تبلیغات
قبله تهران (راه عاشقی)

قبله تهران (راه عاشقی)
ری قبله تهران است (مقام معظم رهبری)


آیه قرآن

هرکس حضرت عبدالظیم را در شهرری زیارت کند گویا امام حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است

غفلت

موانع سیر و سلوک

صاحب نظران علم اخلاق بر آنند كه بخش‌هاى آغازین علم اخلاق را آشنایى با رذایل اخلاقى و راه‌هاى زدودن آنها تشكیل می‌دهد؛ انسان، نخست باید رذایل اخلاقى و نفسانى را شناسایى و آنها را دفعا یا رفعا طرد كند؛ به این معنا كه اگر ندارد، بكوشد به آنها مبتلا نشود و اگر به آنها آلوده است، تلاش كند آنها را برطرف كند. آشنایى با رذایل اخلاقى براى طبیب روح، درست مانند آشنایى با سموم براى طبیب جسم لازم و سودمند است؛ تا خود به آنها مبتلا نشود و به دیگران نیز هشدار دهد تا به آن دچار نشوند و اگر دچار شدند، راه درمان را به آنان نشان دهد و آنان را درمان كند. از این رو بسیارى از بزرگان علم اخلاق گفته‌اند: ترك رذایل و اجتناب از آن تخلیه، یعنى خالى كردن نفس از رذایل اخلاقى است و بر تحلیه، یعنى آراستن نفس به زیورهاى فضایل اخلاقى، مقدم است.

این سخن گرچه تام است؛ ولى باید توجه كرد كه تخلیه از رذایل با تحلیه به فضایل كاملا فرق دارد؛ زیرا فضایل در نهاد آدمی ریشه‌دار است، لیكن رذایل، امرى عارضى است؛ در حالى كه انسان از نظر علوم حصولى، نادان به دنیا آمده است: و الله اخرجكم من بطون امهاتكم لاتعلمون شیئ در علوم حضورى و شهودى مانند معرفت حق و اسماء و تعینات او با سرمایه فطرت توحیدى آفریده شده است: فاقم وجهك للدین حنیفا فطرت الله التى فطر الناس علیها در زمینه مسائل عملى نیز چنین است.

هنگامی كه روح انسان به بدنش تعلق گرفت، اگر چه منزه از رذایل اخلاقى بود ولى تهى از فضایل نبود؛ بلكه با فضایل گرایش به حق آفریده شد كه از آن به فطرت توحیدى یاد می‌شود: و نفس و ما سویها فالهمها فجورها وتقویها.

 بنابراین، روح انسان در عین حال كه ملهم به فجور و تقواست گرایش به تقوا هم دارد؛ در نتیجه اگر این رذایل عارضى زدوده شود، آن فضایل فطرى، شكوفا می‌گردد و خود را بهتر نشان می‌دهد و در عین حال انسان می‌تواند آن را تحصیل و تكمیل كند. اكنون به بررسى موانع سیر و سلوك و راه‌هاى مانع زدایى و مراحل آن می‌پردازیم و در آغاز موانع نظرى (غفلت، وسوسه علمی، پندارگرایى و عقل متعارف) و سپس موانع عملى (هوس مدارى و خودبینى، كمینگاه‌هاى شیطان و بازیگرى و دنیاگرایى) ذكرمی‌شود .

.(ادامه مطلب...)

غفلت

در فن اخلاق، غفلت به عنوان مانع، و بیدارى به عنوان شرط لازم تهذیب نفس و سیر و سلوك شمرده شده است. مقدمه واجب سیر و سلوك آن است كه انسان توجه كند كه ناقص است و باید كامل شود و مسافر است و به زاد و راحله و راهنما نیاز دارد و بدیهى است كه اگر كسى غافل باشد و نداند مسافر است، در جاى خود می‌ماند، چنانكه جناب مصلح الدین سعدى گفته است:

حرم در پیش است و حرامی در پس؛                 اگر رفتى، بردى و اگر خفتى، مردى.

