تبلیغات
قبله تهران (راه عاشقی)

قبله تهران (راه عاشقی)
ری قبله تهران است (مقام معظم رهبری)


آیه قرآن

هرکس حضرت عبدالظیم را در شهرری زیارت کند گویا امام حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است

 ناشناخته ماندن مقام حضرت زهرا(س)

 

باور ما این است كه در عرصه جهان چهره فاطمه (س) محجوب است، نه تنها در جوامع منهاى اسلام، بلكه در جامعه اسلامى، واى واى كه چه مى‏گوید حتى در جامعه شیعى ما، بیش از چهارده قرن از تاریخ حیات و ممات فاطمه (س) مى‏گذرد، با این همه آثار و نوشته‏ها در شأن و موقعیت او به این همه بحث و سخنرانى و مرثیه سرائى درباره او، هنوز تصویرى درست از چهره حیات فاطمه (س) در اذهان وجود ندارد. آنچه كه دوستدارانش در اذهان دارند شبح‏هائى نامفهوم و مبهم از فاطمه (س) است و نه چیزى بیشتر .

او حتى در میان طرفدارانش نیز غریب و ناشناخته است بگفته محقق، چهره‏اى است كه در پشت مدح و ثنا و گریه دوستان محجوب مانده و فرصتى نیافته‏اند كه از حركات وسكنات رفتار و مواضع او سر درآورند. بحثها اغلب در مورد مصیبت‏هاى وارده بر فاطمه (س) دور مى‏زند، و كمتر از حقایق و جهات زندگى او .

آیت الله جوادی آملی در درس اخلاق خود بیان داشته اند: ناشناخته ماندن مقام حضرت زهرا(س) بزرگترین مصیبت است

حضرت زهرا(س) علاوه بر وصیت های شفاهی به امام علی(ع) به صورت کتبی نیز وصیت نامه نوشتند که امام وقتی وارد خانه شدند و صدیقه طاهره(س) را در حال شهادت دیدند زیر بالش ایشان این وصیت را یافتند.

آیت الله جوادی آملی با بیان این که حضرت جبرئیل بر همه پیامبران نازل نمی شد ولی بر صدیقه طاهره(س) نازل می شد، بیان داشت: بزرگترین مصیبت این بود که نگذاشتند مقام واقعی و حقیقی صدیقه طاهره مشخص شود. (ادامه مطلب...)

 

نوع شناخت‏ها از فاطمه (س(

- دوستدارانش او را زنى مظلومه و معصومه مى‏شناسند، كه البته فاطمه (س) چنین بود.

 - از گریه‏هاى ممتد و طولانى او پس از مرگ پدرش خبر دارند كه البته او را گریه‏اى بسیار بود .

 - و از ناشناخته بودن قبر او سخن دارند كه البته قبرش هنوز شناخته شده و معلوم نیست .

ولى از این نكته غافلند آن چه را كه بیشتر سازنده شناخت رمزو راز مظلومه و مغضوبه بودن است، شناخت علل گریه‏هاى ممتد و طولانى اوست و دریافت راز مخفى بودن قبر اوست. از مبارزات فاطمه (س)، از حق‏طلبى‏هاى او از مشى سیاسى و اقتصادى او، از حیات احساسى و تعقلى او، از مقام معاونت او در رابطه با على (ع)، از شیوه كیفیت تربیت فرزندش، از خانه‏دارى او، از همت و پشتكار او، از بى‏ترسى و بى واهمگى او، از فریاد اعتراضش علیه ستمگرى‏ها، تجاوزها و ناحقى‏ها، از تلاش او در هدایت زنان و... كمتر سخن بمیان مى‏آید. در حالیكه زمان ما به آگاهى از این مسائل بیشتر نیاز دارند تابه مسائل دیگر .

علامه محمدرضا حكیمی در مقدمه‌ای بر كتاب «شهر گمشده» نوشته محمد حسن زورق شهر از مسجد پیامبر در روزی كه فاطمه زهرا سلام الله علیها خطبه معروفشان را ایراد فرمودند گزارش كرده است.

