تبلیغات
قبله تهران (راه عاشقی)

قبله تهران (راه عاشقی)
ری قبله تهران است (مقام معظم رهبری)


آیه قرآن

هرکس حضرت عبدالظیم را در شهرری زیارت کند گویا امام حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است

       ابكی لخروجی من قبری عریاناً ذلیلاً حاملاً ثقلی علی ظهری

        

آنچه از هر حادثه ای برای انسان ، تلخ تر و غم انگیز تر است، حادثه ای انکار ناپذیر مرگ است.

مرگ بگونه ای است که با آن کام وجود بازماندگان تلخ و خاطرشان آزرده می شود، چرا که آنها به اندازه ای به عزیز خود دل بسته اند که جدایی از او برایشان امری است غیر منتظره، که پذیرش آن به سختی در صفحه ی ذهنشان نقش خواهد بست .

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: »... پیشاپیش شما گردنه ای است دشوار گذر و منزل های ترسناک و هراس آور، ناچار بدان گردنه ها باید بر شدن و بدان منزل ها درآمدن و ایستادن؛ و بدانید که چشم انداز مرگ به شما نزدیک است، گویی شما را در چنگ گرفته و چنگال های خود را در شما فرو برده، در حالی که در آن با دشواری ها درگیرید، و در چنگ مشکلات اسیر. پس پیوندهای خود را با دنیا ببُرید و تقوای الهی را پشتیبان خود کنید و چون توشه ای همراه خویش برید « و نیز فرمود  :  »آه از کمیِ زاد(توشه) و درازی راه و دوری سفر و عظمت ورودگاه(برزخ و قیامت) «

 

                                حال میت پس از مرگ

اما این یک روی سکّه است، روی دیگر آن که از اهمیت والایی برخوردار است، خود میّت و احساساتی است که به هنگام مرگ و لحظاتی پس از آن به او دست می دهد، احساساتی برخاسته از جان که درک آن برای ما زنده ها امکان پذیر نیست.

امیر متقیان علی (علیه السلام) در فرازی از خطبه ۸۳ نهج البلاغه صحنه غم انگیز مرگ وجان کندن را در قالب گفتار به زیبایی به تصویر کشیده و در این باره
می فرماید: «انسان در حالت بیهوشی و سکرات مرگ، و غم و اندوه بسیار، و ناله ی دردناک، و درد جان کندن، با انتظاری رنج آور، دست به گریبان است.پس از مرگ او را مأیوس وار در کفن پیچانده، در حالی که تسلیم و آرام است، برمی دارند و بر تابوت می گذارند، خسته و لاغر به سفر آخرت می رود، فرزندان و برادران او را به دوش کشیده، تا سر منزل غربت، آنجا که دیگر او را نمی بیند، و آنجا که جایگاه وحشت است، پیش می برند...»

نکته ی حائز اهمیت پیرامون کلام امیر بیان علی (علیه السلام) آن است که انسان ها به هنگام مرگ و لحظات غم انگیز تشییع جنازه، حالت یکسان و یکنواختی ندارند، بلکه به تناسب ایمان و کفر و نیز شدت و ضعفی که در این زمینه دارند، حالات گوناگونی خواهند داشت. مطابق روایات معتبری که در این باره وجود دارد، انسانهای مومن و پرهیزکار، در این لحظات حساس، بسیار خوشحال و شادمان بوده، و از اینکه رخت از این جهان بسته و به دیار باقی سفر می نمایند، سر از پانمی شناسند، چرا که دنیا برای آنها قفس تنگ و تاریکی بوده که بودن در آن، خاطرشان را آزرده و روح و جانشان را معذّب می ساخته است، و لذا مطابق روایاتی که از پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) در این زمینه وارد شده است، هنگامی که جنازه ی او را حرکت می دهند، صدا می زند که مرا زودتر به منزلم برسانید، و نیز هنگام غسل دادن در جواب فرشته ای که به او می گوید: آیا دلت می خواهی به دنیا بازگردی؟! می گوید: خیر، دیگر نمی خواهم به سختی و تعب دنیا برگردم.

