تبلیغات
قبله تهران (راه عاشقی)

قبله تهران (راه عاشقی)
ری قبله تهران است (مقام معظم رهبری)


آیه قرآن

هرکس حضرت عبدالظیم را در شهرری زیارت کند گویا امام حسین علیه السلام را در کربلا زیارت کرده است

آمادگی ورود به ماه خدا

 

ماه شعبان , آخرین فرصت آماده شدن برای ماه رمضان است ، کم و کاستی های ماه های گذشته باید در این ماه جبران شود.»

“اللهم صل على محمد وآل محمد والهمنا معرفه فضله واجلال حرمته...” خدایا بر محمد و آل او درود فرست و شناخت فضیلت ماه رمضان و بزرگداشت حرمتش را به ما الهام فرما.

شناخت ماه رمضان تعیین كننده نحوه برخورد با آن پى بردن به ماهیت و موقعیت ماه مبارك رمضان و آگاهى از چیستى آن، ضمن آنكه خود نعمتى بزرگ و موهبتى سترگ است، راه گشاى كیفیت برخورد و چگونگى رفتار با آن نیز مى باشد. در پرتو شناسایى موقعیت و شناخت جایگاه ماه خدا است كه انسان مومن هنگام حلول و تشریف فرمایى آن، مى تواند استقبال شایسته از آن به عمل آورد. در حقیقت با این شناسایى و شناخت، راه چگونگى برخورد با این ماه و نوع رفتار با آن هموار مى گردد.

در این باره این گزارش “انس بن مالك” شنیدنى است: “لما حضر شهر رمضان قال النبى (ص): سبحان الله، ماذا تستقبلون وماذا یستقبلكم قالها ثلاث مرات.” هنگامى كه ماه رمضان فرا مى رسید پیامبر (ص) مى فرمود: منزه است خد، بنگرید كه به استقبال چه مى روید و چه به شما روى می آورد و این جمله را سه بار تكرار فرمود.

در سایه ى این شناخت و شناسایى است كه نقش بى بدیل، تاثیر شگرف و آثار و فواید ارجمند آن، هویدا مى گردد و تلاش و تقلا ى انسان مومن براى شرف یابى به محضر آن، رعایت وظایف و آداب، بهره مندى از بركات و كوشش براى نگهدارى و از دست نرفتن لحظات و ساعت آن را برمى انگیزد. چنانچه در روایت “ابى مسعود انصارى” از پیامبر اكرم (ص) مى خوانیم: “لو یعلم العبد ما فى رمضان لود ان یكون رمضان السنه” اگر بنده، از آنچه كه در ماه رمضان قرار داده شده آگاهى داشت، با تمام وجود دوست مى داشت كه همه ى سال، ماه رمضان باشد.

 برخوردارى از درك درست از ماه مبارك رمضان، زمینه و موجبات به دست آوردن مواهب و بركات الهى و هدایا و عطایاى ربانى در این ماه را فراهم مى نماید.

        توصیه‌های اخلاقی امام خمینی (رض) درباره آمادگی برای ورود به ماه مبارك

                                      برگزاری همایش تبیین اندیشه های سیاسی و اجتماعی امام خمینی(ره)در کرمان

كتاب جهاد اكبر، تقریر بیانات اخلاقی امام خمینی در نجف اشرف است كه در آستانه ماه مبارك رمضان و ایام دیگر خطاب به حوزه‏های علمیه ایراد فرمودند و به همّت یاران امام تنظیم و منتشر گردید. هشدارهای دردمندانه و رهنمودهای اخلاقی حضرت امام در آن ایام سخت و توانفرسا، شور ایمان و انگیزه‏های الهی را در طلاب و دانشجویان متعهد برمی‏انگیخت و بذر اخلاص و ایمان را در قلوب جویندگان حقیقت می‏كاشت؛ اینك در آستانه ماه مبارك رمضان بخشی از این رهنمودها ارائه می‌گردد به امید آن كه به مدد روح قدسی حضرت امام، از فیوضات این ماه با بركت بهره‌مند گردیم:

