تبلیغات
قبله تهران (راه عاشقی)

قبله تهران (راه عاشقی)
ری قبله تهران است (مقام معظم رهبری)


آیه قرآن

هرکس حضرت عبدالظیم را در شهرری زیارت کند گویا امام حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است

عبرت هاى اخلاقى عاشورا

 

 اگر معیار تقوا در جامعه عوض شد، معلوم است كه باید خون یك انسان با تقوایى مثل حسین بن على (ع)ریخته بشود. اگر زرنگى و دست و پا دارى در كار دنیا و پشت هم انـدازى و دروغـگـویـى و بـى اعـتنایى به ارزش هاى اسلامى ملاك قرار گرفت ، معلوم است كه كـسـى مـثـل یـزیـد بـایـد در راءس كـار قـرار بـگـیـرد و كـسـى مثل عبیدالله باید شخص اول كشور عراق بشود. بى بند و بارى اخلاقى در حكومت هاى ستمگر ابعادى پر دامنه دارد و بى شمار است . آنچه در زیر مى آید، تنها گوشه اى از مفاسد آن روزگار است كه باید از آن عبرت گرفت.  ( ادامه مطلب )

1  ـ فساد و فحشا:

تـربـیـت درسـت دیـنـى و روابـط مـشـروع خـانـوادگـى ، سـهمى بسیار ارزنده در سلامت اجتماع ، آزادگـى مـردم و رونـد الهـى نـظـام حكومتى دارد. انحرافات اخلاقى ، با ناموس طبیعت و شریعت ناسازگارند و بنیادهاى اخلاقى و انسانى را ویران مى كنند و همیشه ابزارى در دست حكومت هاى استبدادى بوده اند و دستگاه اموى به سختى بدان ها آلوده بوده است.

بـنـابـر گـواهى تاریخ ، خانه ابوسفیان ، مركز فساد و فحشا بوده و هند، همسر ابوسفیان و مادر معاویه ، از زنان بد نام آن زمان بوده است و معاویه جز ابوسفیان ، به چهار نفر دیگر نیز منسوب بوده كه با هند، زنا كرده بودند.(9) زیـاد بن ابیه ، كه از استانداران خونخوار معاویه بوده ، پدرى مشخص نداشته است و چنان كه پـیـشـتـر گـذشـت ، مـعـاویـه او را بـه پـدر خـویـش ابـوسـفـیان ، منسوب كرد و بر خلاف حدیث رسول اكرم (ص)او را برادر خود خواند. این كار معاویه از آن رو بود كه شخص باده فروش و فـاسـدى بـه نـام ابو مریم سلولى گواهى داد كه ابوسفیان با سمیّه ، مادر زیاد، زنا كرده و زیاد ثمره آن عمل نامشروع است . این گواهى در مسجد و با حضور مردم انجام گرفت و معاویه با استناد به سخنان ننگین ابو مریم ، زیاد را پسر ابوسفیان خواند.(10) فـرزند زیاد، عبیدالله ، نیز نتیجه زنا بوده است ؛ چنان كه امام حسین (ع)آن دو را (ناپاك پسر ناپاك)مى خوانده است . رسوایى هاى عشقى یزید نیز روى تاریخ را سیاه كرده و لكه ننگى دیگر بر پیشانى حزب اموى نهاده است . ابن قتیبه دینورى در این باره مى نویسد:

یـزیـد عـاشـق زنـى شـوهـردار شـد بـه نـام اریـنـب دخـتـر اسـحـاق ، كـه زنـى بـا كـمـال ، شـریـف و ثـروتـمند و همسر عبدالله بن سلام بود. چون معاویه از عشق یزید بدو آگاه شد، با مكر و حیله و صحنه سازى ، عبدالله بن سلام را فریفت تا همسر خود، ارینب را طلاق دهد. او تا تمام شدن عدّه طلاق ، عبدالله را در شام نگاه داشت و به او وعده ازدواج با دختر خود را داد. پـس از تـمـام شـدن عـدّه ارینب ، فردى به نام ابودردا، ماءمور شد كه به مدینه رَوَد و ارینب را بـراى یـزیـد خواستگارى كند. او وارد مدینه شد و در این زمان ، داستان عشق یزید و طلاق ارینب بر سر زبان ها بود. ابودردا به محض ‍ ورود به مدینه ، خدمت امام حسین (ع)رسید و چون امام از ماجرا آگاه شد، چاره اى اندیشید و این دزدى ناموسى انجام نگرفت .(11) نـقل است در روز عاشورا ده نفر داوطلب شدند و بر بدن پاك امام حسین (ع)با اسب تاختند. سپس نـزد ابـن زیـاد آمـدنـد و جـایـزه اى نـاچـیـز گـرفـتند. ابوعمر زاهد مى گوید، نسب آن ده نفر را بررسى كردیم ، همه فرزند نامشروع بودند.(12)