اما در مقابل کافران و نیز گنهکارانی که عمری در مسیر ضلالت و گمراهی قدم نهاده اند و غرق در شهوت و هواپرستی دنیا بوده اند، از اینکه مرگ به سراغشان آمده، و قصد شکارشان را دارد بسیار خشمگین و ناراحتند، زیرا دنیا در منظرشان همچون کاخ زیبا و دلربایی بوده که در آن بزم عیش و شادی به راه انداخته، و به خیال خام خود از این طریق لحظات شیرین و لذت بخشی را برای خود دست و پا کرده اند، و لذا از مرگ که بساط عیش و نوش آنها را بر هم زده، و کاخ آرزوهایشان را ویران ساخته است، بسیار غمگین و هراسانند.

     

خطرات لحظۀ احتضار

تفکرات غالب و ملکات نفسانی و خوی و خصلتی که در تمام عمر بر فرد غلبه داشته است در هنگام احتضار وی را در بر گرفته و در نظرش مجسم می گردد. در این حالتِ پر اضطراب ممکن است به واسطۀ عقاید نادرست و ملکات ناپسند و یا بر اثر اعمال گذشته حالت شک یا انکاری بر قلب انسان غلبه کند؛ قبض روح در این حال سبب خلود در آتش خواهد گشت. اصرار بر گناه نیز سبب غلبۀ یاد گناه بر قلب می شود، و ممکن است که در لحظۀ احتضار، سبب شود که پروندۀ انسان با فسق و فجور بسته گشته و فرد از لقای پروردگار محجوب گردد و به صورتِ برزخیِ گناه معذب گردد تا این که آن اثر رو به تمامی نهاده و با انقضای ظلمت گناه که در قلب رسوخ نموده بود، نور ایمان ظاهر شده و رحمت و عفو الهی وی را فرا گیرد. ولی اگر آثار سوء گناه قوی باشد، در برزخ پایان نپذیرفته و برای قیامت باقی خواهد ماند. باز یا در خلال مدت قیامت و در بعضی از مواقف آن، آثار گناه پایان می پذیرد و یا این که باز باقی می ماند تا این که فرد را وارد جهنم نماید تا در آنجا پایان یابد. بلاهایی که پیش از مرگ به مؤمن می رسد کفارۀ گناهان اوست. رسول خدا(ص) فرمود: » به مسلمان هیچ خستگی، بیماری، حزن، آزار و غمی، حتی خاری که بر تنش بنشیند
نمی رسد مگر آن که خداوند به موجب آن برخی از گناهانش را از میان
بر می دارد«

ضعف ایمان، و محبت دنیا نیز ممکن است که سبب سوء خاتمۀ کار انسان و کفر و انکار او در هنگام مرگ شود. هر حظّی که دل از عالم طبیعت می برد، موجب وابستگی و تعلّق آن به دنیا می گردد. هر قدر توجه و نیاز به دنیا بیشتر شود، توجه و نیاز به خدا کمتر می گردد. اگر محبت دنیا بر قلب فرد چیره باشد، چون در هنگام احتضار می بیند که خداوند بین او و محبوبانش جدایی می افکند، ممکن است که خدای ناخواسته احساس بغضی نسبت به خداوند پیدا کند. باید توجه داشت که آثار بغض نسبت به خداوند بسیار وحشتناک و غیرقابل تصوّر است. شیطان در لحظات آخر که به محتضر شهادتین را تلقین می کنند، ظاهر شده و محبوب های دنیوی انسان را در نظر وی مُمَثّل کرده و می گوید: اگر بگویی لا اله الّا اللّه، اینها را آتش می زنم .

به طور کلی، انسان بر همان چیزی که بر آن زیسته می میرد، و بر آنچه که بر آن مرده دوباره زنده می شود.