علامه "محمدرضا حكیمی" مقدمه مبسوطی بر كتاب «شهر گمشده» نوشته و در بخش‌های پایانی با اشاره به شجاعت حضرت زهرا(س) و با بیان اینكه اگر ایشان به حمایت از امامت قرآنی بر نمی‌خاست «فاطمه فاطمه نبود، در حالی كه فاطمه فاطمه بود، و تا ابد فاطمه فاطمه است...» چنین روایت كرده است:

«در مدینه پیچید كه دختر پیامبر می‌خواهد با مردم سخن بگوید، مردم گویی چند برابر گنجایش مسجد پیامبر، در مسجد و اطراف آن گرد آمدند تا سخنان فاطمه را بشنوند. برای ورود دختر پیامبر و ناموس كبرای الهی در میان مردم و صحن مسجد، در گوشه‌ای از مسجد پرده‌ای آویختند، و فاطمه(س) در میان زنان مؤمن و محترم آل هاشم كه در دو طرف او حركت می‌كردند، وارد مسجد شد؛ فاطمه مانند پیامبر گام برمی‌داشت. مردم گویی صدای پای پیامبر را می‌شنیدند. و هنگامی كه به سخن گفتن آغاز كرد گویی صدای پیامبر به گوششان می‌رسد.

        

فاطمه روزی كه می‌خواست متولد شود، بزرگ‌ترین زنان تاریخ آفرینش، از جمله مریم مقدس، از آسمان آمدند تا خدیجه كبری تنها نباشد، و فاطمه در آغوش آنان متولد شود، اكنون نیز كه می‌خواست تاریخ را دوباره متولد كند، ارواح آدم و نوح ابراهیم و موسی و عیسی و جبرئیل و میكائیل، او را بدرقه می‌كردند، گویی عالم ملكوت الهی به زمین آمده بود و با فاطمه گام برمی‌داشت...

لحظه‌هایی بس باشكوه و پرهیبت، و با این همه، دردناك و دردزاد بود؛ لحظه‌هایی كه اگر نبود، هیچ لحظه‌ای از لحظه‌های تاریخ به بلوغ مضمونی و حماسی خویش نرسیده بود ... فاطمه وارد مسجد شد و در محل سخن گفتن قرار گرفت. با نخستین جمله‌هایی كه بر زبان راند مدینه منفجر شد، بلكه تاریخ، نه تنها مسجد... ناله‌های سوزان مردم، سوز روحی و ژرف فاطمه را منعكس می‌كرد و دیوارهای شهر مدینه را می‌سوزاند... و گریه امان خلق را بریده بود...

فاطمه چه گفت؟ قرآن - علی، عدالت - انسان ...

مدینه چه شد؟ سراپا لرزه و استماع ...

آن لحظات چه لحظاتی بوده است، و فاطمه(س) چه شخصیتی بوده و چه كرده است. اگرچه فاطمه نتوانست علی را دوباره تا ستیغ بلند غدیر، ستیغ آسمانی «من كنت مولاه فهذا علی مولاه» برآورد، و قرآن را، در كنار چشمه خورشید، به دست علی، بر همه جامعه‌ها بتاباند و امت واحد قرآنی بسازد، لیكن توانست علی را از قبر ساخته سیاست سفیانی بیرون آورد، و در معبر تاریخ قرار دهد، تا دست كم روزی، اگرچه برای مدتی كوتاه و پرمخاطره، حكومت قرآنی واقعی بتواند تشكیل شود، و مدینة النبی یك نمونه از خود به جای بگذارد، و نهج‌البلاغه آفریده شود.