2ـ حرامخوارى :

روابـط درسـت اقـتـصـادى از پایه هاى مهمّ ادیان الهى و حكومت اسلامى و جامعه دینى است و روى آوردن بـه روابـط اقتصادى نا مشروع ، نشانه بیمارى جامعه و تباهى افراد است و این بیمارى در روزگار امام حسین (ع)آشكارا خودنمایى مى كند. چون امام حسین (ع)در روز عاشورا كوشید تا بـا نـصـیـحـت و موعظه سپاه كفر را از زشتكارى شان آگاه كند و از ادامه راهى كه در آن لغزیده اند، بازدارد، آنان با غوغا و جنجال ، مانع رسیدن صداى امام به گوش خود شدند. امام حسین (ع)
رو بدانان كرد و فرمود
:

(كـُلُّكُمْ عاصٍ لاَِمْری غَیْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلى فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرامِ وَ طُبِعَ عَلى قُلُوبِكُمْ وَیْلَكُمْ اَلا تَنْصِتُونَ؟ اَلاتَسْمَعُونَ؟)(13) همه شما فرمان مرا سرپیچى مى كنید، به سخنم گوش فرا نمى دهید؛ زیراشكمهایتان از حرام پرشده و بر دل هایتان مهر خورده است . واى بر شما چرا ساكت نمى شوید؟ چرا نمى شنوید؟!

گـرد آوردن مـال و ثـروت از راه نـامـشـروع و حـرامـخـوارى ، بـر عـقـایـد، اخـلاق و اعمال آدمى تاءثیرى بسیار زیانبار دارد و راه سعادت و خیر و فلاح را بر او مى بندد و چنان او را سـرگرم دنیا و سرسپرده شیطان مى كند كه حتى حاضر نمى شود به سخنان عبد صالح و حجّت خدا گوش فرادهد و در برابر از ناپاكانى چون یزید، عبیدالله و عمر سعد، بدون چون و چرا فرمان مى بَرَد.
حیف و میل بیت المال از زمان عثمان به بعد در دستگاه خلافت رواجى بسیار یافت و خـلفـا از ایـن رهـگـذر فریاد اعتراض بسیارى افراد را خاموش ساختند و افرادى بسیار را با خـود هـمـراه كـردنـد و یـزیـد نـیـز بـا اسـراف و تـبـذیـر و دسـت بـردن در بـیـت المـال ، حـكومت خویش را سامان مى داد و حاتم بخشى هایش در منابع تاریخى بسیار مشهور است .
(14) آنان كه به دستور یزید به جنگ امام حسین (ع)برخاستند، همگى به حرامخوارى آلوده بودند و ایـن خـصـلت شـیـطـانـى بسان سرطان ،چشم و دل و اندیشه آنان را در هم نوردیده و نقش حقیقت و صـداقـت را از ذهـنشان زدوده بود. نقل است كه چهار نفر از خواص جبهه حق در نزدیكى كوفه به امـام پـیـوسـتـنـد. امـام اخـبـار كـوفـه را از آنـان پـرسـیـد. در پـاسـخ گـفـتـنـد: رؤ سـاى قـبـایـل و سـرشـناسان شهر، رشوه هایى كلان گرفته اند و به سختى از بنى امیه حمایت مى كـنـنـد و امـیـد نـمـى رود مـددى بـه شـمـا رسـانـنـد. امـّا مـردم ، گـرچـه در دل به شما علاقه مندند، به روز حادثه بر شما شمشیر خواهند كشید
.(15)

3ـ ناسزاگویى و بى حرمتى :