آیت اللّه دستغیب می گفت: «مراقب عادتها باشید.کسی که عادت دارد فحش بدهد، هنگام مرگ اگر امام معصوم را ببیند فحش می دهد، اگر ملک الموت را ببیند فحش می دهد، در قبر فحش می دهد و هنگام بعث نیز فحش می دهد».

قبر ، خانه آخرت

حضرت رسول خدا(ص)فرمود »:  قبر نخستین جایگاه از منازل آخرت است. پس اگر شخص از آن رهایی یافت، منزلهای بعدی از آن آسان تر است و اگر از آن رهایی نیابد، منازل پس از آن سخت تر و دشوارتر هستند. «

یكى از منازل هولناك سفر آخرت ، قبر است كه در هر روز مى گوید: انا بیت الغربة ، انا بیت الوحشة ، انا بیت الدود ( یعنى ) منم خانه غربت ، منم خانه وحشت ، منم خانه كِرم.

 انسان در قبر با چه منظره ای مواجه میشود؟

متاسفانه  در قبر  صدای انسان مرده را کسی جز فرشتگان نمیشنود.او گمان دارد انسانهای اطراف تابوت او صدایش را خواهند شنید به آنها میگوید :مانند من فریب دنیا را نخورید واز بدبختی و سختی حالات من عبرت بگیرید . من بجای گذاشتم آنچه را به زحمت جمع آوری کرده بودم اکنون هیچ گونه پیش آمد ناگواری را دفع نمیکند وبه حال من سودی ندارد.

عقبه اول وحشت قبر است

در كتاب من لا یحضره الفقیه است كه چون میت را به نزدیك قبر آورند فورا او را داخل قبر نكنند زیرا براى قبر هولهاى بزرگ است ، و حامل آن به خداوند از هول مطَّلَع پناه برد و میت را نزدیك قبر بگذارند و اندكى صبر كند تا آماده دخول شود؛ پس اندكى او را پیشتر برند و اندكى صبر كند. آنگاه او را به كنار قبر برند .

مجلسى اول در شرح آن فرمود: هر چند روح از بدن مفارقت كرده است و روح حیوانى مرده است اما نفس ناطقه زنده است و تعلق او از بدن كاملا زایل نشده است ، و خوف ضغطه قبر و سؤ ال منكر و نكیر و رومان فتّان قبور، و عذاب برزخ هست تا آنكه براى دیگران عبرت باشد و بیندیشند كه چنین حادثه اى در پیش دارند...

 و در حدیث حسن ، از یونس منقول است كه گفت حدیثى از حضرت امام موسى كاظم (ع) شنیدم كه فرمودند: چون میت را به كنار قبر مى برى ساعتى او را مهلت ده تا استعداد سؤ ال منكر و نكیر بیابد .

 شیخ بهائى نقل كرده كه بعضى از حكما را دیدند كه در وقت مرگ خود دریغ و حسرت مى خورد. به او گفتند كه این چه حالى است كه از تو مشاهده مى شود؟ گفت چه گمان مى برید به كسى كه به سفرى طولانى مى رود و بدون مونس ، به قبر وحشتناكى وارد مى شود و به حضور حاكم عادلى مى رود كه حجتى ندارد؟

 قبر چه مکانی است و روح میت چه خواهد دید؟

 آنچه از صورت ظاهر قبر نمایان است بیش از یک محوطه ی کم طول و عرض نیست که فقط به اندازه ی قد و قامت یک انسان ساخته شده و دارای تشریفات فوق العاده و خاصی نیست جز آنکه به مقدار قامت یک فرد ایستاده از سطح زمین به داخل قبر فرو میرود و سقف آن عبارت از یک سنگ خواهد بود آن هم برای آنکه موقع ریختن خاک به داخل قبر خاک داخل نشود. شاید هم دلیلش هول مطلع باشد یعنی زمانی که فرد را داخل قبر میگذارند که برای میت و روح او وحشت آور است. در حدیث سلمان هم آمده که روح میت گفت : هنگامی که مرا در قبر وارد میکردند آنقدر به من سخت گذشت مانند کسی که او را از آسمان به زمین می اندازند.