دعوت به ضیافت الهی

شما در این ماه شریف به ضیافت حق تعالی دعوت شده ‏اید: دعیتم فیه إلی ضیافة‌‌الله خود را برای مهمانی باشكوه حضرت حق آماده سازید. لا اقل به آداب صوری و ظاهری روزه پایبند باشید. (آداب حقیقی باب دیگری است كه به زحمت و مراقبت دایم نیاز دارد.) معنای روزه فقط خودداری و امساك از خوردن و آشامیدن نمی‏ باشد؛ از معاصی هم باید خودداری كرد. این از آداب اولیه روزه می ‏باشد كه برای مبتدی هاست. (آداب روزه برای مردان الهی كه می‏ خواهند به معدن عظمت برسند غیر از این می‏باشد.) شما اقلا به آداب اولیه روزه عمل نمایید؛ و همان‌طور كه‏ شكم را از خوردن و آشامیدن نگه می‏ دارید، چشم و گوش و زبان را هم از معاصی باز دارید. از هم اكنون بنا بگذارید كه زبان را از غیبت، تهمت، بدگویی و دروغ نگه داشته، كینه، حسد، و دیگر صفات زشت شیطانی را از دل بیرون كنید. اگر توانستید، انقطاع إلی‌الله حاصل نمایید؛ اعمال خود را خالص و بی‏ریا انجام دهید؛ از شیاطین انس و جن منقطع شوید؛ لیكن به حسب ظاهر از رسیدن و دست یافتن به چنین سعادت ارزنده‏ ای مأیوس می ‏باشیم؛ اقلا سعی كنید روزه شما مشفوع به محرمات نباشد.

در غیر این صورت اگر روزه شما صحیح شرعی باشد، مقبول الهی نبوده بالا نمی‏رود. بالا رفتن عمل و مقبولیت آن، با صحت شرعی خیلی تفاوت دارد. اگر با پایان یافتن ماه مبارك رمضان، در اعمال و كردار شما هیچ گونه تغییری پدید نیامد و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقی نكرد، معلوم می‏ شود روزه‏ای كه از شما خواسته‏ اند محقق نشده است؛ آنچه انجام داده‏ اید روزه عامه حیوانی بوده است.

در این ماه شریف، كه به مهمان سرای الهی دعوت شده‏ اید، اگر به حق تعالی معرفت پیدا نكردید یا معرفت شما زیادتر نشد، بدانید در ضیافة‌‌الله درست وارد نشدید و حق ضیافت را به جا نیاوردید. نباید فراموش كنید كه در ماه مبارك، كه "شهر اللّه" می‏ باشد و درهای رحمت الهی به روی بندگان باز است و شیاطین و اهریمنان- به حسب روایت- در غل و زنجیر به سر می‏ برند، اگر شما نتوانید خود را اصلاح و مهذب نمایید، نفس اماره را تحت مراقبت و كنترل خود درآورید، هواهای نفسانیه را زیر پا گذاشته علاقه و ارتباط خویش را با دنیا و مادیت قطع كنید، بعد از پایان یافتن شهر صیام مشكل است بتوانید این مسائل را به مرحله عمل درآورید. بنابراین، از فرصت استفاده كنید و پیش از آنكه این فیض عظمی سپری گردد، در مقام اصلاح، تزكیه و تصفیه امور خود برآیید؛ خود را برای انجام وظایف ماه صیام آماده و مهیا سازید. طوری نباشد كه پیش از فرارسیدن شهر رمضان همانند ساعت به دست شیطان كوك شده در این یك ماه كه شیاطین در زنجیرند شما به طور خودكار به معاصی و اعمال خلاف دستورات اسلام مشغول گردید! گاهی انسان عاصی و گناهكار بر اثر دوری از حق و كثرت معصیت آنچنان در تاریكی و نادانی فرو می‏ رود كه دیگر نیازی به وسوسه شیطان ندارد، خود به رنگ شیطان در می‏ آید.