در آیین پاك اسلام ، جان و مال و ناموس و آبروى مؤ من از حرمتى ویژه بر خوردار است و هیچ كس در هیچ شرایطى حق ندارد بدو بى حرمتى كند.امام صادق (ع)مى فرماید:(لِلّهِ عـَزَّ وَ جـَلَّ فـى بـِلادِهِ خـَمـْسُ حـُرَمٍ؛ حُرْمَةُ رَسُولِ اللّهِ(ص) وَ حُرْمَةَُّالِ الرَّسُولِ وَحُرْمَةُ كِت ابِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حُرْمَةُ كَعْبَةِاللّهِ وَ حُرْمَةُ الْمُؤْمِنِ)(16) مـمـلكـت خـداونـد بـزرگ را پـنـج حـریـم اسـت : حـریـم پـیـامـبـر(ص) و حـریـم آل پیامبر و حریم كتاب خداى بزرگ و حریم كعبه الهى و حریم مؤ من.

                

بـا ایـن حـال ، در حـكـومت بنى امیه و واقعه عاشورا حرمت همه این حریم ها شكسته شد، به ویژه حرمت آل رسول و حضرت امام حسین (ع). مزدوران بنى امیه در روز عاشورا، مردانه و محترمانه با حـزب اللّه نـجـنـگـیـدنـد، بـلكـه ناسزا گویى و بى حرمتى را به اوج رسانیدند و هیچ یك از رفـتـارشـان رنـگ و بـویـى انـسـانـى نـداشت . آن گاه كه امام حسین 7 بر اثر شدت جراحات ، زمینگیر شد، مالك بن نسر، نزد حضرت آمد با ناسزا گویى شمشیر بر سر آن حضرت فرود آورد؛ چونان كه كلاه خود را درید و به سر مقدس ‍ رسید.(17)

شـمـربـن ذى الجـوشـن در كشاكش نبرد، به خیمه امام حسین (ع)هجوم آورد و با نیزه آن را درید و فـریـاد زد: (آتـش بـیـاوریـد تـا اهـل ایـن خـیـمـه را بسوزانم !) آن نابخردان پس از كشتن امام و اصـحـابـش ، پیكرهاى پاكشان را مثله كردند، لوازم انفرادى ، حتى لباس ها، عمامه و چكمه ها را بـه غـارت بـردنـد و پـیراهن كهنه بى قیمتى را نیز كه امام در زیر لباس هایش پوشیده بود به یغما بردند.(18) ایـن حـرمـت شـكـنـى در حـالى صـورت مـى گـرفـت كـه سپاهیان یزید خود را مسلمان و پیرو آیین مـحـمـد(ص) مـى دانـسـتـند. سنان بن انس در كنار پیكر غرقه به خون امام از اسب پایین آمد و با نهادن شمشیر بر گلوى آن حضرت ، با گستاخى گفت : (به خدا سوگند مى دانم كه تو پسر پـیـامـبـرى و پـدر و مـادرت بـهـتـریـن مـردم بودند و سرت را از بدنت جدا مى كنم !) و چنین نیز كرد.(19)

نقل است كه یزید ملعون در حضور امام سجاد(ع)و باز ماندگان شهیدان ، خطیب دربارى خویش را فرمان داد تا به منبر برود و امام على (ع)و فرزند والا مقامش امام حسین (ع)را ناسزا گوید. او نیز بر فراز منبر رفت و چنین كرد و سپس معاویه و یزید را ستود تا این كه امام سجاد(ع)بى تـاب شـد و فـریـاد بـرآورد: (اى خطیب ! عذاب آفریدگار را به خشنودى آفریده اى خریدى و جاى خویش را در دوزخ بر نهادى !)(20)

4  ـ كشتن زنان و كودكان :

رحـم آوردن بـر زنـان و كـودكـان و مـعـاف كـردن آنـان از جـنـگ و كـشـتـار، یـكـى از اصـول آیـیـن جـوانـمـردى اسـت . ولى در واقـعـه كـربـلا ایـن اصـل نـیـز نـادیـده گـرفـتـه شـد و گـرگـان بـنـى امـیـه زن و كـودك را نـیـز در مـعـركـه به قتل رساندند.