در احادیث دیگر آمده است که روح میت تمام تشریفات جسد خود را میبیند و مشایعت کنندگان را یک یک از نظر می گذراند حتی صدای پای آنان را میشنود. خصوصا هنگامی که آنان را از موضع دفن میت باز میگردند و دوست خود را تنها میگذارند ٬ روح میت بسیار متاثر شده فریاد میزند کجا میروید؟ قدری توقف کنید........ کسی صدای او را نمیشنود تا به او جواب دهد .

روایت شده در آن موقع با تحیر و ناراحتی به اطراف خود می نگرد. متاسفانه غیر از تاریکی چیز دیگری به نظرش نمی آید . از طرفی توجه به اعمال پیشین خود می کند بیشتر متوثر می گردد همچنین درک مینماید که هیچ کدام از خویشاوندان و هیچ چیز از اموال دنیا در این هنگام برای او سودی ندارد .

آن قدر اندوهناک میشود وبا یک تاسف شدید آرزوی بازگشت به دنیا دارد ولی از این جهان خبری و اثری نخواهد یافت.

پس از انکه به ناچار در برابر پیش آمدها صبر میکند وتشریفات دفن او انجام میگیرد ٬ قبل از هر چیز یکی از مامورین و فرشتگان گماشته به ملاقات او می آید که نام او در احادیث ( رومان ) و شغل اختصاصی او آنست که به میت از کار نیک وبد او خبر میدهد و او را در بعضی احادیث و دعاها ( فتان القبور ) نام برده اند.

پرسش و پاسخ های عالم قبر

در موضوع مرگ و رخدادهای پیرامون آن، آنچه بر سختی و رنج فراوان این پدیده انکارناپذیر می افزاید، پرسش و پاسخ هایی است که انسان در عالم قبر با آنها مواجه می شود.

امیر متقیان علی (علیه السلام) در ادامه ی خطبه ی نورانی ۸۳ به این مهّم پرداخته و در این باره به زیبایی فرموده است: «هنگامی که تشییع کنندگان بروند و مصیبت زدگان بازگردند، او را برای پرسش های حیرت آور، و امتحان لغزش زا، در گودال قبر می نشانند»

با دقت در کلام امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می یابیم که موضوع پرسش و پاسخهای عالم قبر حقیقتی است که هیچ گونه شک و تردیدی در موردش روا نیست. در روایتی که از ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت، امام صادق (علیه السلام) در این زمینه وارد شده است، آن حضرت می فرماید: «هنگامی که جنازه ی انسان را دفن می کنند، دو فرشته به نام نکیر و منکر نزد او می آیند، که صدایشان مانند رعد غرّنده، و چشم هایشان مانند برق خیره کننده است که زمین را با نیش های خود می شکافند، و پاهای خود را همراه با موهای خود به شدت بر زمین می کوبند و به سوی مرده می آیند.»

البته چگونگی برخورد آنها با میّت، براساس میزان ایمان و انحراف او متفاوت خواهد بود، و آنها متناسب با وضعیت ایمان و عقیده ی میت با او رفتار خواهند نمود . مطابق روایات فراوان، این دو فرشته هنگامی که به سراغ مرده می آیند، با طرح سوألاتی او را مورد بازجویی قرار داده و از این طریق است که نخستین دادگاه الهی پس از مرگ انسان، آغاز می شود.

 به طور کل روایات موجود در این موضوع، حکایت از این دارد که از مواردی که در ذیل به آنها اشاره می شود، سوأل می کنند:

اما اینکه آن دو فرشته الهی از چه می پرسند و چه اموری را مورد بازجویی قرار
می دهند، امری است که با مراجعه به گفتار پیشوایان معصوم (صلوات الله علیهم اجمعین) کاملاً واضح و روشن می شود.