غفلت

كسى كه عازم سفر است اگر نداند كه مسافر است و حرامی و راهزن در كمین اوست، اگر بخوابد، یقینا گرفتار غارت راهزنان خواهد شد و اگر نخوابد و حركت كند، به مقصد می‌رسد. شیطان صریحا گفت من در كمینم: لاقعدن لهم صراطك المستقیم كسى كه بداند مسافر است، قهرا به فكر حركت است و اگر مسافر به فكر حركت باشد، به فكر تحصیل زاد و توشه مطابق با مسیر و مقصد خواهد بود. در تعبیرات دینى از كسانى كه اهل سیر و سلوك نیستند به عنوان خوابیده یا مست یاد می‌شود. مست كسى است كه می، عقلش را پوشانده است و بنابراین، جوانى و یا مقام و غرور و مال هم از آن جهت كه چهره عقل را می‌پوشاند و نمی‌گذارد انسان بیدار شود و حركت كند مست كننده است.

به هر تقدیر، كسى كه نداند ناقص است و كاملى باید او را تكمیل كند و یا نداند نیازمند است و بى‌نیازى باید نیازش را رفع كند و یا نداند مسافر است و باید حركت كند، او در خواب است و سهمی از اخلاق ندارد و در حالت خواب هم می‌میرد و در همان حال او را به جایى كه نمی‌خواهد، می‌برند؛ چون حركت ضرورى و یقینى است: و ما جعلنا لبشر من قبلك الخلد افائن مت فهم الخالدون هیچ كس در نشئه طبیعت، آرام نیست و نمی‌آرمد؛ زیرا دنیا آرامگاه نیست؛ چنانكه برزخ و قبر نیز آرامگاه نیست.

Image Detail

این كه در چهره سنگ قبر، نوشته می‌شود: آرامگاه بر اساس نسبت برزخ به دنیاست وگرنه قبر یا برزخ نیز نسبت به قیامت، آرامگاه نیست، اگر چه برزخیان تلاش اهل طبیعت و دنیا را پشت سر گذاشته‌اند؛ ولى در جوش و خروشند تا به دارالقرار امن و مطلق كه بهشت است برسند. در حقیقت بهشت آرامگاه است. در مناجات شعبانیه نیز در باره بیدارى از خواب غفلت آمده است: الهى لم یكن لی حول فانتقل به عن معصیتك الا فی وقت ایقظتنی لمحبتك خدایا! من غافل بودم و هیچ توفیق حركت نداشتم مگر آنگاه كه تو مرا بیدار كردى؛ اما براى این بیدارى، تلاش و كوشش لازم است.

صداى انبیا وقتى به گوش كسى برسد، او را بیدار می‌كند؛ حتى اگر خوابیده باشد و انبیا هم آمده‌اند تا مردم خوابیده را بیدار كنند، ولى اگر خواب كسى، سنگین باشد، صداى انبیا هم چنین انسان خوابیده را بیدار نمی‌كند. از این رو ذات اقدس خداوند به رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم می‌فرماید: و ما انت بمسمع من فى القبور كسى كه مرده یا خوابیده است سخن تو را نمی‌شنود تا زنده یا بیدار شود.

اما اگر كسى بیدار شود، می‌فهمد باید حركت كند و اگر حركت نكند و دو لحظه در یك حال بماند، مغبون است. پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: من استوى یوماه فهو مغبون اگر كسى دو روزش یكسان باشد، گرفتار غبن و زیان است؛ منظور از روز هم شبانه روز یا روز در مقابل شب نیست. بنابراین، اگر كسى دو ساعت و حتى دو لحظه‌اش یكسان باشد، ضرر كرده است؛ زیرا عمر خود را داده و چیزى در مقابل آن نگرفته است، ولى اگر دائما به یاد حق باشد، چنانكه قرآن كریم می‌فرماید: و اذكر ربك فى نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال ولا تكن من الغافلین حتى دو دقیقه یا دو لحظه‌اش نیز، همسان نیست و او هر لحظه به ذات اقدس اله نزدیك‌تر می‌شود و می‌فهمد كه هر مرتبه‌اى نسبت به مرتبه آینده، نقص و هر مرتبه آینده نسبت به گذشته كمال است. از این رو گفته‌اند: حسنات الابرار سیئات المقربین. بنابراین، اولین شرط براى سیر و سلوك، بیدارى است. پس از بیدارى و عزم بر حركت انسان سالك در می‌یابد كه براى حركت، زاد و توشه، مركب، راهنما و شناخت لازم است.