               

قـاسـم و عـبـدالله ، فـرزنـدان امـام حـسـن (ع)بـودنـد كـه هـمـراه اهـل بـیـت امـام حـسـیـن (ع)در كـربـلا حضور داشتند و به سبب علاقه به امام حسین (ع)، هر یك در مـقطعى از جنگ خود را به میدان رساندند تا از آن حضرت دفاع كنند، ولى به گونه اى فجیع بـه دسـت مـزدوران بـنـى امـیـه بـه قـتـل رسـیـدنـد در حـالى كـه هـنـوز بـه سـن بـلوغ نرسیده بـودنـد.(21) امـویـان حـتـى بـه كـودك شـیـرخـوار امـام حـسـین (ع)نیز رحم نكردند. نـقـل اسـت كـه آن حضرت در آخرین لحظه ها به خیمه ها نزدیك شد و به خواهرش ‍ حضرت زینب (س)  فـرمود: (فرزند كوچكم را بیاور تا با او وداع كنم !) وقتى كودك را آوردند، امام او را در آغـوش گـرفـت و مـى خـواسـت بـبـوسـد، ولى پـیـش از آن ، حـرمـلة بـن كـاهـل ، تیرى به گلوى كودك زد و آن را پاره كرد. امام (ع)مشت خویش را زیر خون گلوى كودك گـرفـت و سـپس آن را به آسمان پاشید و از بى عاطفگى و درندگى دشمن به خدا پناه برد و عـرض كـرد: (چـون در مـنظر تو چنین مصیبتى روى داد تاب آوردم .) امام باقر(ع)در این باره مى فـرمـایـد: (از خـون طـفـل شـیـرخـوار، قـطـره اى بـه زمـیـن نـچـكـیـد.)(22) طـبـرى نـقـل كـرده اسـت كـه همسر یكى از شهیدان كربلا بر بالین شوى شهیدش حضور یافت ، خاك و خـون را از چـهـره اش زدود و گـفـت : (بـهـشـت بر تو گوارا باد!) چون شمر بن ذى الجوشن این مـنـظـره را دیـد، غـلامـى را فـرمـان داد كـه آن زن را بـه قـتل برساند. او نیز عمودى بر سر آن بانوى باوفا كوبید، سرش را شكافت و بدین سان ، او در كنار پیكر همسر شهیدش ‍ به شهادت رسید.(23)

5 ـ ذلّت پذیرى :

عزّت و سربلندى از ویژگى هاى جامعه اسلامى است و قرآن مجید در این باره مى فرماید:
(وَ لِلّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ)
(24)

همانا عزّت از آن خدا و پیامبرش و مؤ منان است.

در حادثه عاشورا ، مردم بجای تاج عزت بر سر ، طوق ذلت بر گردن نهادند و بردگان بی چون و چرای حکومت اموی شدند و همه آنان ، جز امام حسین ع و یارانش ، بیعت با یزید را پذیرفتند و دین و دنیای خویش را فدای دنیای بنی امیه کردند

زهیر بن قین ، یار سلحشور و سر فراز امام ، در روز عاشورا لحظه هایی پیش از شهادت افتخار آمیز خود از فرجام نکبت بار مردم در سایه حکومت شوم بنی امیه چنین سخن گفت :
ما شما را به
یاری دودمان پیامبر ص و رها کردن طاغوت فرا می خوانیم . این را بدانید که شما از آن دو جز تباهی زندگی چیزی نخواهید دید ، آنان چشمان شما را از حدقه بیرون خواهند آورد و دست و پایتان را قطع خواهند کرد و پیکرهای مثله شده شما را بر درختان خرما به دار خواهند آویخت و نخبگان و مفسرانتان را به قتل خواهند رساند ، چنانکه با حجر بن عدی و یارانش و هانی بن عروه و امثال او چنین کردند . (25) و امام حسین ع در نامه ای به سران کوفه می فرماید :
رسول خدا ص در زمان حیاتش فرمود : هر کس پادشاه ستمگری
را ببید که حریم خدا را می شکند و پیمان او را زیر پا می نهد و با سنت پیامبر خدا مخالفت می ورزد و در حکومتش با گناه و دشمنی حکم می راند و با این حال با گفتار و کردارش تغییری در جامعه پدید نیاورد ، بر خداست که او را در بدترین مکانها {دوزخ} جای دهد . (26)

                 