صبغة‌‌الله مقابل صبغه شیطان است. و كسی كه دنبال هوای نفس رفت و از شیطان متابعت كرد، بتدریج به صبغه او درمی‏ آید. شما تصمیم بگیرید لااقل در این یك ماه از خود مراقبت به عمل آورید؛ از گفتار و كرداری كه خداوند تبارك و تعالی راضی نیست اجتناب ورزید. از هم اكنون در همین مجلس با خدای خود عهد ببندید كه در ماه مبارك رمضان از غیبت، تهمت، و بدگویی نسبت به دیگران، خودداری كنید. زبان، چشم، دست، گوش، و سایر اعضا و جوارح، را تحت اراده خود درآورید.

ادامه مطلب .....

مراقبت از اعمال

اعمال و اقوال خود را مراقبت نمایید، شاید همین عمل شایسته موجب گردد كه خداوند تبارك و تعالی به شما توجه فرموده توفیق عنایت كند؛ و پس از سپری شدن شهر صیام كه شیاطین از زنجیر رها می‏گردند شما اصلاح شده باشید و دیگر فریب شیطان را نخورید و مهذب گردید. باز تكرار می‏ كنم تصمیم بگیرید در این سی روز ماه مبارك رمضان مراقب زبان، چشم، گوش، و همه اعضا و جوارح خود باشید، و دایما متوجه باشید این عملی كه می‏ خواهید انجام دهید، این سخنی كه می‏خواهید بر زبان آورید، این مطلبی كه دارید استماع می‏كنید، از نظر شرع چه حكمی دارد؟ این آداب اولی و ظاهری صوم است؛ اقلا به این آداب ظاهری صوم پابند باشید. اگر دیدید كسی می‏خواهد غیبت كند، جلوگیری كنید و به او بگویید ما متعهد شده‏ایم كه در این سی روز رمضان از امور محرمه خود داری ورزیم. و اگر نمی‏توانید او را از غیبت باز دارید، از آن مجلس خارج شوید؛ ننشینید و گوش كنید. مسلمین باید از شما در امان باشند. كسی كه دیگر مسلمانان از دست و زبان و چشم او در امان نباشند، در حقیقت مسلمان نیست؛ مسلمان ظاهری و صوری‏ می ‏باشد؛ لا اله الاّ‌الله صوری گفته است. اگر، خدای نخواسته، خواستید به كسی جسارت كنید، اهانت نمایید، مرتكب غیبت شوید، بدانید كه در محضر ربوبی هستید؛ مهمان خدای متعال می‏ باشید، و در حضور حق تعالی به بندگان او اسائه ادب می‏ كنید؛ و اهانت به بنده خدا اهانت به خداست. اینان بندگان خدا هستند؛ خصوصا اگر اهل علم بوده در صراط علم و تقوی باشند. گاهی می‏ بینی كه انسان به واسطه این امور به جایی می‏ رسد كه در وقت مرگ خدا را تكذیب می‏ كند! آیات الهی را منكر می‏گردد: ثُمَّ كانَ عاقبةُ الّذین اساؤا السّوای أن كَذَّبوا بآیاتِ‌الله و كانوا بها یَسْتَهْزِؤن این امور بتدریج واقع می‏ شود. امروز یك نظر غیر صحیح، فردا یك كلمه غیبت، و روز دیگر اهانتی به مسلمان و... كم كم این معاصی در قلب انباشته می‏ گردد، و قلب را سیاه كرده انسان را از معرفة‌الله باز می ‏دارد؛ تا به آنجا می‏ رسد كه همه چیز را انكار كرده حقایق را تكذیب می ‏نماید.