اگر علی(ع) در همان خانه نشینی و انزوایی كه در جریان جنجال سقیفه بر او تحمیل شد، باقی مانده بود و خطبه آتشین و حركت انقلابی دختر پیامبر او را دوباره مطرح نساخته بود، هیچ‌گاه به همان خلافت ظاهری اندك ساده خویش نیز نمی‌رسید، و قرآن دیگر به هیچ وجه ابعاد فردسازی و جامعه پردازی خود را نشان نمی‌داد. آیا به دست چه كسانی می‌توانست نشان دهد؟ همانان كه كعبه را به منجنیق بستند، و سر پسر پیامبر را به سرنیزه در شهرها و هامون‌ها گرداندند، و در شرابخواری و آدم‌كشی همانند نداشتند، و به هنگام خلافت، به قرآن می‌گفتند: قرآن، خدا حافظ! (هذا فراق بینی و بینك!)

یكی از مسایل بسیار مهم در این حادثه عظیم، مضامین خطبه فاطمی است، و سخنان دیگری كه فاطمه(س) در این چند روز تا پایان عمر كوتاه خویش فرموده است. من سخن خود را در می‌نوردم. خطبه‌ای كه به تعبیر مورخ و محدث معروف، بهاءالدین اربلی (م: 692 ق): «علیها مسحه من نور‌النبوه، و فیها عبقة من ارج الرساله، و قداوردهاالموالف و المخالف...»/ «خطبه‌ای كه فروغ نبوت از آن می‌تابد، و بوی خوش رسالت از آن می‌ترواد، و شیعه و سنی آن را در كتاب‌های خود نقل كرده‌اند.

باید اهداف الهی، انسانی، اقتصادی، معیشتی، اجتماعی، تربیتی و حماسی این خطبه را درك كرد.

تاكیدی كه این خطبه بر ضرورت حكومت عادل می‌كند و به صراحت می‌گوید كه در غیر حكومت عدل، مردمان بردگان زرخرید اقلیتی مستكبر و سرمایه‌دار خواهند بود و فاصله معیشتی مردم به بیش از حد تحمل وجدان انسانی و روح قرآنی خواهد رسید، باید فهمیده شود.

استاد حكیمی ادامه داده است: در آن روزها كه علی(ع) نمی‌توانست دست به شمشیر ببرد، فاطمه(س) از سخن شمشیری ساخت _ آتش‌ بیان و حق‌نشان _ كه هم خونی ریخته نشد، و هم حقیقت را تا ابد بر لوح زمان‌ها و پیكره آبادی‌ها و مكان‌ها ثبت كرد.

اگر فاطمه(س) نبود، یا اگر به این قیام الهی اقدام نمی‌كرد، امروز نه تنها از ارزش‌های اسلامی، بلكه از هیچ ارزش و فضیلتی چه بسا نشانی نبود و قرآن كریم، با انواع تفسیر‌های اشعری و متعزلی و ماتریدی یا تاویل‌های فلسفی و عرفانی، ماهیت و حیانیت و منزه از اختلاف بودن خود را از دست می‌داد، و از تفسیر مفسران راستین كتاب الهی، یعنی ائمه طاهرین(ع)، چیزی یافت نمی‌شد. لیكن این قیام قرآنی و حماسه فاطمی، سبب شد كه علی(ع) از حذف مطلق مصون ماند، و پس از بیست و پنج سال، به روی كار آید و بتواند شهر نمونه قرآنی را بسازد، یعنی كوفه منهای فقر؛ چنان كه احمد حنبل شیبانی _ امام مذهب حنبلی در كتاب فضایل الصحابه نقل می‌كند كه علی(ع) فرمود: «ما اصبح بالكوفه احد الا ناعما، ان ادناهم منزلة لیاكل البر، و یجلس فی الظل، و یشرب من ماء‌الفرات»/ «در كوفه همه زندگی‌ای مناسب دارند: صاحبان پایین‌ترین شغل‌ها نان گندم می‌خورند، خانه دارند، و از آب سالم و گوارای فرات می‌نوشند.»