6 ـ بی عاطفگی

آتش افروزان بنی امیه ، در جنگی ناخواسته و نابرابر ، که بر پاکترین انسانهای جهان تحمیل کردند ، همراه با امام حسین ع و یارانش ، عاطفه و مردانگی و مروت و انسانیت و شرافت را نیز به مسلخ بردند و سربریدند و بی عاطفه گی و سنگدلی و درندگی را زنده کردند . براستی هیچ قلمی تاب نمایاندن آن همه جنایت را ندارد که در کربلا پدیدار شد . آنچه در زیر می آید،تنها گوشه ای از آنهاست . نقل است ، با اینکه شمار مردان جنگی جبهه امام حسین ع به صد نفر نمی رسید ، سپاهیان یزید در حدود سی هزار نفر بودند که این ، نشان دهنده نابرابری در آن جنگ است .(27) همچنین با اینکه زنان و کودکان نیز در میان یاران امام حسین ع بودند ، یزیدیان حدود سه شبانه روز آب را بر خیمه های امام حسین ع بستند . (28) عصر عاشورا ، خیمه ها را – که تنها پناهگاه داغدیدگان جبهه توحید بود – به آتش کشیدند و آنان ، شب یازدهم محرم را بدون هیچ سر پناهی در میان انبوه دشمنان بسر بردند

عمر سعد ، در روز یازدهم محرم ، پس از دفن کشته های جبهه خود ، پیکر پاک و مثله شده شهیدان را بر جای نهاد و به سوی کوفه حرکت کرد . پس از آن که اهل بیت ع را بعنوان اسیران جنگی به مجلس عبیدالله بن زیاد آوردند ، آن نابخرد به آنان بی احترامی و پرخاش کرد و حتی بر آن شد تا حضرت زینب س و امام سجاد ع را به شهادت برساند که توسط اطرافیانش از انجام چنین جنایتی منصرف شد .

وقتی باز ماندگان شهیدان کربلا وارد مجلس یزید شدند ، همه را با طناب بسته بودند و یزید در حالی که اشعاری کفر آمیز زمزمه می کرد ، با چوبدستی بر لب و دهان امام حسین ع می نواخت .
همچنین نقل است ، که عبیدالله بن زیاد دستور داد دست و
پا و گردن امام زین العابدین ع را زنجیر کنند با اینکه آن بزرگوار در کربلا به بیماری سختی دچار شده بود و هنگامی که وارد کوفه شد ، ایام نقاهت خود را می گذراند.(29)

7 ـ ترس نابجا

در رویداد کربلا بیشتر مردم در برابر ارعاب حکومت اموی تسلیم شدند و از یاری رساندن به حق باز ایستادند . تاریخ نویسان آورده اند که روزی عبیدالله بن زیاد ، اشراف کوفه را گرد آورد و خطاب به آنان گفت : آنان را که از ما پیروی می کنند وعده دهید و نا فرمانان را از سپاهیان یزید – که از شام خواهند آمد – بترسانید . اشراف نیز رفتند و خویشان و نزدیکان خود را از سپاه خیالی شام بیم دادند و از گرد مسلم پراکندند و ترس نابجای آنان سبب شد که نیرنگ عبیدالله کارگر افتد و انبوه جمعیتی که با مسلم بیعت کرده بودند ، همگی بر بیعت خویش پای نهند و فرستاده حسین ع را در برابر عبیدالله و یارانش تنها گذارند . (30)

8 ـ فروش دین به دنیا

این پدیده شوم بسان آفتی زیانبار از دیر باز دینداران را تهدید کرده است . قران مجید از آن ، با تعبیرهایی چون // فروش هدایت به ضلالت و فروش آخرت به دنیا و فروش مغفرت الهی به عذاب و فروش ایمان به کفر و فروش آیات الهی به بهای ناچیز // یاد کرده است (31) و ضمن توبیخ و نکوهش گناهکاران ، مومنان را از آن باز داشته است .

با این همه ، بسیاری از مسلمانان ، بویژه در زمان حادثه کربلا ، به چنین ورطه ای لغزیدند و در حالی که آخرت خویش را تباه ساختند ، دنیایی نیز به چنگ نیاوردند . امام حسین ع از این حقیقت تلخ این گونه یاد می کند : // ان الناس عبید الدنیا والدین لعق علی السنتهم یحو طونه مادرت معائشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون // (32) همانا مردم بندگان دنیایند و دین ، لقلقه زبان آنان است و تا زمانی که معاششان در رونق است ، گرد دین می گردند و آنگاه که سختی ها روی آورد ، دینداران اندکند .