غفلت؛ چرك جان

غفلت كه یكى از موانع سیر انسان به سوى خداست، از نظر فرهنگ دین، رجس و چرك است. امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: الغفلة ضلال النفوس؛ غفلت، گمراهى جان است. از مناجات شعبانیه نیز استفاده می‌شود كه غفلت، چرك جان آدمی است. امامان معصوم علیهم السلام در مناجات مزبور به خدا عرض می‌كردند: خدایا! ما از تو شاكریم كه دل‌هایمان را از چرك غفلت پاك كردى: فشكرتك با دخالی فی كرمك و لتطهیر قلبی من اوساخ الغفلة عنك و البته این تعبیرها كنایه نیست. بعضى می‌پندارند كه تعبیر از فضیلت و رذیلت اخلاقى به طهارت، كنایه و مجاز است؛ اما این پندارى باطل است؛ زیرا انسان، گذشته از این كه ظاهرى دارد، باطنى هم دارد، و باطن‌ها در قیامت ظهور می‌كند.  

                     

 در قیامت، برخى نورانى، سفید رو و روسفید و برخى دیگر، سیه رو، رو سیاه و چركینند و غسلین (چركابه) كه طعام تبهكاران است: فلیس له الیوم ههنا حمیم ولا طعام الا من غسلین لا یاكله الا الخاطئون از غفلت‌ها نشئت می‌گیرد. منشا هر آفتى كه از بیرون دامنگیر ما می‌شود، غفلت درون ماست و اگر در درون ما قلعه اعتقاد و التفات وجود داشته باشد آسیبى به ما نمی‌رسد؛ چون: هر آن غافل زند غافل خورد تیر. در روایات آمده است: هیچ پرنده‌اى در حال ذكر تیر نمی‌خورد و هر تیرى به هر پرنده یا حیوان دیگر در میدان شكار اصابت كند، در حال غفلت اوست. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: ما من طیر یصاد فی بر ولا بحر ولا یصاد شی ء من الوحوش الا بتضییعه التسبیح. همچنین آن حضرت می‌فرماید: صاعقه به ذاكر خداوند اصابت نمی‌كند: ان الصاعقة لا تصیب ذاكرا لله عزوجل. این گونه معارف، گذشته از جنبه علمی و اعتقادى براى ما اثرى تربیتى دارد تا از خدا و آیات او غافل نباشیم. غفلت از خدا و آیات او با تهذیب روح، سازگار نیست؛ زیرا روح انسان هر لحظه در برابر خاطرات تلخ و شیرین، حالت تازه‌اى دارد و در برابر هر حالت تازه، حكم جدیدى طلب می‌كند و حكم جدید را فن اخلاق بر عهده می‌گیرد. كسى كه از پدیده‌هاى درون خود غافل باشد، از درك موضوعات اخلاقى عاجز است و آنگاه از تشخیص احكام اخلاقى آنها هم ناتوان است و در این صورت ناخواسته به دام گناه می‌افتد.

به همین جهت دستور پرهیز از غفلت به ما داده‌اند. امام صادق علیه السلام فرمودند: ایاكم و الغفلة فانه من غفل فانما یغفل عن نفسه از غفلت بپرهیزید؛ زیرا به زیان جان شماست . پرهیز از غفلت براى پرهیز از زیان‌هاى جان آدمی است و انسان باید در سود و زیان خود، موضوعات و احكام را یكى پس از دیگرى خوب تشخیص بدهد. این حدیث نورانى به منزله آیه و من یبخل فانما یبخل عن نفسه است؛ اگر كسى بخل ورزد، به زیان خود بخل می‌ورزد و چیزى را كه باید براى آینده خود صرف كند صرف نمی‌كند.