طبق بعضی آیات، به تفسیر برخی از روایات، اعمال انسان به رسول خدا (ص) و ائمه طاهرین (ع) عرضه می ‏شود و از نظر مبارك آنان‏ می ‏گذرد. وقتی كه آن حضرت به اعمال شما نظر كنند و ببینند كه از خطا و گناه انباشته است، چه قدر ناراحت و متأثر می‏ گردند؟ نخواهید كه رسول خدا ناراحت و متأثر شوند؛ راضی نشوید كه قلب مبارك آن حضرت شكسته و محزون گردد. وقتی آن حضرت مشاهده كند كه صفحه اعمال شما مملو از غیبت و تهمت و بدگویی نسبت به مسلمان می‏ باشد و تمام توجه شما هم به دنیا و مادیت است و قلوب شما از بغض، حسد، كینه و بدبینی به یكدیگر لبریز شده، ممكن است در حضور خدای تبارك و تعالی و ملائكة‌‌الله خجل گردد كه امت و پیروان او نسبت به نعم الهی ناسپاس بوده و این گونه افسار گسیخته و بی‏پروا به امانات خداوند تبارك و تعالی خیانت می‏ كنند. فردی كه به انسان مربوط است، اگر چه نوكر انسان باشد، اگر خلافی مرتكب شد، مایه خجلت انسان می‏ گردد. شما مربوط به رسول‌الله (ص) هستید، شما با ورود به حوزه‏ های علمیه خود را به فقه اسلام، رسول اكرم، و قرآن كریم مرتبط ساخته ‏اید، اگر عمل زشتی مرتكب شدید، به آن حضرت برمی‏خورد، بر ایشان گران می‏ آید؛ ممكن است خدای نخواسته شما را نفرین كند. راضی نشوید كه رسول خدا (ص) و ائمه اطهار، علیهم السّلام، نگران و محزون گردند.

روزه خالص

قلب انسان مانند آینه صاف و روشن است، و بر اثر توجه فوق‌العاده به دنیا و كثرت معاصی كدر می‏ شود؛ ولی اگر انسان لااقل صوم را برای حق تعالی خالص و بی‏ریا انجام دهد (نمی‏گویم عبادات دیگر خالص نباشد، همه عبادات لازم است خالص و بی‏ریا انجام گیرد.) این عبادت را كه اعراض از شهوات، اجتناب از لذات، و انقطاع از غیر خداست در این یك ماه بخوبی انجام دهد، شاید تفضل الهی شامل حال او شده آینه قلبش از سیاهی و كدورت زدوده گردد؛ و امید است كه او را از عالم طبیعت و لذات دنیوی منحرف و منصرف سازد؛ و آن گاه كه می‏خواهد وارد "شب قدر" شود، نورانیت هایی كه در آن شب برای اولیا و مؤمنین حاصل می‏ شود به دست آورد.

و جزای چنین روزه‏ای خداست؛ چنانكه فرموده است: الصّوم لی و انا اجزی به. چیز دیگر نمی ‏تواند پاداش چنین روزه‏ای باشد. جنات نعیم در مقابل روزه او بی‏ارزش بوده نمی‏تواند پاداش آن به حساب آید. ولی اگر بنا باشد كه انسان به اسم روزه دهان را از مطعومات ببندد و به غیبت مردم باز كند و شبهای ماه مبارك رمضان، كه مجالس شب نشینی گرم و دایر بوده وقت و فرصت بیشتری است، با غیبت، تهمت و اهانت به مسلمانان به سحر انجامد، چیزی عاید او نمی‏شود و اثری بر آن مترتب نمی‏ گردد.