این آزمایش و ابتلا در عاشورا به گونه آشکار و گویا ، دینداران راستین را از بردگان شکم و شهوت ، و خدا پرستان را از دنیا پرستان جدا ساخت . پیش از آنکه عبیدالله بن زیاد به کوفه آید ، حدود هجده هزار تن با مسلم بن عقیل بیعت کردند . پس از روی کار آمدن عبیدالله مردم سست شدند و با باز شدن سر کیسه درهم و دینار ، جملگی دین را رها کردند و برده یزید شدند .
در
تاریخ آمده است ، عبیدالله مردم را در مسجد کوفه گرد آورد و خطاب به آنان گفت : مردم ! شما دودمان ابوسفیان را آزموده اید آنان را همان گونه که دوست می دارید ، یافته اید ! اینک امیرمومنان یزید ، که او را به حسن سیرت و احسان به رعیت می شناسید ... بندگان را بزرگ می دارد و جملگی را با ثروت بی کران بی نیاز می سازد و بر حقوق شما صد دینار افزوده است و به من دستور داده که به شما پرداخت کنم و در برابر شما به جنگ دشمنش حسین ع بروید پس ، گوش به فرمان باشید ! آنگاه به اردوگاه در نخیله رفت و به سازماندهی سپاهیان پرداخت (33) و چنانکه یاد کردیم ، سی هزار نفر زیر پرچم کفر گرد آمدند و استوانه دیانت را به مسلخ بردند .
مزدوران بنی امیه ،
از فرماندهان ارشد گرفته تا سربازان ، همگی به امید گذران زندگی و جیره خواری و مزدوری به کربلا رفتند .

نقل است سنان بن انس ، پس از قتل امام حسین ع ، بر اسب خویش سوار شد و با شتاب نزد عمر بن سعد رفت و فریاد زد :چنان طلا و نقره به پایم بریز تا به رکاب اسبم برسد چرا که من پیشوای بسیار محترمی را کشته ام ، کسی را کشته ام که پدر و مادرش بهترین مردم بودند و بهترین مردم از نظر حسب و نسب بود . (34)

 

گردآوری شده از كتاب عبرتهای عاشورا نوشته علی اصغر الهامی نیا

و نوشته حسین شاهد خطیبی ( ریشه های عبرت انگیز حادثه عاشورا )

پی نوشت ها :

1 - ر.ك . عصر (13)،آیات 2-3.
2 - مریم (19)، آیه 59.
3 - ر.ك . المیزان ، ج 14، ص 78.
4 - المیزان ، ج 14، ص 80.
5 - شرح نهج البلاغه ، ج 16،ص 46.
6 - بحار الانوار، ج 78، ص 46.
7 - همان ، ج 44، ص 325.
8 - انقلاب و عبرت ها، ص 12 ـ 13.
9- شرح نهج البلاغه ، ج 1، ص 336.
10  - همان ، ج 16، ص 187.
11 - الامامة و السیاسة ، جزء 1، ص 166 ـ 173 (تلخیص)
12 - لهوف ، ص 182 ـ 183.
13- بحار الانوار، ج 45، ص 8.
14- بحار الانوار، ج 45، ص 327.
15 - تاریخ طبرى ، ج 5، ص 405.
16 - بحار الانوار، ج 24، ص 186.
17 - لهوف ، ص 172.
18 - همان ، ص 174.
19 - لهوف ، ص 176.
20- مقتل ، ابو مخنف ، ص 227(پاورقى .)
21 - ابصار العین فى انصار الحسین ، سماوى ، تحقیق طبسى ، ص 72 ـ 74.
22 - لهوف ، ص 169.
23- تاریخ طبرى ، ج 5، ص 438.
24 - منافقون (63)، آیه 8.

25- تاریخ طبری ج5ص426.

26- بحارالانوار ج44ص328.

27- مقتل ابو مخنف ص176 .

28- مقتل ابو مخنف ص98 .

29- همان ص212 .

30- مقتل ابو مخنف ص45و47 .

31 - سوره بقره آیات : 16و86و175 و آل عمران : آیات 177 و توبه : آیه 9 .

32- تحف العقول ص249و250

33- مقتل مقرم ص239 .

34- مقتل ابو مخنف ص202




[ دوشنبه 7 آذر 1390 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


روزی روزگاری اهالی دهكده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا كنند ، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان
بار خدایا چنین ایمانی بمن عطا فرما و من ایمانم را به تو می سپارم

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


امکانات وب

فال امروز
 پخش قرآن صوتی و تصویری