خداى سبحان در قرآن كریم می‌فرماید: و ما تقدموا لانفسكم من خیر تجدوه عندالله هر كار خیرى كه براى خدا انجام دهید وقتى به مهمانى خدا برسید، می‌بینید در كنار سفره همان كار خیر نشسته‌اید. هرگز خدا به عهد خود خیانت نمی‌كند: اوفوا بعهدى اوف بعهدكم و هیچ كس با وفاتر از خدا نیست: من اوفى بعهده من الله. غفلت‌هایى كه در مورد حفظ مال و مانند آن است، ضرر دنیایى دارد؛ ولى غفلت از تزكیه و نزاهت روح، غفلت از جان است و خسارت بزرگى در پى دارد؛ چون سرمایه از دست می‌رود. این كه خدا عده‌اى را خاسر معرفى می‌كند: و العصر ان الانسان لفى خسر براى همین است كه عده‌اى بر اثر غفلت، از خویشتن خویش جدا می‌شوند. شیطان هم با مال و جاه و منصب انسان‌ها كارى ندارد و تنها با ایمان آنها كار دارد. اگر شیطان جان ما را شكار كند و به دام بیندازد، آنگاه دست و پاى ما در گرفتن مال حرام و رفتن به جاى آلوده باز، ولى در انجام كارهاى خیر، بسته می‌شود.

 

مظاهر دنیوی ، عاملی برای انداخته شدن در دام غفلت

 

یکى از مواردى که موجب غفلت دانسته شده و نسبت به آن هشدار داده شده توجه به مظاهر زندگى مادى نظیر مال، ثروت و زن و فرزند است. قرآن مى‌فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ؛اى کسانى که ایمان آورده اید، [زنهار] اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند. (منافقون، 9.)در جاى دیگر تکاثر و ثروت اندوزى را مایه غفلت دانسته است: أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ . حَتّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ؛ تفاخر به بیشتر داشتن شما را غافل داشت؛ تا کارتان به گورستان رسید!.( تکاثر ، 1ـ2.)

علاقه به مال و این‌که انسان بخواهد روز به روز بر ثروتش بیفزاید و موجودى حساب بانکى‌اش را افزایش دهد، موجب غفلت انسان از خدا و قبر و قیامت مى‌گردد. نفسِ مال و ثروت و زن و فرزند بد نیست؛ به همین دلیل هم قرآن و اسلام اصل توجه به آنها را حرام نکرده است؛ اما هشدار داده که مراقب باشید زمینه غفلت در آنها هست.

این طور نیست که هرکس بخواهد به یاد خدا باشد باید زندگى خود را تعطیل کند و با کار و کسب و زن و فرزند وداع گوید و فقط صبح تا شام به ذکر و عبادت خدا مشغول باشد! آرى، مى‌توان به کسب و کار و زندگى عادى مشغول بود و در عین حال از خدا غافل نگشت؛ قرآن از کسانى یاد مى‌کند که کسب و تجارت و تحصیل درآمد موجب بازداشتن آنها از یاد خدا نمى‌گردد: « رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ ؛ مردانى که نه تجارت و نه داد و ستد آنان را از یاد خدا غافل نمى‌کند. نمى‌فرماید تجارت و داد و ستد نمى‌کنند .( نور ، 37)

 

چگونه در معرض غفلت قرار نگیریم ؟

راز این مسأله در «وسیله انگارى» یا «هدف انگارى» مظاهر مادى و دنیوى است. آن گاه که کسب و کار و مال و ثروت و فرزند به صورت هدف در آیند و قبله آمال انسان قرار گیرند، هنگامى است که مانع از «ذکر خدا» و موجب غفلت انسان مى‌گردند. اما اگر کسى به همه اینها به صورت ابزار نگاه کرد و آنها را وسیله‌اى براى کسب رضایت خداوند و رسیدن به آخرت قرار داد، هیچ‌گاه موجب غفلت او نخواهد شد.

در این زمینه امیرالمؤمنین (علیه السلام) تعبیرى بسیار عالى دارند؛ تعبیرى بسیار کوتاه و در عین حال بسیار پرمعنا و بلند. حضرت مى‌فرمایند: « مَنْ تَبَصَّرَ بِالدُّنْیا بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ اَبْصَرَ اِلَیْها اَعْمَتْهُ؛ کسى که به دیده عبرت به دنیا نگریست، دنیا او را بینا کرد و کسى که به زینت هاى آن خیره شد، او را کور کرد.»( نهج البلاغه ، ترجمه و شرح فیض الاسلام ، خ 81.)