آداب مهمانی

بلكه چنین روزه ‏داری آداب مجلس مهمانی حق را رعایت نكرده، حق ولینعمت خود را ضایع نموده است- ولی نعمتی كه پیش از آفرینش انسان، همه گونه وسایل زندگی و آسایش را برای او فراهم كرده؛ اسباب تكامل را تهیه دیده است؛ انبیا را برای هدایت فرستاده؛ كتاب های آسمانی نازل فرموده است؛ برای رسانیدن انسان به معدن عظمت و نور ابهج قدرت‏ داده؛ عقل و ادراك عنایت كرده؛ كرامت ها فرموده است، و اكنون از بندگانش دعوت به عمل آورده كه به مهمانخانه او وارد شده بر خوان نعمت او بنشینند، و شكر و سپاس حضرتش را تا آنجا كه از دست و زبان آنان برمی‏ آید ادا نمایند. آیا صحیح است كه بندگان از خوان نعمت او بهره‏ مند گردند، از وسایل و اسباب آسایشی كه در اختیار آنان قرار داده استفاده كنند، و با مولی و میزبان خود مخالفت ورزند و بر ضد او قیام نمایند؟ اسباب و وسایلی كه او به آنان ارزانی داشته علیه او و بر خلاف خواست او به كار برند؟ آیا این ناسپاسی و نمك ناشناسی نیست كه انسان سر سفره مولای خویش بنشیند، و با اعمال و كردار گستاخانه و بی‏ ادبانه خود نسبت به میزبان محترم كه ولی نعمت او می ‏باشد اهانت و جسارت كند، كارهایی را كه نزد میزبان زشت و قبیح است مرتكب گردد؟

مهمان باید لا اقل میزبان را بشناسد و به مقام او معرفت داشته باشد، و به آداب و رسوم مجلس آشنا بوده سعی كند عملی بر خلاف اخلاق و نزاكت از او سرنزند. مهمان خداوند متعال باید به مقام خداوندی حضرت ذی الجلال عارف باشد- مقامی كه ائمه، علیهم السّلام، و انبیای بزرگ الهی همیشه دنبال معرفت بیشتر و شناخت كامل آن بوده‏اند و آرزو داشتند كه به چنین معدن نور و عظمتی دست یابند. و أنر أبصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیك، حتّی تخرق أبصار القلوب حجب النّور فتصل إلی معدن العظمه. ضیافة‌‌الله همان "معدن عظمت" است. خداوند تبارك و تعالی برای ورود به معدن نور و عظمت از بندگانش دعوت فرموده است، لیكن بنده اگر لایق نباشد نمی‏ تواند به چنین مقام با شكوه و مجللی وارد گردد. خداوند تعالی بندگان را به همه خیرات و مبرّات و بسیاری از لذات معنوی و روحانی دعوت فرموده است، ولی اگر آنان برای حضور در چنین مقامات عالیه‏ای آمادگی‏ نداشته باشند، نمی‏ توانند وارد آن شوند. با آلودگی‏ های روحی، رذایل اخلاقی، معاصی قلبیه و قالبیه، چه گونه می‏ توان در محضر ربوبی حضور یافت و در مهمانسرای رب الارباب كه "معدن العظمة" می‏ باشد وارد شد؟

لیاقت می‏ خواهد؛ آمادگی لازم است. با روسیاهی ها و قلب های آلوده كه به حجاب های ظلمانی پوشیده شده است این معانی و حقایق روحانی را نمی‏ توان درك كرد. باید این حجاب ها پاره گردد و این پرده‏ های تاریك و روشنی كه بر قلب ها كشیده شده و مانع وصال إلی‌الله گردیده كنار رود، تا بتوان در مجلس نورانی و با شكوه الهی وارد شد.

توجه به غیر خدا انسان را به حجاب های "ظلمانی" و "نورانی" محجوب می‏ نماید. كلیه امور دنیوی اگر موجب توجه انسان به دنیا و غفلت از خداوند متعال شود، باعث حجب ظلمانی می‏ شود. تمام عوالم اجسام حجابهای ظلمانی می‏ باشد. و اگر دنیا وسیله توجه به حق و رسیدن به‌دار آخرت، كه "دار التشریف" است، باشد، حجاب های ظلمانی به حجب نورانی مبدل می ‏گردد. و "كمال انقطاع" آن است كه تمام حجب ظلمانی و نورانی پاره و كنار زده شود، تا به مهمانسرای الهی كه "معدن عظمت" است بتوان وارد گردید. لهذا در این "مناجات" از خداوند متعال بینایی و نورانیت قلبی طلب می ‏كنند، تا بتوانند حجب نورانی را دریده به معدن عظمت برسند: حتّی تخرق أبصار القلوب حجب النّور، فتصل إلی معدن العظمة.

