخلاق بد ایشان را ذلیل ساخته است و چه بسیار انسان هاى ذلیلى كه با اخلاق خوش به عزت رسیده‏اند

«حسن خلق» ، افسار مهار کننده ی خودبینی , خودخواهی , غرور و لجاجت است که زندگی و در کنار هم بودن را آسان و قابل تحمل می سازد.

اخلاق خوب زمانی مایه ی برتری وشرافت انسانی است که منطبق براصول اخلاقی وهمراه بافطرت خداگرایانه بشری باشد ودین نیز چیزی جدای از آن نیست .«خوش اخلاقی» معیاری دارد وهرگز نمی توان محبت را بدون حساب وکتاب نثار این وآن کرد.

آیا می دانید مهمترین عامل موفقیت انبیای الهی به خصوص پیامبر گرامی اسلام(ص) در جذب قلوب انسان ها و گسترش دین چه بوده است؟ این عامل همانا خوش اخلاقی، گشاده رویی ، كلام نرم و دلنشین و نرم خویی آن حضرات بوده است.

مردان بزرگ به اندازه ای خوش اخلاق و خوش برخورد بودند كه نه تنها هر انسان حقیقت جویی را جذب می نمودند، بلكه گاهی دشمنان را نیز شرمنده خود می نمودند و منقلب می ساختند.

 

(5) آزادگی در آن است که انسان کرامت و شرافت خویش را بشناسد و تن به پستی و ذلت و حقارت نفس و اسارت دنیا و زیر پا نهادن ارزش‌های انسانی ندهد.

آزادگی، همان چیزی است که در نبودش ، همگان به رنج می افتند و انسانیت، لگدکوب ستم و جور می گردد . آزادگی برتر از آزادی است و نوعی حرّیت انسانی و رهایی انسان از قید و بندهای ذلت‌آور و حقارت‌بار است. تعلقات و پای‌بندی‌های انسان به دنیا، ثروت، اقوام، مقام، فرزند و ... در مسیر آزادی روح او، مانع ایجاد می‌کند. اسارت در برابر تمنیّات نفسانی و عُلقه‌های مادی، نشانه ضعف اراده بشری است.

وقتی کمال و ارزش انسان به روح بلند و همت عالی و خصال نیکوست، خود را به دنیا و شهوات فروختن، نوعی پذیرش حقارت است و خود را ارزان فروختن .

آزادگی، فضیلت انسانی زیستن است. انسانی که دین ندارد اما می تواند و باید آزاده باشد. گویی عاشورا نبردی میان آزادگی و رذالت بود. جنایت هایی که در عاشورا رخ نمود، نشان داد که آزادگی، فضیلتی فراموش شده است .

آزادگی، مهار خشم و رعایت خصم است، دو عنصر والایی که اگر از میان رود جز زشتی و پلیدی، بار نمی آورد. بر درخت خشم بی حساب و ستم بی پروا بر دشمن، جز میوه ی تلخ و کشنده ی رذالت و دنائت برنمی آید. آزادگی، آیین مروت است و جوانمردی. رعایت خصم یعنی: دست گشاده یی برای هر گونه برخورد نداری و باید اندازه نگه داری، خصم را از حقوق اولیه اش محروم ننمایی، برای او همواره حق دفاع قائل باشی، کرامت انسانی او را محافظت کنی، بر او ستم روا نداری، او را نیازاری، جهانش را تلخ نکنی. آزادگی، یعنی پاس اخلاق رقابت و دشمنی را نگه داشتن. در میانه ی کارزار، حدود انسانی را زیر پا نگذاشتن. مبادا کسی را که با تو دشمنی می ورزد، مستحق هر گونه برخورد بدانی. آزادگی، حرمت ها را در هر شرایطی نگه داشتن است.




برچسب ها: مفید بودن،
[ دوشنبه 30 آبان 1390 ] [ 03:22 ب.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


روزی روزگاری اهالی دهكده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا كنند ، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان
بار خدایا چنین ایمانی بمن عطا فرما و من ایمانم را به تو می سپارم

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


امکانات وب

فال امروز
 پخش قرآن صوتی و تصویری