علی(ع)، در همین چهار سال و اندی، با آن سه جنگ داخلی تحمیلی و ویرانگر، از هر فرصتی بهره جست، و ده‌ها اصل قرآنی و ارزش اسلامی را در هدایت و تربیت فرد و جامعه، پی‌ریخت، و اصول انسانیت قرآنی و اسلامیت واقعی را متبلور ساخت، و با مردم سخنانی را در میان نهاد كه حاصلی چونان نهج‌البلاغه داشت، و عهد‌نامه مالك اشتر را نوشت كه آیین‌نامه حكومت قرآنی است، و هر حكومتی، در هر وقت و هر جا و متصدیان آن در هر لباسی، وقتی اسلامی است و حق دارد ادعای اسلامی بودن كند و مردم را به این نام به اطاعت وادارد، كه از عهد‌نامه، سرسوزنی تخلف نداشته باشد.

علامه حكیم در پایان این مقدمه شور انگیز آورده است: فریاد عدالت فاطمه، در روز عاشورا، از حنجره فرزندش حسین(ع) نیز طنین‌افكن شد، چنان كه روزی همان فریاد، از حنجره فرزند دیگرش مهدی موعود (عج) طنین‌افكن خواهد شد، و عدالت آفاقی و انفسی گستره زمین و آفاق زمان و عرصه‌های زندگی انسانی را خواهد گرفت... و این است حقیقت جاودان رسالت محمدی ... و این است كه شیعه هماره فریاد می‌زند:

_ بعثت،

_ غدیر،

_ عاشورا،

_ مهدی...

                   

در پایان سخن به گوشه ای از كتاب ارزشمند فاطمه ، فاطمه است مرحوم دكتر علی شریعتی اشاره می نمایم :

نمی‌دانم چه بگویم؟ بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند.

در میان همه جلوه‌های خیره کننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بیشتر از همه برای من شگفت‌انگیز است این است که فاطمه همسفر و همگام و هم‌ پرواز روح عظیم علی است.

او در کنار علی تنها یک همسر نبود، که علی پس از او همسرانی دیگر نیز داشت. علی در او به دیده یک دوست، یک آشنای دردها و آرمان‌های بزرگش می ‌نگریست و انیس خلوت بیکرانه و اسرارآمیزش وهمدم تنهایی‌هایش.
این است که علی هم او را به گونه‌ دیگری می‌نگرد و هم فرزندان او را.
پس از فاطمه، علی همسرانی می‌گیرد و از آنان فرزندانی می‌یابد. اما از همان آغاز، فرزندان خویش را که از فاطمه بودند با فرزندان دیگرش جدا می‌کند. اینان را “بنی‌علی” می‌خواند و آنان را “بنی‌فاطمه”.

شگفتا، در برابر پدر، آن هم علی، نسبت فرزند به مادر و پیغمبر نیز دیدیم که او را به گونه‌ی دیگر می‌بیند. از همه‌ی دخترانش تنها به او سخت می‌گیرد، از همه‌ تنها به او تکیه می‌کند. او را ـ در خردسالی ـ مخاطب دعوت بزرگ خویش می‌گیرد.

نمی‌دانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟

خواستم از ” بوسوئه ” تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لویی، از ” مریم ” سخن می‌گفت . گفت : هزار و هفتصد سال است که همه‌ سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده‌اند.

هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌های مریم را بیان کرده‌اند.

هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه ‌شان را به کار گرفته ‌اند.

هزار و هفتصد سال است که همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پیکرسازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی ‌های اعجاز‌گر کرده‌ اند.

اما مجموعه‌ گفته‌ها و اندیشه ‌ها و کوششها و هنرمندی‌‌های همه در طول این قرن‌های بسیار، به اندازه‌ این کلمه نتوانسته ‌اند عظمت‌های مریم را بازگویند که: “مریم (س)، مادر عیسی (ع) است “.

و من خواستم با چنین شیوه ‌ای از فاطمه بگویم. باز درماندم


خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه‌‌ی بزرگ است.
دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه مادر حسین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

فاطمه، فاطمه است




[ شنبه 19 فروردین 1391 ] [ 08:28 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


روزی روزگاری اهالی دهكده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا كنند ، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان
بار خدایا چنین ایمانی بمن عطا فرما و من ایمانم را به تو می سپارم

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


امکانات وب

فال امروز
 پخش قرآن صوتی و تصویری