ولی كسی كه هنوز حجاب های ظلمانی را پاره نكرده، كسی كه تمام توجه او به عالم طبیعت است و، العیاذ باللّه، منحرف عن‌الله می‏باشد، و اصولا از ماوراء دنیا و عالم روحانیت بی خبر بوده و منكوس إلی الطبیعه‏ است، و هیچ گاه در مقام [این‏] برنیامده كه خود را تهذیب كند، حركت و نیروی روحانی و معنوی در خویشتن ایجاد نماید، و پرده‏ های سیاهی را كه روی قلب او سایه افكنده كنار زند، در اسفل سافلین كه آخرین حجب ظلمانیست قرار دارد: ثُمَّ رَدَدْناهُ اسْفَلَ سافلین. در صورتی كه خداوند عالم بشر را در عالیترین مرتبه و مقام آفریده است: لَقَدْ خَلَقْنَا الانسانَ فی احْسَنِ تَقویمٍ. كسی كه از هوای نفس پیروی می‏ كند و از روزی كه خود را شناخته به غیر عالم ظلمانی طبیعت توجهی ندارد و هیچ‏گاه فكر نمی‏كند كه ممكن است غیر از این دنیای آلوده تاریك جا و منزل دیگری هم وجود داشته باشد، در حجاب ظلمانی فرو رفته، مصداق اخْلَدَ الی الارْضِ و اتَّبَعَ هواه گردیده است. او با آن قلب آلوده به گناهی كه در پرده ظلمانی پوشیده شده و روح گرفته‏ ای كه بر اثر كثرت گناه و معصیت از حق تعالی دور گشته، آن هوا پرستی ها و دنیا طلبی هایی كه عقل و چشم حقیقت بین او را كور كرده است، نمی‏تواند از حجاب های ظلمانی برهد، چه رسد اینكه حجب نورانی را پاره كرده انقطاع إلی‌الله حاصل نماید. او خیلی معتقد باشد كه مقام اولیای خدا را منكر نشود؛ عوالم برزخ، صراط، معاد، قیامت، حساب، كتاب، بهشت و جهنم را افسانه نخواند. انسان بر اثر معاصی و دلبستگی به دنیا بتدریج این حقایق را منكر می ‏گردد؛ مقامات اولیا را انكار می ‏كند، با اینكه مقامات اولیا بیش از این چند جمله‏ ای كه در دعا و مناجات وارد شده نمی‏ باشد.

- معنای روزه فقط خودداری و امساك از خوردن و آشامیدن نیست؛ از معاصی هم باید خودداری كرد.

- در این ماه شریف، كه به مهمانسرای الهی دعوت شده ‏اید، اگر به حق تعالی معرفت پیدا نكردید یا معرفت شما زیادتر نشد، بدانید در ضیافة‌الله درست وارد نشدید و حق ضیافت را به جا نیاوردید.

- خداوند تبارك و تعالی برای ورود به معدن نور و عظمت از بندگانش دعوت فرموده است، لیكن بنده اگر لایق نباشد نمی ‏تواند به چنین مقام با شكوه و مجللی وارد گردد.