۱- خدایت کیست؟ ۲- پیامبرت کیست؟ و رهبر و امامت کدام است؟ ۳- دینت چیست؟ ۴- عمرت را در چه راهی صرف کرده ای؟ ۵- اموالت را از چه راهی به دست آورده ای و در چه راهی به مصرف رسانده ای؟ ۶- قبله ات کجاست؟ ۷- کتاب آسمانی ات چه نام دارد؟ ۸- نماز. ۹- زکات. ۱۰- روزه. ۱۱- حج

 ورود به عالم برزخ

پس از قبض روح، روح بر فراز جسد قرار گرفته و آن را تا داخل قبر همراهی می کند. سپس روح در قبر دربارۀ خدای خود، کتاب خود، پیامبر و امامان خود مورد سؤال و بازجویی قرار گرفته و با اعمال خویش و حساب مقدّماتی آن مواجه می گردد: «هرکس بمیرد، قیامتش بر پا گردد». این، قیامت صغری است. میّت در حالی که فشار قبر بر او وارد می آید مورد بازجویی قرار می گیرد و کمتر کسی است که از فشار قبر در امان بماند. فشار قبر، مرحلۀ انتقال روح به عالم قبر(برزخ یا ملکوت) است  ( بنابر اخبار معصومین(ع)، فشار قبر عمدتاً از گناهان زبانی چون دروغ، غیبت، بهتان و تهمت بر می خیزد)

صفات و ملکات انسان مواد برزخی او را تشکیل می دهند. در دنیا، ملکات متناسب با قوانین مادی ظهور پیدا می کند. ملکۀ غضب، امروز در دنیا صورت داد و فریاد و فحّاشی و... را ایجاد می کند. این ملکه فردا نیز به عالم برزخ منتقل شده و آنجا نیز صُوَر ایجاد می کند؛ منتها صوری متناسب با عالم برزخ؛ یعنی پلنگ، سگ، شیر و... . امام صادق(ع) می فرماید: «حیوانات تمثّل اعمال انسان هستند». ارادۀ نافذ انسان در ترکیب با ملکات وهمی صور شیطانی ایجاد کرده و در ترکیب با ملکات شهوی و غضبی نیز صور حیوانی ایجاد خواهد نمود. درندگان، صورت غضب انسان و بهائم، صورت شهوت و شیاطین، صورت وهم او را در برزخ تصویر می کنند (بیشتر انسانها در وادی وهم سیر می کنند زیرا محور حبّ و بغض و شادی و غم آنها دنیوی است). بنابر این عائله ای از بهائم و وحوش و شیاطین فرد را احاطه خواهد نمود .

بسیار دیده شده که بدکارانی که در حال احتضار هستند با وحشت به نزدیکانشان التماس می کنند که مانع از نزدیک شدن خزندگان یا درندگان به ایشان شوند در حالی که نزدیکانشان آن حیوانات برزخی را نمی بینند، و همچنین نیکوکاران از نزدیکانشان تقاضا می کنند که از امامانی که در آن مکان حضور یافته اند پذیرایی نمایند .

بعضی انسانها ترکیبی از حیوانات گوناگون و شیاطین خواهند بود. در حدیث است که: » مردم در قیامت به صورتهایی محشور خواهند شد که خوکها و میمونها در مقایسه با ایشان زیبا خواهند بود«. امام باقر(ع) فرمود :  »النّاسُ کلّهُم بهائم الّا قلیل من المؤمنین«.  در اخبار معراج است که رسول خدا(ص) فرمود : »فوج فوج از امّت من به جهنّم می افتند به شکلهای حمار و خوک
و
... «

و بعداز برزخ .......

 




[ شنبه 3 دی 1390 ] [ 02:45 ب.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


روزی روزگاری اهالی دهكده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا كنند ، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان
بار خدایا چنین ایمانی بمن عطا فرما و من ایمانم را به تو می سپارم

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


امکانات وب

فال امروز
 پخش قرآن صوتی و تصویری