دنیا هم مى‌تواند به ما بصیرت و بینایى بدهد و هم مى‌تواند موجب کورى و گمراهى ما گردد. اگر نگاهتان نگاه ابزارى و آلى باشد، به شما بصیرت خواهد داد، و اگر نگاهتان نگاه هدفى و استقلالى باشد شما را نابینا خواهد کرد. نظیر عینکى است که انسان به چشم مى‌زند؛ گاهى شما با عینک و از پشت شیشه هاى آن، افراد و اشیا را مى‌بینید؛ این جا عینک کمک مى‌کند بهتر ببینید. اما اگر کسى وقتى به خود شیشه هاى عینک نگاه کند، نه تنها به دید بهتر او کمک نخواهد کرد، بلکه چشم او را ضعیف‌تر مى‌کند و از دیدن اشیاء مطلوبش بازمى دارد.

به عبارتی می توان گفت : مظاهر دنیا، هم مى‌توانند اسباب غفلت باشند و هم مى‌توانند موجبات تکامل انسان را فراهم آورند؛ بستگى به نوع برخورد ما با دنیا دارد. اگر انسان از قبلْ زمینه هایى را در خود به وجود آورده باشد، با هر مظهرى از مظاهر دنیایى که روبرو مى‌شود آن را نعمت خدا مى‌بیند؛ از این رو با دیدن آن نه تنها غافل نمى‌شود، که به یاد خدا مى‌افتد.

« لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ ؛ هرگز به نیکوکارى نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید. (آل عمران ،3) انسان باید در راه خدا انفاق کند و براى انفاق، آن پول، آن لباس و آن چیزى را هم بدهد که خیلى آن را دوست دارد. این کار باعث مى‌شود محبت مال در دلش خانه نکند و بت او نگردد.

 

"متاع الغرور" چیست؟

انسان آن قدر به مال علاقه دارد که گاهى انفاق هم که مى‌کند، سعى مى‌کند از اسکناس هاى کهنه بدهد و اسکناس هاى نو و تمیز را نگاه دارد!

این، آغاز علاقه و نگاه استقلالى است که خطرناک است. از این رو حتى باید سعى کند به هنگام انفاق نوترین اسکناسش را بدهد! اگر انسان به این مسایل توجه نکند آن وقت است که این مال «متاع الغرور» مى‌شود. اگر در این دام افتاد بیرون آمدن از آن مشکل است. باید از همان ابتدا با انفاق نگذارد این علاقه شکل بگیرد.

 

عوامل غفلت زدا را دریابیم!

راه رهایی انسان از غفلت و آثار و پیامدهای زیانبار آن، بهره گیری از عقل و تفکر در هستی در کنار تزکیه نفس می باشد. به این معنا که تعلیم و تزکیه به عنوان دو عامل مهم در رهایی از غفلت بسیار مهم است؛ زیرا غفلت زمانی پدید می آید که انسان نسبت به هستی و فلسفه آفرینش غافل شود و با سرگرم شدن در امور مادی و دنیوی و پاسخ گویی به نیازهای طبیعی و غریزی، خدا و اهدافش را فراموش کند.

از آیات قرآن چنین مى‏توان نتیجه گرفت:خطرى كه به وسیله‏«غفلت‏»و بى‏خبرى از«یاد خدا»و مسایل سرنوشت‏ساز زندگى،متوجه سعادت انسان مى‏شود،بیش از آن‏است كه غالبا تصور مى‏كنیم.«غفلت‏»همه اركان سعادت ما را ویران مى‏سازد و مانندآتش سوزان،خرمن زندگى را مى‏سوزاند و تمام امكانات و استعدادهاى خدا داد رابر باد مى‏دهد.

 

منابع :

سایت حوزه

فرازهائی از كتاب اخلاق در قرآن استاد جوادی آملی ( با اندكی تغییر)- سایت حجت الاسلام والمسلمین قرائتی -آیت الله محمد تقى مصباح یزدى مجله پاسدار اسلام ( 197 ) مظاهر غفلت در انسان -اخلاق در قرآن جلد دوم صفحه 321 آیت الله مكارم شیرازى كتاب گرابهای اخلاقی معراج السعاده

 




برچسب ها: غفلت،
[ دوشنبه 17 بهمن 1390 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


روزی روزگاری اهالی دهكده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا كنند ، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان
بار خدایا چنین ایمانی بمن عطا فرما و من ایمانم را به تو می سپارم

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


امکانات وب

فال امروز
 پخش قرآن صوتی و تصویری