سخنی از مقام معظم رهبری در خصوص ماه رمضان

عکس, تصویر, احکام مخصوص ماه رمضان | احکام ماه رمضان

اگر انسان مسلمان- جوان و پیر، زن و مرد- در ماه رجب و سپس ماه شعبان، رابطه‌ی خود را با خدای متعال روان و نزدیک‌تر کند، با آمادگی به ماه رمضان می‌رسد. آن‌گاه ماه رمضان ضیافت الهی می‌شود. انسان باید آماده شود و سپس وارد ضیافت گردد. «شست‌وشویی کن و آنگه به خرابات خرام»

 انسان باید این شست‌وشو را در ماه رجب و شعبان بکند تا بتواند در ماه رمضان بر سرِ سفره‌ی الهی وارد شود و از آن سفره متنعّم گردد و فیض ببرد. اگر از ماه رمضان فیض بردیم، آن‌گاه اعمال و اخلاق و نگرش و افکار خود ما نشان خواهد داد که پیش‌رفت کرده‌ایم؛ خودمان محک‌زنِ خویش می‌شویم و پیش‌رفت را تشخیص می‌دهیم. ما این امتحان‌ها را نمی‌کنیم، آن‌گاه بدبختی‌ها و گرفتاری‌هایش را در وجود خودمان و در فضای جامعه لمس می‌کنیم .

سخنان امام موسی صدر درباره آمادگی برای ماه مبارک رمضان

واکنش مسوولان لبنانی به خبر کشته شدن امام موسی صدر به دست ابونضال: السنوسی دروغ می گوید

امام موسی صدر درباره آمادگی برای ماه مبارک رمضان در شرح دعای ماه شعبان , می فرماید :

دعای ماه شعبان دو بار به ما یادآوری می‏کند ـ یک بار نسبت به رسول اکرم و یکبار نسبت به ما ـ که ای فرزند آدم! هشیار باش که شاید این ماه شعبان آخرین ماه شعبان عمر تو باشد، شاید این رمضان آخرین رمضان عمر تو باشد. چه کسی می‏داند چه پیش خواهد آمد؟ زندگی ما به گونه‏ای است که نسبت به هیچ یک از عوامل متزلزل کننده و بر هم زننده زندگی اختیار و کنترلی نداریم و هر لحظه ممکن است در معرض مرگ قرار بگیریم. این گونه نیست برادران؟ کدام یک از شما تضمین می‏کند که یک ساعت بعد زنده باشد؟ کدام یک از ما تضمین می‏کند که فردا زنده باشد؟ شاید بگویید من اهمیتی نمی‏دهم و به این چیزها فکر نمی‏کنم، ولی این یک امر مسلّم است. البته امید به ادامه زندگی به شما نیرو می‏دهد، ولی هیچ کس نمی‏داند آیا برای شما سانحه رانندگی پیش می‏آید یا نه؟ پیش از آنکه سانحه اتفاق بیفتد شما به آن فکر نمی‏کردید .

همه ما خبر حوادث را می‏َشنویم و آنها را می‏بینیم ولی فکر می‏کنیم این حوادث برای غیر ماست، و اطمینان داریم که حادثه‏ای برایمان رخ نخواهد داد، تا این‌که ناگهان حادثه‏ای اتفاق می‏افتد، مرگ نیز همین طور است. تا زمانی که زنده است احساس نمی‏کند که مرگ در برابر اوست، ولی حادثه ناگهانی قابل پیش‏بینی نیست، اگر انسان می‏توانست حوادث غیرمنتظره را پیش‏بینی کند دیگر غیرمنتظره و ناگهان نبودند. این طور نیست؟ اتفاقات ناگهانی به خاطر آن است که منتظر آنها نیستیم. بنابراین، هیچ یک از ما اطمینان نداریم که فرصت باقی است .

اسلام از ما می‏خواهد که یک لحظه از زندگی را نیز از دست ندهیم. در یک حدیث شگفت‏آور نبوی آمده است: «لو أن امرءاً مؤمنا قامت قیامته و بیده غرسة لغرسها قبل أن یموت؛ اگر مرگ مؤمنی فرا رسد و در دست او نهالی باشد، پیش از آنکه بمیرد آن را می‏کارد.» یعنی اگر انسان مؤمن در مزرعه‏اش مشغول کشاورزی باشد و مرگ او برسد، در حال مرگ نیز نهال را رها نمی‏کند و به کناری نمی‏اندازد تا جان بدهد، بلکه در همان حال درخت را در زمین می‏کارد و سپس می‏میرد. منظور این حدیث چیست؟ می‏خواهد بگوید: حتی همین لحظه کوتاه باقیمانده از زندگی را نیز از دست نده و در راه خیر از آن استفاده کند، و آن نهال را بکار، هرچند در آن حالت نامناسب باشی. از ما می‏خواهد که همه لحظه‏های زندگی را غنیمت بدانیم تا زندگی انسان سراسر خیر و برکت و رحمت و کارآمدی باشد .

این چه زندگی است که انسان در آن سودی برای دیگران نداشته باشد؟ انسانی که به دیگران سودی نرساند مرده است، وجود ندار همچون سنگ است. چه تفاوتی میان او و سنگ وجود دارد؟ سنگ وجود دارد و انسانی که خیر او به دیگرا ن نمی‏رسد نیز زنده است، ولی دوام و بقا و صلابت سنگ بیشتر است. مرگ و زندگی چنین انسانی چه تفاوتی دارد؟ هیچ تفاوتی ندارد. حیات انسان با مقدار خیری که از او سر می‏زند و با مقدار عطا و کارآیی که دارد و با خدماتی که به دیگران ارائه می‏دهد سنجیده می‏َشود. زندگی این است و جز این هیچ نیست .

از ما می‏خواهند که این ساعات عمر خود را غنیمت بشماریم و آنها را با خیر و نماز و پرهیزگاری و خدمت به دیگران پر کنیم. همواره به ما تذکر می‏دهند که چه کسی به شما گفته است زنده خواهید ماند؟ هیچ کسی نمی‏تواند بقای خود را تضمین کند. پس آماده باشید. امیرمؤمنان علی(ع) فرموده‏اند: «تجهزوا رحمکم الله فقد نودی فیکم بالرحیل؛ آماده شوید، خدا شما را رحمت کند، چرا که بانگ کوچ را سر داده‏اند.» بانگ کوچ سرداده‏اند یعنی چه؟ یعنی یک بلندگو هر روز فریاد می‏زند: آماده شوید، راه بیفتید. بلندگو هم نیاز نیست. خود ما می‏دانیم که هر روز وقت کوچ است. وقتی کسی از دنیا می‏رود، ندایی است برای کوچ من .

هر روزی که می‏آید، هر طلوع و غروب خورشید بانگ برای کوچ است، زیرا هر روزی که می‏گذرد یک صفحه از عمر من ورق می‏خورد. هر ساعت و هر لحظه و هر ثانیه‏ای که می‏گذرد، از باقیمانده عمر من کاسته می‏شود .




طبقه بندی: كوتاه سخنی از اخلاص، قبر ، خانه آخرت، عنایت خدا به سید الشهدا (ع)، عنصر «امر به معروف و نهی از منكر» در حادثه عاشورا، آقا سید كریم پینه دوز، توسل به امام حسین، سلوك عاشورائی (2)، فراربسوی خدا، نماز با روح، ملك الموت، نماز و شیطان، خدایا مرا ببخش، امان از عصبانیت و خشم، دقیقه ای برای خدا، آیا می شود تا آخر عمر حتی به یك نامحرم هم نگاه نكینم، شب قدر، در فضیلت سحرخیزی، همین سحر توبه كن، 90 فایده دعا برای امام زمان (عج)، اصرار آیت‌الله بهجت به زیارت حرم حضرت عبدالعظیم،
[ شنبه 24 خرداد 1393 ] [ 09:37 ق.ظ ] [ مصطفی رسولی مهربانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


روزی روزگاری اهالی دهكده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا كنند ، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان
بار خدایا چنین ایمانی بمن عطا فرما و من ایمانم را به تو می سپارم

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


امکانات وب

فال امروز
 پخش قرآن صوتی و تصویری